در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه کتابهایی را در دست ترجمه دارید؟
راستش چیزی در دست ترجمه ندارم، ولی کارهایی هست که در دست اقدام است تا منتشر شود. حالا یا در مرحله حروفچینی است، یا در ارشاد است یا دست چاپ. یکی از اینها که حروفچینی هم شده «پرل هاربر» است. این کتاب ماجرای حمله ژاپن به «پرل هاربر» است که ژاپن را وارد جنگ کرد. در زمینه کتابهای مربوط به جنگ جهانی دوم قبلا هم دو کتاب ترجمه کرده بودم؛ یکی «سقوط برلن» و دیگری «استالینگراد» و این سومین کتاب در رابطه با جنگ دوم جهانی است.
نویسنده هر سه کتاب یک نفر است؟
نه. «استالینگراد» و «سقوط برلن» را آنتونی بیور نوشته، اما نویسنده «پل هاربر» جان تولند نویسنده آمریکایی است.
این کتاب قبلا در ایران ترجمه نشده است؟
این کتاب خیر. اما از این نویسنده کتابی قبلا چاپ شده که ماجرای زندگی هیتلر بود.
شما در یکی دو سال گذشته کتابهای زیادی منتشر کردید. وضع فروش این آثار چگونه است؟
تا اندازهای خوب است. البته بستگی به نظر خواننده دارد. این طور هم نیست که هیچ کس خریدار کتاب نباشد یا نخرد یا نخواند. بستگی به اوضاع روز دارد. امسال چهار، پنج کتاب تجدید چاپی داشتم. سال گذشته هم همین طور بود. فروش کتاب و افزایش مطالعه بستگی به نوع فعالیت نویسنده و مترجم و ناشر و وضع پخش هم دارد. البته ارشاد هم سهم دارد که اجازه بدهد کتابی چاپ شود یا نه. اما متاسفانه همان طور که میدانید مردم ما عادت به خواندن کتاب ندارند و این اول از همه از خانوادهها شروع میشود. وقتی خانواده اهل کتاب باشد بچهها هم اهل کتاب میشوند. وقتی پدر و مادر در خانهای کتاب بخوانند، بچهها هم خواه ناخواه کتابخوان بار میآیند. بعد جامعه مهم است. باید کاری کرد که مردم کتاب بخوانند. از همان سنین پایین هم کتاب بخوانند.
اما آموزش و پرورش میتواند کمک کند که تعداد بیشتری کتاب خریداری شود و مثلا وقتی بچهها در رشتههای مختلف مثل ورزش، یا علوم یا انشا یا انضباط یا هر درس دیگری برگزیده و برتر میشوند، به عنوان جایزه به آنها کتاب بدهند. این کار خودش خواه ناخواه باعث میشود بچه کتابخوان شود. این در فرانسه هم هست.
شما را بیشتر با عنوان مترجم آثار ادگار آلن پو و نویسندگان معمایی میشناسند. اما در سالهای اخیر آثاری هم از نویسندگان بزرگ جهان مانند داستایفسکی به فارسی برگرداندید. با وجودی که خیلیها معتقدند آن آثار را مترجمان بزرگی ترجمه کردهاند، چطور ریسک میکنید و باز هم سراغ ترجمه این دست آثار میروید.
همان طور که یک خواننده از یک کتاب برداشت خودش را دارد، مترجم هم همین طور است. برداشتها از داستان متفاوت است. من مسائلی را در مقدمه همین کتاب «جنایت و مکافات» داستایفسکی که پارسال منتشر شد، مطرح کردم که کمتر کسی به آن توجه کرده است. نمیگویم کمتر کسی آن مسائل را میداند، میگویم کمتر مطرح شده است. مثلا اسم قهرمان این کتاب «راسکولنیکف» است. راسکول در زبان روسی یعنی یاغی و همان طور که میدانید قهرمان کتاب هم شخصیت یاغیها را دارد. یا سوفیا که شخصیت مهربانی در کتاب است در زبان یونانی یعنی عاطفه و محبت. اینها نشان میدهد داستایفسکی حتی در اسمها هم تامل و وسواس داشته است. یا تبر به عنوان آلت قتاله در داستان مطرح میشود و من در مقدمه توضیح دادهام که چرا داستایفسکی از این شیوه برای توصیف قتل استفاده میکند. من تاکنون سه تا از کارهای داستایفسکی را ترجمه کردهام. «برادران کارامازوف»، «خاطرات خانه اموات» و «جنایت و مکافات». تحقیر و توهینشدگان که مرحوم همدانی آن را 60 سال پیش ترجمه کرده، و آزردگان که آن هم 60 سال پیش ترجمه شده و همین طور مردمان فرو دست یا بیچارگان و یادداشتهای زیر زمینی هم ترجمه کردم که در مراحل چاپ است و به نظرم تا نمایشگاه امسال عرضه میشود.
سجاد روشنی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: