در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قوطی کبریت بعدی به پایین جاکبریتی سقوط میکرد و جای قبلی را میگرفت. فعلا داریم درباره سادهترین نوع جاکبریتی صحبت میکنیم. نوعی که چوبی بود و جعبههای کبریت به صورتی عمودی داخلش جا میشد. بعدها خانمهای خانهدار باذوق و سلیقهای که داشتند این وسایل چوبی را تزیین کردند. برایش لباسی کاموایی دوختند و روی بدنهاش گل و بلبل چسباندند. بتدریج این وسیله حالت کاربردیاش را از دست داد و به یک کالای تزئینی تبدیل شد. جاکبریتیهایی وارد بازار شد که کاموایی و عروسکی شکل بود. داخل جیبهای این عروسک میشد چند جعبه کبریت جاسازی کرد. وقتی جهیزیه عروس را میچیدند حتما به این نکته که جاکبریتیاش چه طرحی داشته باشد، فکر میکردند. در بازار میتوانستی انواع و اقسام جاکبریتیها را خریداری کنی. جاکبریتیهایی که شکل میز و صندلی یا آشیانه پرنده بود. قوطی کبریت ابعاد کوچکی داشت و همین مساله کار هنرمندان خلاق را راحت میکرد. آنها یک میز و چهار صندلی به اندازه کف دست طراحی کرده بودند که کبریتها با نظم و ترتیب روی چهار صندلی مینشست. در آن سالها همه با کبریت سر و کار داشتند و در طول روز چند بار به سراغش میرفتند. در تلویزیون آقا یا خانم مجری مدام به بچهها توصیه میکرد که به کبریت دست نزنند؛ چون خیلی خطرناک است. مجلات کودکان و نوجوانان برای دانشآموزان معماهای کبریتی طرح میکردند؛ مثلا میگفتند یک چوب کبریت را طوری جابهجا کنید که سه مربع داخل شکل تبدیل به چهار مربع شود و...
از زمانی که اجاق گازهای فندکدار وارد آشپزخانهها شد، دیگر کسی کبریت را تحویل نگرفت. فندکها در عرض چند ثانیه بیزحمت و دردسر اجاقها را شعلهور میکرد. الان دیگر از آن بافتنیهای زیبا در آشپزخانهها خبری نیست. عروسکی که داخل جیبش کبریت میگذاشتی، خیلی وقت پیش با خانه و آشپزخانه خداحافظی کرد و رفت و دیگر برنگشت.
سروش امیدوار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: