مایلی کهن : شیری یک کلمه هم جواب نداد

حوادثی که در شیراز اتفاق افتاد موجب شد تا همه نگاهها به سوی این شهر برگردد و حتی تساوی ابومسلم و پیروزی هم در سایه این رخدادها کمرنگ شد تلاش ما برای برقراری ارتباط با شیری و همین طور شرفی به بن بست رسید اگر چه تلفن همراه شیری روشن بود
کد خبر: ۷۶۳۸
اما فردی که گوشی را برمی داشت می گفت شیری در خانه نیست شرفی هم خود را راحت کرده و تلفن همراه خود را خاموش کرده بود در این شرایط راهی جز برقراری ارتباط با شخص ثالث باقی نماند. از آنجا که اخبار ضد و نقیضی در مورد وجود درگیری میان شرفی و مایلی کهن در پایان بازی به گوش رسید، بر آن شدیم تا در تماسی با مایلی کهن شرح ماجرا را از زبان او بشنویم ؛ اما او حرفهای دیگری هم برای گفتن داشت:آقای مایلی کهن داستان بازی سه شنبه چه بود؛بازی خوبی نبود تیم من در بازیهای پانزدهم و شانزدهم فقط یک امتیاز گرفت ؛ اما بازی خوبی ارائه کرد در این بازی ، تیم من نه امتیاز گرفت و نه خوب بازی کرد؛ چون تیم حریف اصلا نمی خواست یک فوتبال خوب ارائه کند و داور هم با گرفتن یک پنالتی 100 درصد مشکوک ما را از حداقل حقمان محروم کرد.درگیری چگونه به وجود آمد؛بهتر است از خود آقای شرفی بپرسید تلفن همراه ایشان خاموش بود تیم برق یک بر صفر جلو بود که داور برای برق پنالتی گرفت پنالتی را شیری برخلاف میل مربیان زد و نامداری پنالتی را گرفت بعد از این جریان آقای شرفی شروع کرد به اهانت و فحاشی.چه نوع اهانتی ؛حرفهای ایشان واقعا وحشتناک بود به هیچ عنوان نمی شود بیان کرد.بعد چه شد؛بعد از این فحاشی ها شیری می خواست از زمین بیرون بیاید که بچه های برق مانع شدند و یک تعویض صورت گرفت ؛ اما این تعویض برای شیری نبود ده دقیقه بعد شیری تعویض شد، زمانی که شیری بیرون آمد به بدترین شکل ممکن به او فحاشی کرد که این صحنه واقعا متاثرکننده بود.برخورد شیری چگونه بود؛به نظر من برخورد او قابل تحسین بود او در مقابل این همه فحاشی و الفاظ رکیک حتی یک کلمه هم نگفت و هیچ حرف زشتی به زبان نیاورد فقط به رختکن رفت و بر اثر عصبانیت با مشت به شیشه رختکن کوبید که او را با دست مجروح به بیمارستان بردند.وقتی شیری بیرون آمد غائله تمام شد؛بعد از تعویض شیری یکی از بازیکنان برق اخطار گرفت و آقای شرفی بازهم با الفاظ رکیک و با صدای بلند به آن بازیکن فحاشی کرد در این لحظه آقای سلیمانی ناظر بازی به سوی او رفت و این مورد را به او گوشزد کرد بعد هم سلیمانی وقتی دید صحبت نتیجه ای نمی دهد از داور خواست او را اخراج کند وقتی کار به اینجا کشید من به سوی آقای شرفی رفتم و او را به آرامش دعوت کردم و باهم تا آستانه راهروی رختکن رفتیم ؛ ولی یک دفعه ایشان برگشت و من هم به طرف نیمکت خودمان رفتم که صدای فریاد آقای شرفی بلند شد همه شما از مایلی کهن می ترسید! من نمی دانستم چه بگویم آخر این قضیه چه ربطی به من داشت ؛ قضاوت بازی هم که به سود تیم من نبود داور بازی دو پنالتی به سود برق گرفته بود دیگر چه ترسی و چه حسابی؛بازی در این شرایط تمام شد؛بله و من به خاطر یک عادت قدیمی برای تبریک به مربی تیم برنده به سوی آقای شرفی رفتم و ضمن تبریک گفتم این مساله به من مربوط نیست و آن جمله چندان هم درست نبود که در این لحظه آقای شرفی با من هم درگیر شد.فکر می کنید گناه شما در این میان چه بود؛گناه من این است که در این کشور ماندم ، برای کشور خودم زحمت کشیدم و به کسی هم باج ندادم ، شرافت کاری ام را با هیچ چیز عوض نکرده و همیشه خودم بوده ام من می دانم منظور آقای شرفی چه بود دوستان ایشان وقتی من مربی تیم ملی بودم ، با همین لحن و همین منظور حرفهایی را زده بودند؛ اما من با کسی از این حرفها ندارم چندی پیش یکی از روزنامه ها نوشته بود من با بازیکنان جوان سایپا برخورد می کنم من بازیکنان تیم را به چشم پسرانم می بینم اگر پسرم سیگار بکشد نمی توانم به او بگویم برو مواد مخدر هم مصرف کن با راههای مختلف سعی می کنم به او گوشزد کنم بچه های تیم هم همین طور نمی توانم بی تفاوت باشم و خودم را به ندیدن بزنم با همه این احوال برای شخصیت بازیکنان خودم ارزش فوق العاده قائلم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها