در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آسمان ورزش ایران در تاریخ خود کمستاره نبوده است، ستارگانی که ظهور کرده و با درخشش خود در میدانهای ورزش موجب شور و شعف یک ملت شدهاند، آنها صرفنظر از دستیابیشان به مقام و عنوان بر حسب گذر عمر پس از چندی کفشها را آویختند و ما ماندیم و جوانانی که علیالقاعده باید مثل دانههای تسبیح نسل به نسل تیمهای ملی ما را به هم وصل کرده و هیچگاه اجازه نمیدادند نوار ظهور ستارگان پاره شود. صد البته این درست است که همه حریفان بیکار ننشستهاند که ما در سطح قاره، جهان و المپیک همه عناوین را درو کنیم. اساسا این مهم برای هیچ کشوری شدنی نیست، اما از یک کشور 80 میلیونی انتظار میرود که استعدادهای خود را بخوبی و سازمانیافته بارور کرده و آنها را در ویترینی به نام تیم ملی به نمایش بگذارد؛ زیرا برد و باخت جزئی از ورزش بوده و قرار نیست همیشه ما برنده باشیم، اما قرار هم نیست همیشه بازنده باشیم و دلخوش به ظهور جرقهای چهرهها.
این صحبتها که میشود دستاندرکاران ورزش و باشگاهها و همه آنهایی که سهمی در مدیریت این ورزش دارند پای پول را وسط میکشند، توجیهی که خودشان هم بخوبی میدانند چیزی جز شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت نیست و اگر هم مشکل خود را نگاه نتیجهمحور در کوتاهمدت ذکر کنند بازهم خودشان بیشتر از هر کسی میدانند یکی از پازلهای همین نگاه نتیجهمحور هستند. این در حالی است که در همه این سالها، چه وقتی کشور در تنگنای مالی بوده به نسبت دیگر حوزهها کم پول به ورزش تزریق نشده و وقتی مملکت درآمد 700 میلیون دلاری داشته است بازهم ورزش سهم قابل ملاحظهای از دریافت بودجههای مستقیم و غیرمستقیم از دولت داشته است. بنابراین حلقه گمشده نبود پشتوانهسازی پایدار برای تیمهای ملی را باید در نبود برنامهریزی مبتنی بر واقعیات و مدیریت منابع جست.
باری از بحث فوتبال خیلی دور نشویم، شکست تیم ملی در جام ملتهای آسیا در حالی رقم خورد که در ماههای گذشته بارها فوتبال ایران در عرصههای بینالمللی بویژه ردههای پایه شکست خورده و زنگ خطر از خیلی وقت پیش برای این فوتبال به صدا درآمده است. حتی اگر تیم ملی در استرالیا هم قهرمان میشد مهمترین درس این قهرمانی چیزی جز لزوم جوانگرایی نبود؛ زیرا حرف اول این جام را در ترکیب ایران چهرههای جوانی چون سردار آزمون و مرتضی پورعلی گنجی زدند. با وجود اهمیت جوانگرایی که زمانی تعبیر بنزین سبز برای آن به کار برده میشد، منهای چند باشگاه انگشتشمار مثل فولاد، سپاهان و امثالهم هیچگاه از سوی باشگاهها به شکل مستمر و اصولی نه بنزین سبزی در این فوتبال تولید شده و نه تزریق همه این بنزین حاصل یک برنامهریزی و خروجی آکادمیهای بابرنامه باشگاهها و فوتبال ما بوده است.
ظرفیتهای فوتبال وقتی به طور کامل از قوه به عمل درمیآید که تغییر نسل آن حاصل جبر زمانه و بالارفتن سن بازیکنان کنونی نبوده و ظهور نامهای جدید نیز جرقهای نباشد، بلکه حاصل کار برنامهمحور باشد؛ زیرا قرار نیست همیشه جرقهها به دادمان برسند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: