عقبه تئوریک نظام را تقویت کنید

هفته گذشته مسوولان دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار و گزارشی از حوزه فعالیت و برنامه های آینده خود تقدیم ایشان کردند.
کد خبر: ۷۶۳۷۴

در این دیدار ، حضرت آیت الله خامنه ای دفتر تبلیغات را نماد روشنفکری حوزه برشمردند و با ذکر خصوصیات مثبت و منفی روشنفکری ، آسیب شناسی و آفات آن را نیز یادآور شدند.
ایشان با بیان تاریخچه روشنفکری در ایران ، از اعضای دفتر تبلیغات خواستند جوهر روشنفکری و نقاط مثبت آن را در خود ایجاد کنند و از نقاط منفی روشنفکری برکنار باشند.
نظر به اهمیت مطالب طرح شده ، مشروح بیانات ایشان که جام جم اولین بار آن را منتشر می کند ارائه می شود.

نماد روشنفکری حوزه

جلسه خیلی خوبی است و اگر می شد همین طور بسط پیدا کند و من بتوانم از مسوولان بخش های مختلف گزارش های خودشان را در مورد موضوعات مورد اهتمام بخش خودشان بشنوم ، برای من خیلی مفیدتر هم بود؛ ولی گویا ظاهرا - وقت کم است. عرض من به طور خلاصه یک جمله است ؛ تفاصیل حاشیه ای را بعدا - عرض خواهم کرد. متن مطلب این است که دفتر تبلیغات اسلامی از نظر من نماد روشنفکری حوزه است . این نماد باید هم پرمغز باشد، هم از خصوصیات روشنفکری برخوردار باشد، و هم از آسیب های روشنفکری رایج در کشور ما و کشورهای اسلامی مصون و محفوظ باشد. شما بنشینید روی این موضوع فکر و مطالعه کنید؛ اولا- پرمغز بودنش به چیست؛ به حرف نو و میدان جدید و آفاقهای تازه داشتن. آقایان در بخش پژوهش و آموزش و تبلیغ اشاره هایی کردند که بعد من هم به این مطالب می پردازم و برخی از حواشی را آن جا عرض می کنم.
دوم این که خصوصیات مثبت روشنفکری را داشته باشد. قوام روشنفکری به نگاه باز است. علت این که عصر روشنگری مصطلح یعنی قرن 19 اروپا را به عنوان عصر روشنفکری می گویند و اصطلاح روشنفکر و انتللکتوئل و این حرفها از آن جا به وجود آمده ، این است که در آن قرن که خودش دارای دوره های متعددی است نگاه صاحبان فکر از چارچوب های محدود و گرفته خارج شد و توانستند آفاق جدیدی را باز کنند. نکته روشنفکری این است ؛ آفاق و گستره های جدید را در زمینه هایی که مربوط به نگاه روشنفکر است ، جستن و ارائه کردن.

آسیب شناسی روشنفکری

البته این گستره ، آفاتی دارد که بعد عرض خواهم کرد نه این که مطلقا_ خوب است اما جوهر روشنفکری این است نوآوری ، تحول در نگاه ها و باز بودن افق دید. بدون این ، پیشرفت فکری و به تبع آن ، پیشرفت علمی و عملی در جامعه امکان پذیر نخواهد بود. انسان وقتی به ادبیات به دست امثال بنده رسیده از اروپای قرن نوزدهم نگاه می کند البته گستره کار وسیع تر از اینهاست ولی آن مقداری که ترجمه شده و ما توانستیم از آن استفاده کنیم می بیند در زمینه هنر، ادبیات ، نقاشی ، موسیقی ، قصه و غیره سلایق جدید و نگاه های جدید حتی در تحقیقات وارد میدان می شوند و هر کس با هر استعداد و توان و توشه ای که دارد ، متاع خودش را می آورد و گستاخانه وارد میدان می کند. اگر از آن آسیب هایی که عرض خواهم کرد ، برکنار بماند ، صددرصد مفید خواهد بود اگر آن آسیب ها را داشته باشد، آن وقت بخشی مفید و بخشی زیانبار خواهد بود همچنان که در اروپا این شکل دوم بود؛ چون کنترلی وجود نداشت و نگاه هدایتگری نبود دین و هدایت دینی و معرفت دینی نبود لذا از جوهر روشنفکری که ابزار خوبی است برای پیشرفت بدرستی استفاده نشد و بعد سیاست ها و دستهای مغرض آن را در جهت های بدی به کار انداختند بنابراین تعارض ها در محیط روشنفکری هم پیش می آید.

نتایج نگاه روشنفکرانه و آزاد

شما اگر به نوشته هایی که بخصوص از نیمه اول قرن نوزدهم اروپا در اختیار ماست ، نگاه کنید؛ مثل نوشته های «امیل زولا» ، «بالزاک» ، «ویکتور هوگو» در زمینه هایی که بنده توانستم مطالعه داشته باشم خواهید دید همه اش نشانه حرف نوست منتها همراه با تعارض و برخی ناپختگی ها در جهت حرکت خودشان لیکن برآیند همه اینها به سود جامعه است یعنی برآیند ، پیشرفت است لذا شما می بینید اروپایی ها توانستند در یک برهه از زمان ، دنیا را در اختیار بگیرند. الان هم تقریبا_ دنیا به یک معنا در اختیار اروپایی ها و اروپایی های نسل بعد که امریکایی ها باشند یعنی غربی ها قرار دارد. اینها الان دنیا را در اختیار دارند و فرهنگشان بر دنیا مسلط است. این ، ناشی از همان نگاه روشنفکرانه و آزاد بود. این ، نکات مثبت روشنفکری رایج است.

آفت روشنفکری اروپا

نکات منفی عبارت است از بی هدایت بودن و احساس استقلال از بنیان های معرفتی بازمانده از گذشته ؛ این آفتی بود که روشنفکری اروپا که مادر روشنفکری در همه جای دنیا در دوره معاصر است دچار آن شد چون چیزی نداشتند. تنها چیزی که می تواند به عنوان یک خط هدایتگر و یک شاخص ، فکرها را از پراکندگی و پریشانی و پریشان گویی و هرزه درایی بازبدارد ، یکی از دو چیز است یا دین است ، یا سنت های ملی است . سنتهای ملی غالبا با تعصبات و خرافات آلوده است همه جای دنیا این طور است. سنتهای ملی ثبات دارند اما این توانایی را ندارند که بتوانند فکرها را هدایت کنند. می ماند دین . دین ، هم دارای ثبات است هم اگر معرفت دینی ، معرفت روشنی بود، می تواند حرکتهای روشنفکری را دستگیری کند خیزهای روشنفکری را هدایت و جمع وجور کند و از آسیب هایش بکاهد. این هم در اروپا نبود ؛ چون دین اروپا ، دین خرافی بود:
اولا: مسیحیت منسوخ بود.
ثانیا: همان مسیحیت هم 10 دست یا بیشتر در میان سلائق خرافی گشته بود و در حضیض خرافه گرایی افتاده بود که امروز هم همین طور است . در واقع یک مقدار از حالت عصیان روشنفکری آنها ناشی از همین خرافه گری مذهبشان بود. چطور می توانستند به آغوش آنچه از آن فرار کردند ، دوباره پناه ببرند؛

روشنفکری در ایران ، بیمار متولد شد

اینجا بنده یک پرانتز کوچک باز کنم : همین روشنفکری عینا منعکس شد به ایران و کشورهای اسلامی البته من چون از ایران اش بیشتر خبر دارم ، این را عرض می کنم. من یک وقت گفتم روشنفکری در ایران از اول بیمار متولد شد. بنده روشنفکرهای زمان جوانی خود را کاملا - می شناسم و با خیلی از آنها از نزدیک آشنا بودم تقریبا - با همه آثارشان آشنا بودم و می دانم وضعیت روحی و فکری و استخوان بندی بینشی آنها چگونه بود. واقعا - روشنفکری در کشور ما بیمار متولد شده ؛ علتش هم این است که علاوه بر آفت پراکنده گویی و پریشان گویی که در طبیعت روشنفکری هست و احتیاج به یک جمع آوری کننده و دستگیری کننده دارد مهر زشت تقلید و کورکورانه بودن هم از اول به پیشانی روشنفکری ما خورد ؛ فکر کردند هرچه در غرب گذشته ، باید در اینجا هم بگذرد. جالب این است که بعضی از روشنفکران ما در قطعات زمان و حتی در زمان واحد ، از یک مقطع زمانی فلان کشور اروپایی تقلید کردند بعضی از آنها از یک مقطع زمانی دیگر برخی هم از یک مقطع زمانی سوم. یعنی روشنفکری ما به هیچ وجه سامان دار و نظام مند نبود به خاطر این که نگاه کردند به مقلدین مختلف مثل عوامهایی که در اعمال روزانه شان از چند مرجع تقلید می کنند و با همدیگر اختلاف دارند. این ، بلای بزرگ روشنفکری ما بوده که هنوز هم ادامه دارد. الان هم متاسفانه حرکت روشنفکری در داخل کشور ما روشنفکری دور از دین و جدای از دین همین طور است.

لوازم نماد روشنفکری حوزه

شما نماد روشنفکری حوزه هستید. این معنایش چیست؛ معنایش این است که باید جوهر روشنفکری و نقاط مثبت آن در شما وجود داشته باشد و از نقاط منفی که در یک جمله ، پریشانی و پراکندگی و هرزه رفتاری است برکنار باشید. ببینید این به چه چیزی احتیاج دارد. به تامل ، به فکر، به متصل شدن به شاخص اصلی یعنی اعتصام به حبل الله و حبل معرفت الهی و به طور دائم مراقبت از خود و فرآورده فکری خود کردن احتیاج دارد؛ که ضمن این که دارد پرواز می کند، این پرواز منتهی به یک سقوط و یک آسیب فراوان نشود. البته اشتباه و خطا قابل قبول است ، اما انحراف قابل قبول نیست . بالاخره بدون درنظر گرفتن امکان خطا اصلا - نمی شود حرکت کرد؛ ولی خطا نباید در حدی باشد که منتهی به سقوط شود یا اصلا - به معنای سقوط باشد. اینها را شما باید در مجموعه دفتر تبلیغات مورد نظر داشته باشید. همه کارهایی که شما آقایان بیان فرمودید ، در این جهتگیری معنا خواهد داد و مثمرثمر خواهد بود. لب عرض ما این است.

باید خروجی ها را دید

حواشی ای هم من دارم. اولا: من از اطلاعاتی که آقایان بخصوص از بخش پژوهش و تبلیغات دادند ، حقیقتا - مطلع نبودم. من ، هم گزارش آقای ربانی را دیدم و هم گزارش خوبی که از دفتر تهیه شده بود. در عین حال که نتوانستم به این گزارش ها درست و بدقت نگاه کنم ، اما تورق کردم ، که خوب بود. مطالبی که آقایان گفتند ، بسیار مهم است ؛ هم در بخش پژوهش ، هم در بخش تبلیغات و از جمله در بخش آموزش ، که البته تا حدودی از آن اطلاع داشتم . اگر واقعا- این همه کار پژوهشی انجام گرفته ، خوب است ما در جریان قرار بگیریم و آنها را ببینیم. من یادداشت کرده بودم راجع به تبلیغ یک مقدار تاکید کنم . با حرفهایی که ایشان درباره تبلیغ فرمودند ، نظرم عوض شد. می خواهم اطلاع پیدا کنم ، ببینم چه اتفاقی افتاده . باید خروجی ها را دید. آقای ربانی در ابتدا به نکته خوبی اشاره کردند. برای ارزیابی ، ما احتیاج داریم به این که خروجی ها را ببینیم اگر بدون نگاه به خروجی ها، رفتارها و فعالیت های خود را مشاهده کنیم ، یک وقت می بینیم ما در چارچوبی از توهم هستیم ؛ نباید به این مساله دچار شوید. البته دفتر تبلیغات خروجی های خوبی دارد؛ همین مجلاتی که منتشر می شود و کارها و فعالیت هایی که صورت می گیرد، واقعا - باارزش است و بنده هم تا آن حدودی که اطلاع دارم ، حقیقتا - همین طور است ؛ منتها دوست دارم بدانم ، ببینم و مطلع شوم از آنچه در این زمینه ها انجام گرفته و همچنین از محتوای دروس آموزشی مرکز باقرالعلوم که آقای پارسانیا بیان کردند.

عقبه تئوریک برای نظام

نکته حاشیه ای دیگری که اینجا عرض می کنم ، مساله عقبه تئوریک برای نظام است. این ، چیز خیلی خوبی است و ما به این هم احتیاج داریم ؛ منتها توجه کنید که مجموعه ای از متفکران ، علما و سابقه دارهای در امر دین ، مدعی عقبه تئوریک نظام هستند و آن را تشکیل می دهند. اگر شما خود را از مجموعه کسانی که در باب دین و مساله دین و معرفت دینی مدعی اند ، برکنار داشتید، ناقص خواهید ماند؛ لااقل بی اطلاع خواهید ماند که این خودش اشکال بزرگی است . شما این مجموعه را چگونه تعریف کرده اید؛ الان ما در حوزه قم علمایی داریم ، بزرگانی داریم ، صاحب نظرانی داریم ، اندیشه پردازان یا تئوریسین ها و ایدئولوگ هایی داریم که با دفتر تبلیغات هیچ ارتباطی ندارند. ما شخصیت علمی فکری روشنفکری برجسته ای مثل آقای مصباح یزدی را در قم داریم یا یک ملای برجسته قوی مثل آقای جوادی را در قم داریم در بین آقایان مراجع هم کسانی هستند که در مسائل دینی حقیقتا - روشنفکر و صاحب نظر و صاحب فکر هستند؛ نه امروز و دیروز، از چهل سال پیش در بین بزرگان حوزه ما آنها را می شناسیم که من نمی خواهم اسم بیاورم ارتباط شما با آنها چگونه تعریف می شود؛ شما عقبه فکری نظام هستید، آنها هم هستند، و بسیاری دیگر هم همین طور. چند ماه پیش با جمعی از فضلای اهل علوم معقول در همین جا جلسه داشتیم ؛ جلسه بسیار خوبی بود. بعضی از آنها صحبت کردند، بسیار هم خوب صحبت کردند؛ من واقعا- لذت بردم . اینها هر کدام نوشته هایی دارند، کارهایی دارند، تالیفاتی دارند. یا جلسه مشابهی با دوستان قرآنی داشتیم ، که به نظرم هفتاد، هشتاد نفر از محققان جوان قرآنی که شاید بعضی از شما آقایان هم در آن جمع بودید حضور داشتند. آنها هم هر کدام مدعی اند و نظر دارند، نوشته هایی دارند، کارهایی کرده اند. سعی کنید این عقبه تئوریک نظام بودن تبدیل نشود به یک پستوی بسته و انحصاری که بی خبر از اطراف خودش باشد.

کرسی های آزاداندیشی

حاشیه دیگر ، مساله کرسی های آزاداندیشی است. راجع به کرسی های تولید علم مطالبی فرمودید؛ اما در مورد آزاداندیشی که اساس کار است ، امید زیادی به دفتر تبلیغات است البته کار مختصری شده این طور که به من گزارش دادند اما کاری که باید در حوزه راه بیفتد ، نشده. شما منتظر دانشگاه نمانید شما بکنید تا دیگران از شما یاد بگیرند.

ابتلائات درون سازمانی

مطلب دیگر این که بخشی از ابتلائاتی که الان ذهن شما را مشغول می کند ، ابتلائات درون سازمانی است ؛ یعنی همان طور که آقای صالحی شرح دادند و قبلا - هم مختصرا - آقای ربانی اشاره کردند بخش سازمان را تنظیم کردن . از این بخش باید هرچه زودتر خودتان را فارغ کنید. یک یگان نظامی اگر بخواهد به سمت هدف خودش حرکت مقتدرانه بکند ، باید زودتر سازماندهی و تسلیح و آماده سازی و پشتیبانی و امثال این کارها را تمام کند تا بتواند حرکت کند. اگر می خواهیم سوار اتوبوسی شویم که به قم برود ، همه گرفتاری ما باد کردن لاستیکها و تمیز کردن موتور و مرتب کردن اتاق نباشد ؛ اینها را زودتر فراهم کنیم تا راه بیفتیم . اگرچه راه افتادن شما منافاتی ندارد یعنی در خلال کار هم این کار انجام می گیرد اما می خواهم بگویم از این بخش ، خودتان را عمدتا - فارغ کنید. البته تحول سازمانی ، یک کار تمام شدنی نیست ؛ یعنی باید نوبه نو تحول انجام بگیرد و پی درپی بیاید.

توجه به خطوط فاصل

نکته آخر هم این است که نسبت شما با سازمان تبلیغات چیست؛ بالاخره آقای خاموشی عضو هیات امنا هستند و سازمان تبلیغات هم تشکیلات مهمی است . این بیانیه ماموریتی که شما نوشتید، بسیار کار جالب و خوبی است ؛ لیکن بالاخره خطوط فاصل را مشخص کنید؛ مثل این که ما بین سپاه و ارتش خطوط فاصل معین کردیم ؛ معلوم شد ماموریت هر کدام چیست. با یکدیگر همکاری کنید ، به هم کمک کنید ، اما تداخل و دوباره کاری نباشد. به هرحال من خیلی خوشحالم. جلسه بسیار خوبی بود و ای کاش فرصت می کردیم بیشتر از آقایان می شنیدیم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها