پرسه در خیابان انقلاب

رنگ خاطره بــوی کتاب

ازدحام، صدای دادزن‌هایی که بعضی‌هاشان آدم را یاد دوبلورهای حرفه‌ای می‌اندازد و کاغذپاره‌های تبلیغاتی که زیر پاها این‌طرف و آن‌طرف می‌رود. قیافه‌ها بیشتر به دانشجو می‌ماند و این را می‌شود از کوله‌پشتی‌ها و کیف‌ها و سن‌وسال و جست‌وخیزهای گاه‌به‌گاه‌شان فهمید. از معدود جاهای تهران است که ترافیک پیاده‌ها از سواره‌ها بیشتر است و اصلا بخش قابل توجهی از ترافیک خیابان از یمن عبور گاه‌وبیگاه لشکرکشی‌گونه از چهار طرف میدان است؛ میدان انقلاب، میدانی به رنگ خاطره و با بوی کتاب.
کد خبر: ۷۴۵۷۷۵

از خیابان آزادی که وارد میدان انقلاب شوید، در دو سوی میدان مغازه‌هایی با کاربردهای متفاوت می‌بینید؛ از فست فود گرفته تا فروش لباس و عطاری و بدلیجات و... البته تعدادی سینما. غرب میدان با شرقش بافت کاملا متفاوتی دارد و در شمال و جنوب آن‌هم خیابان کارگر جنوبی و شمالی یا همان امیرآباد سابق قرار دارد. تا همین چند ماه پیش روی خیابان کارگرجنوبی یک پل عابر پیاده بود که سال‌ها قدمت داشت و یک جورهایی در خاطرات خیلی از آدم‌ها نقش داشت؛ چه آنهایی که در رویدادهای مهم از روی این پل، وضع میدان را می‌پاییدند و چه آنها که بی‌توجه به پل همیشه از زیرش عبور می‌کردند و بساط ترافیک را فراهم. این پل حالا چند ماهی‌ است که ناپدید شده و جای خالی‌اش برای رهگذران حس می‌شود. قطب مرکزی خیابان انقلاب که عنصر هویت‌ساز محله هم هست، دانشگاه تهران است که در ضلع شمالی آن قرار دارد و از نقاطی است که مجموعه خاطرات انقلاب را تداعی می‌کند.

اولین دانشگاه ایران که به سفارش دکتر حسابی و چند نفر دیگر و به همت علی‌اکبر حکمت در سال 1313 در باغ جلالیه ساخته شد. دانشگاه تهران از جمله مکان‌هایی است که پشتوانه تاریخی مهمی دارد و خیلی از جریانات سیاسی و اجتماعی را به خود دیده است. در مقابل در جنوبی و شمالی آن اتفاقات مهمی رخ داده که در اذهان خیلی از تهرانی‌ها ثبت شده است؛ از همین جا بود که حرکت دانشجویان به سمت سفارت آمریکا شروع شد و واقعه ۱۳ آبان به وجود آمد.

زمین چمن دانشگاه تهران یادآور نخستین نماز جماعت یا نماز جمعه‌ها و راهپیمایی‌های تاریخی است.

نماد قدیمی میدان انقلاب از دیگر المان‌های مهم این محدوده است که حالا در ضلع غربی آن‌جا خوش کرده است.

این نماد با طراحی ایرج اسکندری و با دستان هنرمند فریدون صدیقی مجسمه ساز ساخته شد و 25 سال جزء لاینفک میدان انقلاب بود. سر و کله مترو که پیدا شد اما خیلی چیزها فرق کرد. از جمله همین نماد که به دلیل ساخت ایستگاه مترو در سال 86 از آنجا برداشته شد اما پس از اعتراض شهروندان و برخی مسئولان به میدان بازگشت، اما نه در جای قبلی، بلکه در ضلع غربی میدان. المان جدید میدان هم با نمای شیشه‌ای‌اش، درست بالای ایستگاه مترو جا خوش کرده و اگر آن پل عابر پیاده هنوز پایین میدان بود، می‌توانستید با تسلط خوبی ببینید که این نماد همچون مردمکی بزرگ در بین محوطه لوزی‌شکل میدان قرار گرفته است تا کل میدان به چیزی شبیه چشم تبدیل شود.

این که واقعا خیابان انقلاب چه زمان تبدیل به راسته کتابفروش‌ها شد، شاید چندان احتیاج به تحقیق نداشته باشد، از همان زمان که دانشگاه تهران ساخته شد، به فاصله چند سال، کتابفروشی‌ها هم کم‌کم شکل گرفت. شاهد این ادعا گفته‌های مرحوم دکترحسین فریور است که گویا قدیمی‌ترین کسی بوده که روبه‌روی دانشگاه کتابفروشی داشته است. فریور به خبرنگار ایسنا گفته بود نشر چهر، اولین نشر دانشگاهی و اولین کتابفروشی میدان انقلاب است و در سال 1321 اولین کتاب دانشگاهی را چاپ کرده و تا سال 44 مهم‌ترین ناشر خیابان انقلاب بوده است. مغازه‌اش را سه بار تغییر مکان داده و حالا حدود 50 سال است از جایش تکان نخورده؛ یادتان باشد برای دیدن این کتابفروشی کهنسال به‌دنبال ساختمان قدیمی نگردید که این کتابفروشی هم مانند بقیه هم صنفان خود حسابی نونوار شده و هیچ نشانی از گذشته‌اش با خود ندارد.

کتابفروشی‌های قدیمی دیگری هم مثل توس و طهوری و علمی و نیل هست که اگر چه الان در بین کتابفروشی‌های جدید کمتر به چشم می‌آید، اما در گذشته نه‌چندان دور پاتوق خیلی از نویسندگان و بزرگان ادب و هنر بود. راستی اگر دلتان برای بوی کاغذهای کاهی قدیمی و فرم و شکل کتابفروشی قدیمی تنگ شده بد نیست به زیرزمین یا طبقات بالاتر بعضی کتابفروشی‌ها مثل گوتنبرگ سری بزنید که مدعی هستند می‌توانند نایاب‌ترین کتاب‌ها را برای شما پیدا کنند؛ البته اگر به‌دنبال کتاب نایاب می‌گردید، می‌توانید سری هم به بازارچه کتاب یا پاساژهای اطراف بزنید که حالا هر نوع کاری که مربوط به چاپ و نشر باشد اعم از تایپ، ویرایش، صحافی و صفحه‌بندی را هم انجام می‌دهند. افرادی هم هستند در همان حوالی که پول می‌گیرند تا داد بزنند و شما را برای خرید کتاب‌های نایاب و پایان‌نامه و مقاله تشویق کنند. البته اگر مثل من شانس بیاورید و دخترک سنتورنواز در زمان حضورتان آنجا باشد، در کنار دادزن‌ها امکان شنیدن صدای زیبای سنتور را هم خواهید داشت.

کتابفروشی‌ها البته فقط به خود خیابان اصلی محدود نمی‌شود، پشت خیابان اصلی و خیابان‌های فرعی مثل خیابان دانشگاه، فخر رازی و 16 آذر هم مملو از انتشاراتی‌ها و کتابفروشی‌هایی است که صاحبان‌شان نتوانسته‌اند در خیابان اصلی جایی برای خود دست‌وپا کنند، شاید به این دلیل که بعضی از بخش‌های خیابان انقلاب را غیرکتابفروش‌هایی مثل آنها که وسایل نقشه‌کشی و لوازم‌التحریر می‌فروشند اشغال کرده‌اند.

اما تنها کتابفروشی‌ها نیستند که بار خاطرات ما را در این میدان به دوش می‌کشند، سینماها هم بخشی جدانشدنی از هویت این میدان است. از غرب که وارد میدان انقلاب شوید سینماهای مرکزی و پارس را خواهید دید و در سوی دیگر درست شمال شرق میدان سینما بهمن قرار دارد که در سال 1344 با نام سینما کاپری تاسیس شد و در زمان انقلاب به دلیل این‌که قبلا فیلم‌های نامناسب نشان می‌داد به آتش کشیده و پس از انقلاب دوباره ساخته شد. البته از سینما بهمن قدیمی‌تر سینما سپیده است که روزی دیانا نامیده می‌شد نزدیک خیابان وصال شیرازی است که سال 1328 یعنی چهار سال بعد از جنگ جهانی دوم شروع به کار کرده و خیلی از فیلم‌هایی که ما از آنها خاطره داریم برای اولین بار در این سینما به نمایش درآمده‌ است.

نمی‌شود به میدان انقلاب بروید و بعد از مدتی کتابگردی و دیدن فیلم در سینماهای آن به کافه قنادی‌ها یا کافی‌شاپ‌های خیابان اصلی و پسکوچه‌های آن سری نزنید، عطر قهوه فرانسه یا یک چای دبش حسابی خستگی شما را رفع می‌کند. در جنوب میدان هم یک قنادی قدیمی هست که بیشتر از نیم قرن قدمت دارد و به داشتن شیرینی‌های خامه‌ای بزرگش معروف است... حالا دیگر انتخاب با خودتان است.

اکرم بیگی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها