در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از آنجا که دیوانگان هوش و حواس درست و حسابی ندارند، هفته گذشته یکی از دیوانگان ارشد مجمع، موضوع را فراموش کرده بود و همینطور مندرآوردی، یادداشتی در مورد قدرت نوشته و فرستاده بود. بعد از ده بار خواندن و متوجه نشدن، سر آخر پس از مذاکره با نویسنده معلوم شد دیوانه محترم در جلسه وایبری که هر هفته برای رتقوفتق امور دیوانهخانه تشکیل میشود، حواسش ظاهرا پی چشم و ابروی یار بوده و مباحث را اصلا متوجه نشده و همینطوری الکی زبان به تائید گشوده، یکی دو روز بعد هم یادداشت بیربطی از خود در کرده و برای دبیرخانه مجمع ارسال کرده است. بسوزد پدر عاشقی.
القصه اینکه حضرتشان نهایتا پس از کلی توپ و تشر (الکی گفتم، التماس و خواهش ) یادداشت دیگری سرهم کردند و فرستادند. اما من که رئیس خودخوانده مجمع هم محسوب میشوم، دیدم یک یادداشت مفت در مورد قدرت روی دستم مانده و از آنجا که خب یک یادداشت هم بالاخره یک یادداشت است، فکر بدجنسانهای به ذهنم خطور کرد؛ در همان میعادگاه وایبری دیوانهخانه ادعا کردم در جلسه گذشته مقرر شده سوژه هفته آتی ـ یعنی همین شماره که پیش روی شماست ـ «قدرت» باشد. دیوانهای که امر بر او مشتبه شده بود هم چون با این تدبیر عملا یک هفته با قرعه استراحت مواجه میشد، سریع پشت حرف من را گرفت و مجدد از آنجا که باز دیوانگان هوش و حواس درست و حسابی ندارند، همه سوژه را پذیرفتند، حتی یکیدوتایشان خاطراتی از آن جلسه کذایی که منجر به تصویب چنین سوژهای شده هم رو کردند. این شد که این هفته یکصدا در مورد قدرت نوشتند وگرنه خودمانیم دیوانگان را چه به قدرت؟ نه؟
راستش را بخواهید، رابطه دیوانهها و قدرت، چیزی توی مایههای رابطه جن و بسمالله است. در عین دیوانگی هم، بر اساس مانیفست مجمع، هیچ دیوانهای ـ با فرض اینکه بالاخره هنوز یک اپسیلون عقل در کلهاش مانده باشد ـ نباید بپذیرد در مورد چنین سوژهای یادداشت بنویسد، حتی شده با خدعه و نیرنگ. مثل همین کاری که من الان کردم. بالاخره رندی هم بخشی از دیوانگی است، مگر نه؟
عباس رضایی ثمرین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: