با منصور ضابطیان، یک آدم خیلی ‌خیلی معمولی به تعبیر خودش

با تلویزیون حال بهتری دارم

منصور ضابطیان سینما خوانده اما عمده فعالیتش را در تلویزیون متمرکز کرده است. در عین حال، دستی هم بر قلم دارد و کتاب می‌نویسد. هرچند خودش اعتقاد دارد مردم کتاب‌هایش را برای محتوایش می‌خرند و می‌خوانند نه اسم و رسم او. مسافرت هم زیاد می‌رود. ضابطیان برنامه‌ساز باهوشی است؛ شبیه عادل فردوسی‌پور. هر دو رگ خواب تماشاگر را بخوبی پیدا کرده‌اند. حالا یکی در ورزش و دیگری در یک برنامه شبانه فرهنگ‌محور. او و «رادیو هفت»‌اش هر شب تماشاگران ثابت، وفادار و پیگیری را پای گیرنده‌های خانگی می‌نشانند.
کد خبر: ۷۷۸۵۷۴

چقدر تلویزیون می‌بینید؟

دو حالت دارد؛ گاهی تلویزیون را به این نیت می‌بینید که از آن لذت ببرید و زمانی هم تلویزیون ابزار کارتان است و از این‌رو تماشایش می‌کنید. سال‌هاست تلویزیون را برای لذت بردن تماشا نمی‌کنم. گاهی به اجبار برنامه‌هایی را که دوستانم ساخته‌اند، دیده‌ام. البته این به آن معنی نیست که برنامه‌های خوبی بوده‌اند. تلویزیون زیاد تماشا می‌کنم، ولی این‌که آن را به‌عنوان یک ابزار سرگرمی در نظر داشته باشم، نه. ترجیح می‌دهم روش‌های دیگری را برای سرگرم شدن انتخاب کنم.

اصولا برنامه‌ای هست که مورد علاقه‌تان باشد و پیگیر تماشایش باشید؟

برنامه‌ای که ساعت هفتگی‌ام را روی آن تنظیم کنم تا از دستش ندهم نه. البته باز به این معنا نیست که برنامه‌های خوبی نداریم، بلکه دلیل اصلی‌اش گرفتاری‌های من است.

سریال چطور؟

خیلی کم، در حد اندک.

در جایی خواندم که گفته بودید نویسندگی را بیشتر از هر کاری دوست دارید؟ نوشتن چقدر برایتان جدی است؟

نویسنده بدون ‌واسطه با مخاطب در ارتباط است. آنچه می‌نویسد فقط با ذهن و قلمش است. در این میان هیچ عامل دیگری نمی‌تواند مداخله داشته باشد، اما در رسانه‌های دیگر مثلا کافی است بخواهی حرفی بزنی، اما نورپرداز نتواند نور خوبی در صحنه به شما بدهد و تصویرتان را کدر کند. این نقص می‌تواند بر ارتباطی که قرار است با مخاطب داشته باشید و اصولا بر همه چیز، تاثیر منفی بگذارد. وقتی نویسنده هستی مخاطب تو را انتخاب می‌کند، چراکه پول می‌دهد تا محصولت را اعم از کتاب یا روزنامه و مجله بخرد. یعنی یک ارتباط پایه‌ای میان نویسنده و خواننده برقرار است. ولی مثلا در تلویزیون یا رادیو معمولا اتفاقی برخورد می‌کند و شما مساله اصلی‌اش نیستید. به این دلیل است که نویسندگی را از هر کاری بیشتر دوست دارم.

به اعتقاد خودتان خوانندگان کتاب‌هایتان بیشتر به خاطر محتوا آنها را می‌خرند یا اسم شما؟

فکر می‌کنم بیشتر به خاطر محتوایش اگرچه انکار نمی‌کنم گاهی اسم جلوتر از کتاب حرکت می‌کند و عده‌ای را به سمت خود می‌کشد، اما این وضع خیلی نمی‌تواند دوام داشته باشد. مثل کسی است که به‌طور مثال با رابطه مجری تلویزیون شده باشد. این شخص شاید مجری باشد، اما ماندگار نیست. کتاب هم همین‌طور است. ممکن است یک خواننده کتابی را به خاطر اسم نویسنده‌اش بخرد، اما پس از مدتی از آن خسته می‌شود و کنارش‌ می‌گذارد. به شخصه از بازخوردهایی که از خوانندگان کتاب‌هایم گرفته‌ام چنین احساسی ندارم. می‌گویند فلان کتابت را به سختی زمین می‌گذاریم. کمتر کسی را دیده‌ام که کتابی از مرا دست گرفته و به پایان نبرده باشد. اینها ربطی به اسم من ندارد، بیشتر به محتوای کتاب و موقعیت‌هایی که در آن آفریده شده ارتباط دارد.

خودتان چقدر اهل مطالعه هستید؟

مادرم از کودکی این عادت را در من به وجود آورد که حتما در روز کتاب بخوانم. کم و کیفش البته متفاوت است. همیشه در کیفم یا بالای تختخوابم کتابی دارم که مطالعه کنم. حالا گاهی ممکن است از یک کتاب خوشم بیاید و زود تمامش کنم یا خواندنش به درازا بکشد.

حوزه مطالعاتی مورد علاقه‌تان؟

تاریخ معاصر را خیلی دوست دارم و معمولا کتاب‌هایی را که در این زمینه چاپ می‌شود، تهیه می‌کنم و می‌خوانم. به داستان کوتاه هم علاقه دارم. در دیگر حوزه‌ها هم اگر کتاب پر سر و صدایی چاپ شده باشد حتما می‌خوانم.

نویسندگان داخلی و خارجی محبوب‌تان در حوزه ادبیات؟

این از آن پرسش‌هایی است که هیچ‌وقت نتوانسته‌ام پاسخ مناسبی برای آن پیدا کنم. همه چیز نسبی است و مطلق وجود ندارد. گاهی یک نویسنده اثری خوب خلق می‌کند، اما بقیه کارهایش چنگی به دل نمی‌زند. از میان قصه‌نویسان فرنگی گراهام گرین و آلن دو باتن را می‌پسندم.

از منظر یک نویسنده، موافق حضور بازیگران در عرصه نویسندگی هستید؟ نگران نمی‌شوید استعدادهای ادبی جوان در سایه این اسم‌ها قرار بگیرند و دیده نشوند؟

نه، به نظرم این دو خیلی به هم نامربوط هستند. عرصه نشر که محدودیتی ندارد. به طور مثال این‌گونه نیست که فقط قرار باشد چهار کتاب در طول سال چاپ شود و اگر چهار نویسنده بیایند دیگر برای دیگران سهمیه‌ای نمی‌ماند.

البته منظور من این نبود. با من موافقید که بعضی خوانندگان بیشتر به اسم نویسنده کتاب توجه دارند تا محتوای آن؟

در همه جای دنیا این اتفاق می‌افتد. وقتی کسی که در عرصه دیگری شناخته شده، در زمینه جدیدی ورود می‌کند طبیعتا سوالات و کنجکاوی‌هایی را برمی‌انگیزد. اگر یک نویسنده یا شاعر هم به سینما وارد شود و در فیلمی بازی کند برای مخاطب جذاب و سوال‌برانگیز خواهد شد. به نظرم هر کتاب و اثر خوبی بالاخره راهش را پیدا خواهد کرد. بنابراین اگر کسی واقعا کارش باکیفیت باشد در سایه هیچ اسمی قرار نمی‌گیرد. مساله مهم، ماندگاری اثر است و حفظ تاثیرگذاری‌اش در گذشت زمان. یک کتاب اگر هم خوب نباشد، اما باعث رونق بازار نشر شود و نقشی در ایجاد عادت مطالعه و بالا رفتن سرانه کتابخوانی ایفا کند حتما باید چاپ شود.

شما با این که سینما خوانده‌اید، اما به طور جدی وارد این صنعت نشدید، چرا؟

اصلا چنین قصدی را هم ندارم. اتفاقا زیاد با این پرسش مواجه می‌شوم که چرا فیلم نمی‌سازی؟ اما من تلویزیون را دوست دارم و فکر می‌کنم با برنامه‌سازی در این رسانه حال بهتری دارم و می‌توانم تاثیر بهتر و بیشتری روی مردم بگذارم.

برویم سراغ رادیو هفت. این برنامه امسال برای نوروز چه تدارکاتی دیده است؟

هیچ! آخرین برنامه رادیو هفت 28 اسفند پخش می‌شود و دیگر برنامه نخواهیم داشت تا ساعت 11 دوشنبه 31 فروردین سال 94. البته شبکه آموزش بنا دارد گلچینی از برنامه‌های نوروزی سال‌های گذشته را بعد از ایام سوگواری حضرت فاطمه(س) تا 13 فروردین پخش کند.

آیا باید نقطه پایانی برای رادیو هفت متصور شد؟

بله، صد درصد. همان‌طور که برای هر برنامه دیگری این اتفاق می‌افتد، اما برای رسیدن به این نقطه پایانی باید عوامل مختلفی دست به دست هم بدهند. اگر با خودم بود که دو سال پیش نقطه پایانی را می‌گذاشتم، اما موضوع این است که مخاطب تلویزیون رادیو هفت را به عنوان بخشی از برنامه روزانه‌اش انتخاب کرده و اگرچه ممکن است همیشه هم آن را نبیند، اما دوست دارد وجود داشته باشد. وقتی چنین ارتباطی هست به خودم به‌عنوان برنامه‌ساز اجازه نمی‌دهم به دنبال کارم بروم. زمانی هم که احساس کنم دیگر چنین رابطه‌ای میان بینندگان و برنامه وجود ندارد و مردم دیگر آن را نمی‌خواهند، تمامش خواهم کرد.

ایده‌های جدیدی دارید که رادیو هفت به تکرار نیفتد و برای بیننده خسته‌کننده و ملال‌آور نشود؟

البته، همان‌گونه که در طول این پنج سال ایده‌های جدیدی داشته‌ایم. رادیو هفت در این مدت نه‌تنها مخاطبانش را از دست نداده که حتی بر تعداد آنها افزوده شده، در عین حال که ساختارش هم تغییر چندانی نکرده است. ما در سال جدید هم ساختار را تغییر نخواهیم داد، چراکه مردم آن را پذیرفته‌اند، اما همچون همیشه در رویکردها، محتواها و متون برنامه تغییرات اساسی خواهیم داد. اصولا از هر چیزی که با حفظ چارچوب رادیویی بتواند فضای جدیدی را در برنامه ایجاد کند استقبال می‌کنیم.

آقای ضابطیان! شما در برنامه‌تان با بسیاری از هنرمندان بزرگ کشور گفت‌‌وگوی مستقیم داشته‌اید. از مصاحبت با کدام‌یک از این بزرگان بیشترین لذت را برده‌اید؟

گفت‌وگو با هوشنگ مرادی کرمانی خیلی برایم لذتبخش بود. با پرویز پرستویی و استاد علی نصیریان هم به همچنین. از این گفت‌وگوها بیشتر به عنوان یک کلاس درس می‌توانم یاد کنم. واقعا وقتی با آنها صحبت می‌کردم تحت تاثیر شخصیت و رفتار و منش‌شان قرار گرفته بودم.

پیش آمده بنشینید و گفت‌وگوهای قدیمی خودتان با هنرمندان را ببینید؟

دیدن معمولا نه، اما گاهی گفت‌وگوهای مطبوعاتی‌ام را می‌خوانم و می‌بینم بعضی‌هایشان چقدر ضعیف بوده است یا چه سوال‌های بهتری را می‌توانستم بپرسم یا چرا مصاحبه‌ام آغاز و پایان بهتری نداشته است. هیچکاک معتقد است سکانس ابتدایی هر فیلم باید مثل یک سیلی بر صورت تماشاچی وارد آید و او را روی صندلی بنشاند. در مورد مصاحبه و گفت‌وگو هم همین‌طور است. پرسش اول باید این‌قدر جذاب باشد که بیننده را پای گیرنده نگه دارد.

شما سال‌ها پیش به کره جنوبی سفر کردید و با یونگ لی، بازیگر نقش یانگوم در سریال «جواهری در قصر» مصاحبه کردید. این سفر با هزینه شخصی خودتان بود؟

نخیر، از طرف سازمان صدا و سیما بود. البته برنامه اسپانسرهای (حامیان مالی)‌ خودش را داشت و هزینه‌ای بر سازمان تحمیل نکرد.

باتوجه به سابقه مطبوعاتی‌تان هیچ‌گاه به این فکر نیفتادید که یک برنامه با محوریت خبرنگاران و بیان مشکلات آنها بسازید‌ یا مثلا برنامه‌ای تولید کنید و آموزش مقدماتی روزنامه‌نگاری در آن داشته باشید؟

من اساسا با برنامه‌های آموزشی این شکلی موافق نیستم. یعنی فکر نمی‌کنم کسی با دیدن این برنامه‌ها مثلا نجار بشود. یک‌بار‌ شبکه آموزش برنامه‌ای برای آموزش وزنه‌برداری در منزل گذاشته بود که نمی‌دانم به درد چه کسی می‌خورد. طرح خیلی خوبی داشتم برای یک برنامه هفتگی که قرار بود در آن با حضور روزنامه‌نگاران گزارش‌ها و مطالبی که می‌توانست به ساخت یک فیلم مستند کمک کند، بررسی شود. به عبارت دیگر می‌خواستیم برای اولین‌بار به جای آن‌که مطبوعات تحت ثاتیر سینما باشند این رابطه معکوس شود. ایده خوب و جذابی بود و مطمئن بودم پرمخاطب می‌شود، اما به خاطر یکسری مسائل مالی که شبکه مستند با آن مواجه شد، امکان تولیدش فراهم نیامد.

هنوز هم با مطبوعات همکاری دارید؟

نه، بیشتر وقتم صرف تلویزیون و کتاب‌هایم می‌شود. تنها کار مطبوعاتی‌ام در یک ‌سال گذشته گزارش مفصلی بود از پیامدهای جنگ ایران و عراق که در مجله نشنال جغرافی کار شد. در این گزارش به گوشه‌ای از رنج‌های مردم ایران به خاطر جنگ تحمیلی و برخوردهای غیرمنصفانه‌ای که در عرصه بین‌المللی با ما صورت گرفته و این‌که چقدر در موضع مظلومانه‌ای قرار داشتیم، پرداخته شده بود.

در رادیو هفت در مقام یک آدم بزرگ از کودکان سوالات جدی می‌پرسید و پاسخ‌های ساده می‌گیرید. چرا از زبان کودکی در گفت‌وگو با بچه‌ها استفاده نمی‌کنید؟

مشکل تلویزیون ما جدی نگرفتن کودکان است. بچه‌های امروز با کودکان دیروز خیلی تفاوت دارند. آنها قدرت تحلیل پیدا کرده‌اند و اطلاعات ذهنی‌شان فراوان و متنوع است. باید به دنیای کودکانه‌شان نگاه خیلی جدی‌ای داشته باشیم و تحلیلش کنیم. من فقط سعی می‌کنم بچه‌ها را جدی بگیرم و آنچه را هستند بپذیرم. نخواستم کودکان را در سطح موجوداتی که فهم درستی از اطراف‌شان ندارند، پایین بیاورم. با بچه‌ها مثل دوستم رفتار می‌کنم و سعی می‌کنم به زبان مشترکی با آنها برسم. تفاوت مصاحبه با کودکان نسبت به بزرگ‌ترها در این است که در گفت‌‌وگو با آدم‌های معروف سکان مصاحبه را خودم در دست می‌گیرم و هدایتش می‌کنم و اجازه نمی‌دهم به بیراهه برود، اما در صحبت با کودکان عکس این عمل رفتار می‌کنم و خودم را رها می‌کرده و می‌سپارم به آنها. بچه‌ها هم هر جا دوست داشته باشند مرا می‌برند. فقط وقتی احساس می‌کنم گفت‌وگو دارد از ریتم می‌افتد یک سوال جدید می‌پرسم. در غیر این ‌صورت اغلب سوال‌هایم در ادامه و راستای صحبت‌های آنهاست.

جایزه‌های عجیبی هم به بچه‌ها می‌دهید، مثلا پریز برق و از این دست وسایل. این از تجربه‌های کودکی‌تان می‌آید تا خلاقیت‌تان؟

همه ما در زمان کودکی کادوهایی گرفته‌ایم که دوست نداشته‌ایم. برای خود شما هم شاید این اتفاق افتاده باشد. ما می‌خواهیم بچه‌ها را در این موقعیت قرار دهیم و واکنش‌هایشان را ببینیم. عکس‌العمل‌هایشان هم متفاوت است. بعضی‌ها خیلی صریح هستند و اعتراض می‌کنند که این چیست که به ما داده‌اید؟! برخی هم آبروداری می‌کنند و چیزی نمی‌گویند. یکسری هم به صرف گرفتن هدیه خیلی خوشحال می‌شوند. البته ما بعدا به بچه‌ها می‌گوییم که این فقط یک شوخی بوده و جایزه اصلی‌شان در پشت صحنه محفوظ است.

برنامه‌ای برای گذران تعطیلات نوروزی دارید؟

فکر می‌کنم در تهران باشم. کار نوشتنی دارم. البته شاید یک سفر کوتاه داخلی هم بروم. اما تهران در ایام نوروز دیدنی‌تر است و زندگی در آن لذت‌بخش‌تر.

شما مسافرت زیاد می‌روید، درست است؟

بله.

بچه پولدارید؟

(می‌خندد) این سوالی است که همه از من می‌پرسند. نمی‌گویم سفر پول نمی‌خواهد، طبیعتا می‌خواهد اما مهم این است که مهارت سفر کردن را داشته باشید؛ حالا نمی‌گویم هنرش را. اگر این مهارت را داشته باشید سفر گاهی خیلی ارزان تمام می‌شود. علاوه بر این من هزینه سفرهایم را با چاپ کتاب و مقاله جبران می‌کنم. ضمن آن‌که خیلی تجملاتی نیستم و ترجیح می‌دهم پولی را که از کار کردن در می‌آورم به جای خرید اتومبیل مدل بالا و خانه گرانقیمت، صرف سفر و تجربه کردن کنم.

محسن محمدی / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها