قدرتهای بزرگ، همواره یک روش کارآمد برای کنترل قدرتهای کوچکتر داشته اند: تهدید و تطمیع. تاریخ ایران زمین پر است از داستان هایی که کشورهای زورمدار و پولدار با تهدید یا خریدن سیاستمداران به هدفهای خود دست یافته اند. تازه ترین آنها، دوره های قاجار و پهلوی است.
کارگزاران زبون و ضعیف النفسی که هرگز قدرت مردم را باور نداشتند، با کوچکترین تشری جا می زدند یا در برابر زر و پولی اندک ، مصالح عمومی را حراج می کردند. این شیوه ، هنوز هم در همه جای جهان رایج است.
امریکایی ها و برخی متحدان اروپایی شان همچنان برای اثبات خود، قدرت اسلحه و توانایی نظامی شان را به رخ می کشند و با فناوری برتر دل طرفهای مقابل را خالی می کنند.
امروزه ، فناوری و دانش هسته ای از پیشرفته ترین فناوری های روز جهان است و تعداد دانشمندانی که در این زمینه پژوهش و فعالیت می کنند در مقایسه با دیگر علوم ، چندان زیاد نیست.
متخصصان کشورمان ، با ورود به این میدان ، تحقق شعار زیبای ایرانی می تواند را پایه ریزی کرده و به این ترتیب نشان داده اند با وجود تحریم ها و مراقبت های غرب هیچ چیزی نمی تواند در برابر اراده ملی بایستد. متاسفانه، اما این همه حرف نیست.
هنوز هم هستند کسانی که مانند یکی دو قرن پیش ، از تهدیدها می ترسند و برابر تطمیع ها زانو خم می کنند. عده ای گمان می برند با تعطیل کردن انرژی هسته ای و کوتاه آمدن برابر زیاده خواهی های امریکا و اروپا، می توان زندگی آرام و بی دغدغه ای را گذراند.
فراموش نکرده ایم اراده برخی نمایندگان مجلس ششم را که می خواستند با ارائه طرحی سه فوریتی! طومار فناوری هسته ای ایران را بپیچند و آن را به تاریخ بسپارند. میان هیاتهای مذاکره کننده با اروپایی ها هم کسانی حضور داشتند که ارفاق های بسیار جزیی ، مسرورشان می کرد و به قول علی لاریجانی به یک آب نبات راضی می شوند!
تجربه گذشته، راه آینده
خاتمی ، رئیس جمهور پیشین کشورمان ، از سیاستمدارانی بود که تا آخرین روز قدرتش ، بر حق ایران برای استفاده از فناوری اتمی تکیه کرد.
این دیدگاه شاید در رده های میانی مدیریت دیپلماسی کشور نتوانسته بود رسوخ کند، ولی دوپاره شدن حاکمیت در زمینه فناوری هسته ای ، مطبوع ترین و مطلوب ترین حالتی بود که می توانست به عنوان هدیه ای ارزشمند به طرفهای اروپایی تقدیم شود.
اظهارنظرهای منفعلانه و همراه با ضعف باعث شده مذاکرات با اروپایی ها دو سه سال به درازا بینجامد. کشدار شدن این زمان، فرصتهای طلایی را از ایران گرفت در حالی که چنین فناوری ای با سرعتی سرسام آور در دستکم 20کشور جهان پیش می تازد.
فرسایشی شدن جنگ سرد دیگر به سود ما نیست. اگر می بینیم جورج بوش در اجلاس اخیر سازمان ملل، در اظهارنظری که رسانه های جهان آن را عقب نشینی نسبت به مواضع قبلی ارزیابی می کنند، حق همه کشورها را در فناوری هسته ای (البته با شروطی) می پذیرد، به خاطر اتخاذ موضع قدرتمندانه و عزتمندانه از سوی ایران است.
این عقب نشینی شاید تنها یک تاکتیک برای تهاجم های بعدی باشد، اما چه دلیلی دارد که با فهم این تاکتیک ، روشهای جدیدی برنگزینیم که او را در تهاجم های بعدی اش ناکام بگذاریم؛