در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تصور کنید که از دوستی ناراحتید و تصمیم میگیرید برای این ناراحتی با او حرف بزنید. تصمیم میگیرید خود را به خانه آن دوست برسانید و دلیل ناراحتی خود را با او در میان بگذارید و از او توضیح بخواهید. راه میافتید و خود را به خانه دوست میرسانید. پیش از زنگ زدن حرفهای آغازین خود را برای آخرینبار با خود مرور میکنید و زنگ را فشار میدهید. در طول راه پله احتمالا جوابهای ممکن او را پیش بینی میکنید و حالا روبهروی دوست خود نشستهاید. شروع میکنید به گفتن یک مقدمه کوتاه: ببین فلانی... اما در ادامه این مقدمه دو کلمه به جای جمله سنگینِ نیتشده، میگویید: دوستی من با تو بسیار ارزش دارد. او هم در ادامه همین احساس را بیان میکند، شروع به مرور خاطرات دونفره میکند و با چند جمله عاطفی، گفتوگو را به جریان میاندازد. تمام شد. دیگر ادامه حرف مرور صمیمیتها و خاطرات خوب است و دوست ما با احساسی خوشایند از یک دیدار دوستانه از ما پذیرایی میکند. حالا در حالی که از راه پلهها پایین میآیید، به خودتان هزار بد و بیراه میگویید که چرا کلمات به مسیری مخالف نیت قبلی حرکت کرد. شما نیت دوست خود را در نظر نگرفتید، در حالی که او هم مثل شما در نیتها غرق است. چیز دیگری که در نظر نگرفتید جرأت خود و موقعیت است و البته کلماتی که خارج از کنترل شما بیرون میآیند و گاه در اوج تخاصم دم از دوستی میزنند.
از این واقعیتهای ضدنیت در زندگی فراوان است. با نیت سکوت به مهمانی میرویم و کلی حرف میزنیم؛ میرویم که این گردش به ما خوش بگذرد، اما بسیار بد میگذرد. آیا ما در نیتها زندگی میکنیم؟ نه چندان. همه آدمها نیتهای خاص خود را دارند که اصولا کمتر پیش میآید که در جهت تکمیل هم حرکت کنند. از سوی دیگر کلمات آنچنان با نیتهای ما همراه نیستند؛ در خیلی از موارد سابقه موضوع نیت ما، کلمات آشنای خود را دارد که اتفاقا از نیتها پیروی نمیکنند.
اعمال، نتایج و جملات همیشه از نیتها و ارادهها پیروی نمیکنند. بلکه از منطق درونی موقعیت و لحظات و قدرت نیتهای دیگر است که پیروی میکنند. بله نیتها در زندگی اهمیت دارند.
سهراب شکیب
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: