حرف های تازه ، اختلافات کهنه

«اصلاحات مرده است و زنده شدن دوباره آن دم مسیحایی می خواهد.» اسدالله بادامچیان عضو شورای مرکزی حزب موتلفه در یکی از تازه ترین اظهارنظرهای خود با بیان این مطلب ، بار دیگر صدای اعتراض جناحی را که 8سال حکمران مطلق قوه مجریه بود
کد خبر: ۷۵۰۳۳
و علاوه بر آن یک دوره 4ساله را بر قوه مقننه حکم رانده بود درآورد.
بادامچیان معمولا با لحنی آرام سخن می گوید و ته خنده ای که چاشنی انتقادات تند خود می کند، از گزندگی انتقادش می کاهد.
با این حال حمله او به اصلاح طلبان ، واکنش های فراوانی را به همراه داشت و کسانی که طی سالهای گذشته ، زیر لوای دوم خرداد گرد آمده اند، در موضعی یکسان خواستند بر این نکته پای بفشارند که اصلاحات زنده و ماندنی است ، هرچند اصلاح طلبان با اشتباهات خود، از گردونه اصلاح طلبی بیرون رفته باشند.
دلخوشی برخی اصلاح طلبان در آخرین روزهای دوران حکومتشان این بود که در عرصه سیاسی و فکری جامعه ، فرهنگی را بنا نهاده اند که حتی رقیبانشان ناگزیر شده اند به آن تن بدهند.
به زعم آنان ، جناح محافظه کار که روزگاری گفتگو میان صاحبان اندیشه و گروههای سیاسی را برنمی تابید یا رای مردم را تزیینی می دانست و به دموکراسی و آزادی وقعی نمی گذاشت ، طی 8سال دوران اصلاحات ، گفتمانش را تغییر داد و اندیشه اش نیز دگرگون شد.
آیا بدرستی چنین بود؛ آیا جناح رقیب اصلاح طلبان ، متصف به همان ویژگی هایی بودند که جبهه دوم خرداد می پنداشت ؛ یا واقعیت چیز دیگری بود؛ برخی از اصولگرایان برآنند که اصلاح طلبان ، برای اثبات خود، برچسب هایی را به رقیبان خود حواله دادند که تا دیروز وصله لباس خودشان بود و از آن بالاتر، بعدها هم به عنوان ویژگی ثابت در آنها باقی ماند، هرچند ژست هایی مثل دموکراسی و آزادیخواهی و گفتمان و نظایر آن را به خود سنجاق کردند.

یک تفاوت مهم
به نظر می آید اصولگرایان و اصلاح طلبان ، در بیان «حق مردم » در یک مناقشه جدی قرار داشتند و دارند.
از نگاه بخش تندرو و حتی میانه روی جبهه دوم خرداد مردم باید حقشان را از حکومت بگیرند.
در تبیین عملی این نظریه ، طی سالهای گذشته ، حکومت اصلا شامل قوه مجریه و قوه مقننه نمی شد! بلکه دولت و مجلس نیز به همراه مردم برای گرفتن «حقوق ملت » کارناوال راه می انداختند! در این وضعیت ، بخشی از حاکمیت ، عملا به اپوزیسیون نظام تبدیل می شد. تحصن نمایندگان جناح اکثریت مجلس ششم و حضور برخی از اعضای کابینه مدیران ارشد وزارتخانه ها، استانداران و سفرا چنین نمودی داشت.
این رفتار، می توانست نوعی کینه ، عقده و عداوت را در جامعه پرورش دهد و دست بر قضا اگر چه نه به صورت گسترده چنین هم شده محصول این فرآیند، احقاق حق شهروندان از راههای خشونت آمیز، غیرعقلانی و غیردموکراتیک بود.
(از یاد نبریم که خشونت ، ضدیت با دموکراسی و برخوردهای خردورزانه از شعارهای رسمی و اصلی اصلاح طلبان بود که خیلی زود زیر پا گذاشته شد.) در مقابل ، اصولگرایان معتقد بودند حاکمان وظیفه ذاتی شان دادن حق مردم است و برای ایفای حقوق شهروندی باید از هم سبقت بگیرند.
در این باور، مسوولان حکومت قدرت نگرفته اند که مردم حق خود را از آنها بخواهند، بلکه بر سر کار آمده اند تا حق مردم را حتی اگر مطالبه نشود، به آنها بدهند.
چه بسیارند شهروندانی که واقعا به حقوقشان آشنا نیستند.حاکمان اصولگرا خود را مدیون این قشر نیز می دانند.در چنین حالتی مردم ، به رعایت حقوق دیگران و ضمنا استیفای حق خود واقف می شوند و تا زمانی که ستمی بر کسی نرود، خشونتی به وجود نمی آید.

دایره حق در گفتمان اصلاح طلبان
در مقام استیفای حق ، لابد باید اولویت و اهمیت را به حقهایی داد که تعداد بیشتری از مردم باید از آن بهره مند باشند.متاسفانه طی سالهای گذشته ، دایره حق در گفتمان اصلاح طلبان ، بسیار محدود ماند.
اگر مطبوعات این دوره را ورق بزنیم ، همه پرونده حقوق شهر، خلاصه می شود در عده ای کم شمار که اتهام مطبوعاتی داشته اند و یا به قول اصلاح طلبان ، جرمشان سیاسی بوده است.
برای رفع هر گونه اشتباه ، لازم است فورا به این نکته اشاره رود که نمی توان قضاوت کرد همه برخوردهایی که با مطبوعات و سیاسیون شده ، درست و منطبق با قوانین و مصلحت های جامعه بوده یا نه.
اصلا بحث بر سر این نیست . موضوع اصلی آن است که متهمان مطبوعاتی (یا به قول اصلاح طلبان مجرمین سیاسی ) شهروندان درجه یک به حساب می آمدند و تقریبا همه توان و ظرفیت قوه مقننه و قوه مجریه صرف احقاق حق آنها می شد و در کنار آن ، حقوق میلیون ها ایرانی به چشم نمی آمد.
شاید یکی از دلایلی که باعث شد آقای خاتمی در ماههای پایانی دولت خود، در دفاع از برخی زندانیان تجدیدنظر کند، علاوه بر اشراف بر ماهیت اتهام و جرم آنان ، در محاق گرفتن حقوق سایر شهروندان بود.

جنگ عدالت و آزادی
عدالت ، آیا اصالت دارد یا نه ؛ آزادی چطور؛ یکی از اختلاف نظرهای اساسی در جناح اصولگرا و اصلاح طلب را در پاسخ به این سوالها می توان یافت.
اصلاح طلبان معتقدند عدالت از دروازه آزادی ورود می کند.این قاعده حتی بر نگاه اقتصادی آنها حاکم است.برخی از آنها، اگرچه پیشتر به دلیل داشتن پیشینه اندیشه چپ اقتصادی به گونه ای دیگر می اندیشیدند، امروزه سیاستهای باز و آزاد اقتصادی را مقدمه عدالت پروری در جامعه می دانند.
به این ترتیب ، در نگاه جناح دوم خرداد، عدالت (اعم از اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ) آنگاه محقق می شود که آزادی وجود داشته باشد.
با این همه ، در تئوری آنها روشن نیست که این آزادی چگونه به رشد و نهادینه شدن عدالت منجر می شود؛ ضمن آن که طی سالهای اخیر، نه آزادی آنگونه که تصور می رفت معنا و مفهوم خود را پیدا کرد و نه در پی آن عدالت استقرار یافت.
در نگاه اصولگرایان ، عدالت محور زندگی انسانی است و آزادی در سایه آن ، تبلور پیدا می کند.
حاکمان ناگزیر از اجرای عدالت اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی اند و اگر در این زمینه توفیق یابند آزادی محقق می شود.
در عین حال ، چه از عینک آزادی به عدالت نگاه کنیم و چه از دوربین عدالت به آزادی بنگریم ، حدود آزادی بحثی محوری است . در سالهای گذشته این مقوله در مطبوعات و محافل نخبگان فراوان مورد بحث قرار گرفت.
اما هر اندازه بیشتر درباره آن گفتگو به عمل آمد فاصله مردم از این بحث نیز بیشتر شد!

...و آیا اصلاحات مرده است ؛
آنچه نوشته آمد، تنها اشاره ای کوتاه به یکی دو موضوع نظری و تئوریک از نگاه اصلاح طلبان بود.
جناح دوم خرداد در سالهای گذشته نتوانست خود را از لاک مستحکم باورها و اعتقاداتی که بر جان اکثر مردم نمی نشست بیرون آورد.
از این زاویه ، سخن بادامچیان شاید خیلی نادرست نباشد که اصلاحات مرده است و برای احیای آن ، عیسایی باید.
با این حال ، اگر مرگ اصلاحات را بپذیریم ، باید اشاره کنیم که آنچه دیگر زنده نمی شود، «اصلاح طلبی افراطی » است (اگر چنین تعبیری درست باشد). هنوز هم در میان اصلاح طلبان ، چهره های خردورزی هستند که اگر چه روزگار به دلیل فشار روانی حاکم بر جامعه ، انتقاداتشان را از اصلاحات بر زبان نمی آورند، آنها را در محافل خصوصی بر زبان می آورند.
این افراد، حرفهایی دارند که زاویه اختلافش با جریان اصولگرایی 180درجه نیست.واگرایی گذشته دو جناح دست کم در عرصه نظر و اندیشه چنانچه اختیار در دست معتدلان باشد، می تواند خیلی زود به همگرایی تبدیل شود.یعنی اصولگرایی اصلاح طلبانه تحقق پیدا کند.

محمد مهاجری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها