واکنشی تلخ به نام عصبانیت

عصاره خشم با انتقال از پدران نخستین چون میراثی عتیق به آدمیان رسیده است. آیا از این گفته می توان نتیجه گرفت که آدمیان همیشه عصبانی بوده اند؛
کد خبر: ۷۶۱۵۱
اگر نیاکان ما برای جدال با طبیعت خشمگین و در نتیجه زنده ماندن بر پهنه این خاک واکنش های خشم آگین از خود بروز می دادند و جسارت خود را با افزایش خشم بیشتر نشان می دادند، در دنیای متمدن امروز چه نیازی به خشمگین شدن وجود دارد؛
این پرسش آنجا اهمیت می یابد که روز به روز بر شدت گرایش های خشمگینانه در میان آدمها افزوده می شود، شاید از این روست که کارشناسان برای یافتن راه گریزی بر این همه خشم ، از هنر «غلبه بر خشم» سخن می گویند.
هر کس در هر جایگاهی که باشد دیگران را به جلوگیری از خشم دعوت می کند. قضات از مراجعه کنندگان به دادگاه می خواهند بر خشم خود غلبه کنند.
روانپزشکان در این باره به زوجها مشاوره می دهند، فیلمسازان در صحنه هایی از فیلمهای خود، به ابعاد منفی چنین پدیده ای اشاره می کنند و... دکتر ایرج رادمنش روان شناس و محقق مسائل اجتماعی در این باره می گوید: «ما هم مثل 10هزار سال پیش دچار فشار روانی می شویم.
اما این خشم اغلب یک واکنش نامناسب است و به جای آن که به آدمها کمک کند به آنها ضربه می زند. به عبارت دیگر، ما به جای آن که با تقدیر دست و پنجه نرم کنیم، می خواهیم با نزدیک ترین نزدیکان خود بجنگیم.
جنگ و جدل وقتی به وجود می آید که زن و شوهرها کنترل خود را از دست داده و عصبانی می شوند. وقتی کسی احساس کند دارد مورد حمله قرار می گیرد متقابلا سعی می کند تا خود کنترل اوضاع را به دست بگیرد.»
این عقیده از نظر دکتر نرگس حسینی روانپزشک مورد سوال قرار می گیرد. وی به شیوه ای دیگر موضوع را تحلیل می کند: «همه مردم با هم اختلاف نظر دارند؛ ولی احمقانه است که چون کسی با شما اختلاف نظر دارد از او خشمگین شوید. خشم معمولا به خاطر ترساندن دیگران است.
خشم به مردم قدرت می دهد، آنها احساس می کنند وقتی خشمگین می شوند کنترل اوضاع را بهتر به دست دارند.» در این وضعیت بهترین راه چاره چیست؛
دکتر حسینی می گوید: «راه چاره زن و شوهرها برای غلبه برانگیزه خشم، برقراری ارتباط با چیزی است که آنها را به خشم آورده، جانشان را به لب رسانده و از کوره به درشان برده است.»

رفتار آموخته شده
زن و شوهرها وقتی نمی توانند دعوا و مداخله را حل و فصل کنند، احساس می کنند که واقعا قادر به برطرف کردن اختلاف نظرهای خود نیستند.
بدتر از آن این که وقتی ذهن ما اسیر واکنش نشان دادن های جنگ و گریزی باشد، قادر به حل مشکلات نیست. دکتر رادمنش می گوید: «وقتی دستخوش هیجان می شوید، ذهن خود انگیخته و سیستم احساسی مغز بر شما فایق می شود و آن گونه واکنش را که از بخش فعال ذهن و بخش منطقی تفکر انتظار دارید نشان نمی دهید. به یک معنا واقعا می توانم بگویم که دیگر فکر نمی کنید.»
عصبانیت بیش از همه به روابط صمیمانه آدمها با شریک زندگی شان آسیب می رساند. رادمنش در این باره می افزاید: «هر کس قضایا را از دید خود می بیند و این موجب می شود که هر رابطه ای گرفتار جنگ و جدل شود. مجادله و خشم مرز کاملا مشخصی ندارند.
آنها یک طیف به هم پیوسته را تشکیل می دهند، حتی افرادی که عصبانی به نظر نمی رسند هم روشهایی برای بیان خصومت خود دارند، مثل رفتار انفعالی تهاجمی.
آنها البته این کار را خیلی ساده انجام نمی دهند. کوتاه آمدن به نظر من یکی از راه حل های عصبانیت است ، ولی درک خصوصیات جدلهای رایج انسانی هم یک راه حل دیگر است».
دکتر حسینی نیز در ادامه این بحث می گوید: عصبانیت امری عادی است ، اما نحوه ابراز عصبانیت واقعا غریزی نیست. این یک رفتار آموخته شده است که لازم است آدمها آن را نیاموزند.»
وی ادامه می دهد: «همه می گویند که فقط دارند خودشان را ابراز می کنند یا کاری نمی توانند بکنند که خشمشان فرو بنشیند. عصبانیتی که ما احساس می کنیم یک واکنش خطری است، اما نحوه ابراز آن یک خصلت آموخته شده است».
به عقیده این روانپزشک ، فرو نشاندن خشم برای حفظ یک رابطه خوب بسیار حیاتی است ؛ اما آدمهایی که خشم خود را اغلب ابراز می کنند به مرور زمان هر چه بیشتر به این کار عادت می کنند.
آدمهایی که خشم خود را خالی می کنند، در واقع دنباله رو خشم خود می شوند به جای این که کاری برای مقابله با آن بکنند. این روانپزشک خاطرنشان می کند: «این حالت را می توان براحتی با عمیق تر نفس کشیدن خنثی کرد.
وقتی نفس را در سینه حبس می کنید، نمی توانید آرامش پیدا کنید. وقتی عمیق و با تانی نفس می کشید در واقع دارید واکنش خود به خودی آرامش پیدا کردن را در مغز خود فعال می کنید.
درست همان طور که تنفس کوتاه کوتاه بالاتنه شما را به حالت خشک و منقبض درمی آورد، تنفس عمیق موجب خواهد شد که آرامش پیدا کنید».

آرامش
به اعتقاد این دسته از کارشناسان، بخش جالب ماجرای غلبه بر خشم این است که با تقلید از واکنش های خود به خودی به خشم، تنفس کوتاه، سفت و سخت گرفتن خود و گره کردن مشتها، می توانید عملا خودتان را خشمگین کنید.
به همین نحو، آدمها براحتی می توانند خودشان را عادت بدهند که وقتی واکنش های احساسی خودانگیخته در ذهنشان بیدار می شود، نفسهای عمیق و آرامش بخشی بکشند.
این کار با قدری تمرین به یک واکنش خود به خودی بدل شده و آرامش فوری جای داد و هوار کردن، از کوره در رفتن ، به هم کوبیدن در، یا رفتار خشمگینانه ای را خواهد گرفت که موجب وخامت اوضاع می شود و کار را به ناسزاگویی می کشاند.
این عدم روشن بینی آدمها را از حالت معقول خارج می کند. شاید از این روست که پشت پرده بسیاری از جنگ و جدلها را موضوعات بی اهمیت تشکیل می دهد. مهم این است که خودتان را آرام کنید و قبل از آن که واکنش نشان بدهید یا وضع را بدتر کنید، اندیشه معقول خود را بازیابید.
اما مهمترین نکته ای که «رادمنش» به مراجعان خود گوشزد می کند این نیست که چطور با هم حرف بزنند؛ بلکه این نکته است که چطور به حرف هم گوش بدهند.
وی می گوید: «سعی کنید اوضاع را از دید دوستانتان ببینید، تا آن حد که بتوانید قضایا را برایشان مطرح کنید که با شما اتفاق نظر پیدا کنند.
اگر افراد احساس کنند که درکشان کرده اند، حالت دفاعی آنها کاملا فروکش می کند و خطر این که خشمگین شوند، تقریبا از بین می رود».

داوود پنهانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها