تو که نوشم نه‌ای، نیشم چرایی؟

در جوامع مدرن و فرد گرای امروز، ضرورت کمک کردن بیش از گذشته احساس می‌شود. با این حال آن چه در جامعه ما کمتر مورد توجه بوده است، چگونه کمک کردن و چطور کمک کردن است؛ کمک کردن مانند بسیاری از امور دیگر هنر می‌خواهد؛ مثل ارتباط برقرار کردن با دیگران که دغدغه خیلی‌هاست ولی عده کمتری قادر به برقراری ارتباط موفق‌اند.
کد خبر: ۷۶۹۸۴۱

بسیار پیش آمده که دوستی، همکاری یا آشنایی با نیت خیر می‌آید جلو اما به جای این که فرجی و گشایشی در کار حاصل آید، اوضاع قمر در عقرب می‌شود! به همین دلیل است که گاهی نه‌تنها امیدی به خیر رساندن اطرافیان نداریم که آرزو می‌کنیم لااقل شر نرسانند. انصافا در خیلی موارد، همین شر نرساندن خودش بزرگ‌ترین خیرهاست. یک زمانی است که من نمی‌توانم یا اصلا نمی‌خواهم کمکی کنم خب می‌نشینم کنار اما یک زمانی هم هست، کمک که نمی‌کنم هیچ در بدتر شدن شرایط هم از هیچ اقدامی فرو گذار نیستم! نه خدای ناکرده از روی قصد و عمد ـ که حساب این دست آدم‌ها جداست و خودشان سوژه‌های مستقلی برای روان‌شناسان هستند ـ بلکه ناآگاهانه و از روی بی‌تدبیری، کج‌سلیقگی و هر چه که بتوان اسمش را گذاشت می‌آیند وسط و کاری می‌کنند که نباید. شاهد مثالش وقتی است که در غم عزیزی عزادار می‌شویم. خدا بد نیاورد اما احتمالا تجربه چنین شرایطی را داشته‌اید. طرف آتشی در دلش برپاست و جگرش کباب است، آن گاه عده‌ای پیدا می‌شوند برای همدردی و تسکین درد، اما به جای آن که باری از روی دوش صاحب عزا بر دارند، وبال می‌شوند. به جای آن که آرامش کنند، نمک می‌پاشند بر زخم تازه. بعدش هم مجالس ترحیمی به پا می‌شود که در آن مداح محترم تا می‌تواند داغ دل صاحب عزا را تشدید می‌کند و به هر چیزی متوسل می‌شود تا صدای شیون و ناله اطرافیان را درآورد. بعد که کارش تمام می‌شود، برای بازماندگان صبر جزیل مسئلت می‌کند! ما که سنمان قد نمی‌دهد، اما بزرگ‌ترهایمان تعریف می‌کنند که قدیم‌تر‌ها رسم بر این بوده که تا هفتم متوفی، گرد صاحب عزا را می‌گرفته‌اند و کارهایش را از کوچک و بزرگ همه انجام می‌داده‌اند تا او فقط با مصیبتش کنار آید و گذر روزها کمی آرامش کند. حالا اما صاحب عزا هم باید بار مصیبت را بر دوش کشد و هم به فکر ریز و درشت امور باشد؛ از آگهی روزنامه گرفته تا رزرو رستوران و تدارک غذای مهمانان داخل منزل برای چند روز. این نابلدی در کمک رساندن البته در سطح کلانش هم صادق است. یعنی وقتی پای حادثه‌ای با ابعاد ملی در میان است و شرایط سخت و بحرانی است، نمی‌دانیم که چطور به یکدیگر کمک رسانیم و هوای هم را داشته باشیم. چند وقت پیش که سقوط هواپیمای تهران ـ طبس جان تعداد زیادی از شهروندانمان را گرفت و عواطف مردمی جریحه‌دار شده بود، برخی از رسانه‌ها به جای آن که زمینه‌های تسکین و التیام درد را به طور عام برای مردم و به طور خاص برای خانواده‌های داغ دیده فراهم کنند، چنان تیترها و عکس‌هایی منتشر کردند که هنوز از یادآوری‌شان مو به تن آدم سیخ می‌شود یا به یاد آورید هنگام بروز زلزله‌های خانه خراب کن که از یک طرف باعث غلیان احساسات میهن دوستانه برای کمک می‌شود و از آن طرف تقاضاهای مکرر مسئولان که لطفا این طور کمک کنید و نکنید و... .

البته در این میان هم هستند کسانی که با «الاعمال بالنیات» رفع مسئولیت می‌کنند؛ می‌گویند ما که نیت‌مان خیر بود، حالا این که چه نتیجه‌ای داد و چه بر سر طرف آمد چندان محل اعتنا نیست.

وحید اقدسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها