سردار آزمون از کجا می‌آید و در فوتبال ایران به کجا می‌تواند برسد؟

سوار بر اسب نبوغ

جام ملت‌های آسیا زودتر از آنچه‌ انتظارش می‌رفت برای ایران تمام شد. شاید خیلی‌ها هنوز از اتفافات بازی با عراق و حذف در پنالتی‌ها ناراحت باشند.
کد خبر: ۷۶۳۸۴۵

شاید هنوز خیلی‌ها از انتقاد دست برنداشته‌اند و دنبال مقصر این شکست هستند، اما ته دل همه آنها یک خوشی هست، دلخوشی به آینده، آینده با جوانانی که در استرالیا بازی‌هایشان به نمایش گذاشته شد. جوانانی که بعضی‌هایشان حتی در لیگ ایران هم به بازی گرفته نمی‌شوند و نامشان غریب بود. در بین بازیکنان جدید تیم ملی، سردار آزمون آشناتر از بقیه بود، همان که چند سالی است نامش در فوتبال ایران مطرح شده. در تیم نوجوانان و جوانان.

قرار بود در جام جهانی هم بازی کند، اما گفتند به ترکیبی که کارلوس کی‌روش برای بازی‌های برزیل چیده، نمی‌خورد. در جام ملت‌ها بازی کرد. در چهار بازی دو گل‌زد؛ دو گل تحسین برانگیز.

سردار جزو معدود بازیکنانی است که در طرح استعدادیابی فدراسیون فوتبال کشف شده. نه این‌که قبلش فوتبال بازی نمی‌کرده اما این اتفاق راهش را برای حضور در تیم ملی هموارتر کرده. او در خانواده و شهر ورزشی به دنیا آمده. گنبد و گرگان را با سوارکاران‌، والیبالیست‌ها و بسکتبالیست‌هایش می‌شناسند.

خلیل آزمون، پدر سردار از والیبالیست‌های قدیم گنبد است که مدت‌ها در تیم ملی هم بازی می‌کرد. اما سردار راه جدیدی را انتخاب کرده است. پدرش می‌گوید:« از همان بچگی فوتبال بازی می‌کرد. از هشت سالگی به مدارس فوتبال می‌رفت. ده ساله که بود به تیم نونهالان دعوت شد. بعد تیم نوجوانان و بعد هم که جوانان. در طرح استعدادیابی فدراسیون دیگر شناختنش و به اردوها دعوت شد. در هر رده‌ای هم که بازی کرده، سنش پایین‌تر بود.» گنبد در سال‌های اخیر 70 ملی‌پوش در تیم‌های ملی ایران داشته. این آماری است که خلیل آزمون می‌دهد: «ما اینجا در این شهر استعداد زیاد داریم. فقط سردار نیست. اگر استعدادیابی‌ها ادامه داشته باشد، بازیکنان زیادی هستند که می‌توانند در حد سردار ظاهر شوند. حالا فرقی نمی‌کند، بسکتبال باشد، والیبال یا فوتبال.»

سردار کشف شد. مربیان فوتبالی که در گنبد سردار و بازی‌هایش را دیده بودند، به پدرش توصیه کرده بودند: «این پسر در فوتبال به جاهای خوبی می‌رسد. اشتباه نکنید و اجازه بدهید فوتبالش را ادامه بدهد.»

در طرح استعدادیابی هم که به اردوها دعوت شد، اکبر محمدی توجه ویژه‌ای به او داشت: «پسر لاغر اندامی‌ بود که بدن ضعیفی هم داشت. با این حال با سن و سال کمی‌ که داشت، رشد فیزیکی‌اش جلو بود. در پست دفاع وسط بازی می‌کرد اما در کارهای نفوذی گذاشتیم کار کند.»

سردار چهارده ساله بود که یک بار از تیم نوجوانان خط خورد. دیرتر از تاریخ و ساعتی که تعیین شده بود به اردو رسیده بود و مربیان هم تشخیص داده بودند او به خانه برگردد.

همان روزها بود که والیبال را جدی‌تر گرفته و به تیم نوجوانان و جوانان استان گلستان دعوت شده بود. اما بازی با تیم نوجوانان در ازبکستان و چند پیشنهاد اروپایی هم سردار و هم پدرش را به این اطمینان رساندند که او باید فوتبالیست شود.

خلیل آزمون می‌گوید‌ آن روزها باشگاه‌های منچسترسیتی و اورتون سردار را می‌خواستند اما او اجازه نداده که پسرش به این باشگاه‌ها برود: «برایش زود بود. » او به جای انگلیس به سپاهان رفت؛ جایی که نیمکت نشین شد و حتی یک بازی هم برای تیم بزرگسالان انجام نداد. به گفته پدر حتی اینترمیلان هم از سردار دعوت کرد تا در تیم‌های پایه بازی کند اما صلاحدید پدر این بود که او حتما با تیم‌های بزرگسالان قرارداد ببندد. در این شرایط پیشنهاد روبین کازان روسیه معقول‌تر بود. آزمون پدر می‌گوید: «خودم به روسیه رفتم و امکانات باشگاه را دیدم. همه چیز حرفه‌ای و در حد باشگاه‌های اروپایی بود. سطح لیگ روسیه هم بالا‌ و برای سردار خیلی خوب بود که به این باشگاه برود.» بعد از بازی‌های سردار در جام ملت‌های آسیا باز هم چند باشگاه اروپایی از او دعوت کردند تا برای آنها بازی کند اما ترجیح پدر چیز دیگری است: «سردار یک سال دیگر هم در روسیه بماند، برایش بهتر است.» او خیلی‌ هم از این پیشنهادها استقبال نمی‌کند: «با این اتفاقات تمرکز سردار به هم می‌ریزد و به‌ او ضرر می‌زند. الان مشکلی ندارد و جای خوبی بازی می‌کند. زمان برای بازی کردن در باشگاه‌های بزرگ زیاد است.»

به نظر می‌رسد که خلیل آزمون به تنهایی برای پسرش تصمیم می‌گیرد: «نه اینجور نیست ما با هم تصمیم می‌گیریم.» این تصمیمات هر چه که باشد با مشاوره یک مربی بزرگ گرفته می‌شود: «یک مربی در روسیه هست که‌ مشاوره‌های خوبی به سردار می‌دهد. من بعد از پیشنهادهایی که در جام ملت‌ها مطرح شد، به روسیه رفتم. فعلا تشخیص این است که او به جایی غیر از روبین کازان فکر نکند.»

روزهایی که تیم ملی فوتبال ایران درگیر جام ملت‌های آسیا بود، سردار آزمون چند پیشنهاد از تیم‌های اروپایی داشت؛ آرسنال، لیورپول و بارسلونا تیم‌های مطرحی بودند که گفته شد بازی‌های آزمون نظر آنها را جلب کرده. مطرح شدن این موضوع با واکنش منفی بعضی‌ها روبه‌رو شد. خداداد عزیزی در برنامه زنده تلویزیونی این پیشنهادها را به تمسخر گرفت. عزیزی تنها نبود و بعضی‌ها هم با او هم نظر بودند. خلیل آزمون از این برخوردها ناراحت است اما سکوت می‌کند: «پسرم بالاخره یک روز به یک تیم بزرگ می‌رود. آن موقع جواب همه را می‌دهیم.»

جام ملت‌ها تمام شده و بازی‌های سردار برای بیشتری‌ها راضی‌کننده بوده. اما بیشتر از همه مربی سابقش محمدی راضی است. سردار قبل از حضور در تیم ملی بزرگسالان 100 بازی با تیم نوجوانان و جوانان انجام داده و به نظر محمدی با تجربه ای که از این بازی‌ها و لیگ روسیه داشت، به او کمک کرد تا جام ملت‌های آسیا یکی از بهترین‌های تیم ایران باشد: «او در جام ملت‌ها خوب بود و با این بازی‌هایی که کرد نشان داد در جام جهانی هم می‌توانست بازی کند. گلی که به قطر زد در حد کلاس جهانی بود. گلش به عراق هم خیلی خوب بود. او در هشت بازی ملی چهار گل زده و این آمار خوبی است.» محمدی تنها مشکل سردار را مشکلات فیزیکی‌اش می‌داند: «او اگر مشکلات فیزیکی‌اش را حل کند، تمام است. سردار هنوز به بلوغ فیزیکی نرسیده است و این زمان می‌خواهد. مهم این است که سال‌های سال می‌تواند در خط حمله خیال همه راحت کند.» گل سردار به قطر زمینی بود، یک چرخش خوب و ضربه. اما گل دومش به عراق را با سر زد. محمدی این را از امتیازات سردار می‌داند: «او به همان اندازه که در حمل توپ روی زمین موفق است در بازی هوایی هم مسلط است. کمتر بازیکنی در دنیا پیدا می‌شود که این ویژگی را داشته باشد. نمی‌خواهم مقایسه کنم، اما فقط زلاتان ابراهیموویچ است که این فاکتور را دارد.»

بازی‌ها برای ایران تمام شد. سردار دوباره به روسیه برمی‌گردد شاید هم سورپرایز پدر او را راهی باشگاه دیگری کند. اما برای آنهایی که هنوز طرفدار فوتبالند امید به روزهای آینده است روزهایی که انتظار می‌رود سردار نقش مهمی‌را برایشان ایفا کند.

2 اسب، جایزه 2 گل

گنبد و اسب. گنبدی باشد و سوارکار نباشد، این از محالات است. سردار هم اسب دوست دارد و هم سوارکاری می‌کند. پدرش می‌گوید: «سردار اسب خیلی دوست دارد. اینجا در گنبد هم اسب‌های خوبی داریم و هم کورس‌های خوب. او هم دوست دارد سوارکاری کند. سوارکار حرفه‌‌ای نیست ولی خودش اسب دارد. در تیم نوجوانان که بود می‌گفتم سوار نشو، آسیب می‌بینی، می‌گفت نه عضلات پایم را قوی می‌کند. اسب‌هایی که سردار سوار می‌شود مسابقه ای است و احتمال این‌که یک اتفاق بیفتد و مصدوم شود، کم نیست.»

سردار در جام ملت‌های آسیا دو گل زده و به اندازه این گل‌ها از پدرش اسب طلب دارد: «قرار گذاشته بودیم برای هر گلی که می‌زند، یک اسب جایزه بگیرد. » البته تنها هدیه‌های پدر برای پسر نیست: «سورپرایز دارم برایش. ‌خبرهایی هست که بعد از آمدنش به ایران می‌گویم. فعلا نمی‌خواهم رسانه‌ای شود.»

گریه‌ها از کجا شروع شد

گریه‌های سردار بعد از مصدومیت در بازی با قطر روی نیمکت شاید در همه سال‌هایی که او در فوتبال هست فراموش نشود. اما این اولین بار‌ نیست که او در ورزش گریه می‌کند. خلیل آزمون که از مربیان والیبال است، سال‌ها قبل در سیرجان تیمداری می‌کرد؛ تیمی‌که در لیگ ایران دوم شد: « ما تمرین داشتیم و سردار اصرار داشت که حتما در تمرینات باشد. ده ساله بود. مهدی مهدوی، رحمان محمدی‌راد، محسن عندلیب و... در تیم ما بودند. عندلیب سرویس می‌زد و سردار هم همه توپ‌هایش را می‌گرفت. عندلیب از بازیکنان خیلی خوب آن دوره بود. هر چه زد، سردار گرفت ناراحت شد و سرویس آخر را به صورتش زد. سردار هم گریه را شروع کرد. بینی‌اش خون آمده بود و گریه‌اش تمامی ‌نداشت. عندلیب بغلش کرده بود که آرامش کند ولی این‌قدر گریه کرد که عندلیب هم عصبانی شد.»

مصدومیت در استرالیا و گریه روی نیمکت از نوع دیگری بود: «بیشتر از روی نگرانی‌اش بود. می‌ترسید که هم بازی‌های بعدی را از دست بدهد و هم در باشگاهش به مشکل بخورد. بازی‌های جام ملت‌ها برایش خیلی مهم بود. در روسیه که بود، هر روز از من می‌پرسید بازیکنان کی به تیم ملی دعوت می‌شوند، من هم دعوت می‌شوم؟ گریه که کرد من و مادرش هم نگران شدیم که مصدومیتش جدی باشد که خدا را شکر نبود.»

لیلی خرسند / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها