هافبک تیم چلسی از بازگشت به لندن و روزهای خوبش می‌گوید

فابرگاس: دلم برای تیتو تنگ شده است

هر کدام از ما، به نحوی دوست داریم در بهترین مکان ممکن باشیم؛ شهر خوب، شغل خوب، شریک خوب، رفیق خوب و البته موقعیت خوب. برای مدتی سسک فابرگاس گمان می‌کرد بهترین مکان برایش کاتالونیا است. بازی کردن و بردن جام‌های مختلف در مرکز این ایالت، بارسلونا. لذت بردن در جایی که فقط نیم ساعت با دریای مدیترانه فاصله دارد. در کنار خانواده. بودن در جایی که خاطرات فراوانی از زمان کودکی داری. اما حتی قبل از بازگشتش به انگلستان، به این باور اعتقاد داشت که می‌شود وطنی که از آن به عنوان خانه خود یاد می‌کنی را انتخاب کنی. لزوما بهترین خانه جایی نیست که در آن متولد شده‌ای. می‌شود آن را ساخت، انتخاب کرد. انگلستان او را فرا خواند. مهم بود. نه از بابت زندگی فوتبالی. که از نظر زندگی شخصی. او تنها می‌توانست به این ندا پاسخ مثبت دهد. آن هم در شرایطی که در اوج دوران ورزشی‌اش قرار دارد. این بازگشت، به این خاطر بود که خوزه مورینیو در اندیشه ارائه فوتبال زیباست. زیبایی که مربی پرتغالی به کمک او در فکر نمایشش است. وقتی با من در مورد تولد دوباره‌اش که به کمک مورینیو صورت گرفت و بازگشت به پستی که در آکادمی جوانان بارسا به آن خو گرفته بود صحبت می‌کرد به روشنی می‌شد حس رضایت را گرفت. اطمینان دارم که با حضورش در چلسی شاید خیلی‌ها از جمله هواداران، رسانه‌ها و تحلیلگران اسپانیایی ناامید شدند اما مردی را که من در کوبهام ـ زمین تمرینی چلسی ـ ملاقات کردم، لبریز از نشاط، انرژی و رضایتمندی بود. او درخصوص گذشته، حال و آینده صحبت کرد. این‌که تا چه اندازه برای کسب جام در لیگ قهرمانان اروپا بی‌تاب است. از این‌که بازی در کنار لئو مسی و داوید سیلوا چه مفهومی برایش دارد. و این‌که چرا هرگز فکر نمی‌کرده که کاملا لندن را ترک کرده است. شاید علاقه او به لندن از کاتالانی بودنش نشات گرفته است.
کد خبر: ۷۳۸۲۲۱

ملموس‌ترین خاطره از دوران کودکی‌ات چیست؟

خاطره که زیاد دارم اما شیرین‌ترینش قهرمانی سه‌گانه‌ای بود که با تیم زیر ١٥ ساله‌های بارسا کسب کردیم. آخرین بازی‌های من برای نوجوانان بارسا بود.بعد از آن سریع به آرسنال ملحق شدم. سه‌گانه بی‌تکراری بود: قهرمان جام کاتالونیا، جام پادشاهی (حذفی) و لیگ. همگی در تیم زیر پانزده ساله‌ها. فراموش‌نشدنی بود.

با کدام هم‌تیمی در کل دوران فوتبالی‌ات در زمین رابطه بهتری داشتی؟

بی‌تردید لئو مسی. ما در خارج از زمین فوتبال هم رابطه خوبی داشتیم. گذشته از این‌که در زمین هم درک کاملی از بازی هم داشتیم. از سنین نوجوانی با هم همبازی بودیم. بازیکن دیگری که سال‌ها در کنارش بازی کردم داوید سیلوا بود. در جام جهانی زیر ١٧ ساله‌ها همبازی بودیم. از آن زمان تاکنون ارتباط نزدیکی با هم داریم. هرچند بازیکنان دیگری هم هستند

بهترین نصیحتی که در فوتبال شنیدی چه بوده؟

جمله‌ای که بارها به‌عنوان نصیحت شنیده‌ام این است که مهم نیست خوب بازی می‌کنی یا بد، مهم این است که در شرایط روحی طبیعی‌ات باشی. وقتی خوب بازی می‌کنی و سبب قهرمانی تیمت می‌شوی نباید بگویی که من بهترینم و حریفی ندارم. اگر هم روز بدت باشد و تیمت ببازد نباید سرافکنده شوی و اجازه دهی ناامیدی تمام وجودت را بگیرد. به یاد می‌آورم وقتی نوجوان بودم بعد از هر شکست بیش از حد ناراحت می‌شدم. احساس می‌کردم تیم به خاطر بازی ضعیف و اشتباه من شکست خورده. وقتی خانه می‌رفتم خودم را می‌زدم! همیشه کسانی بودند که در این زمینه کمکم می‌کردند. حالا هم که هم تیمی‌های باتجربه و مربیان بزرگی به من کمک می‌کنند.

بخش اصلی این بلوغ فکری‌ات را مدیون حضور ابتدایی‌ات در لندن هستی. بازگشت به لندن برایت چه معنایی داشت؟ هم از بعد ورزشی و هم بعد شخصی؟

خیلی برایم مهم بود. من کاملا لندن را ترک نکرده بودم. هر زمان که دو سه روز تعطیلی پیدا می‌کردم به اینجا سر می‌زدم. خاطرات فوق‌العاده‌ای از اینجا دارم. خانه دوم من اینجاست.

چه نکته‌ایی در چلسی تو را ترغیب کرد که اینجا برگردی؟

وقتی با مورینیو صحبت کردم، خوشم آمد. احساس کردم برایم ارزش قائل است. کافی است اسم چلسی را روی برگی از کاغذ بنویسید. بعد می‌گویید: خدای من عجب تیم بزرگی. فکر کردم برای من و زندگی ورزشی‌ام آمدن به اینجا مهم است.

دقیقا خواسته مورینیو از تو چه بود؟

او از من خواست که ثبات را به تیم تزریق کنم. همیشه حاضر باشم. هم تیمی‌هایم همواره کسی را داشته باشند که به او پاس دهند. من باید تیم را نیز از نظر دفاعی تعدیل کنم. بخشی از فلسفه ما در بارسلونا و سال آخر حضورم در آرسنال این بود که به‌عنوان یک هافبک هجومی هرگاه مدافع میانی حریف توپ داشت او را پرس کنیم. این جمله‌ای بود که همیشه باید در ذهنمان تکرار می‌کردیم: پرس کردن حریف، پرس کردن حریف. مثل حالا، وقتی یکی از دو هافبک دفاعی تیم هستم، قضیه سخت‌تر می‌شود. وقتی از عقب به جلو حرکت می‌کنی تا حریف را پرس کنی، وقتی دیر بجنبی، فضای زیادی پشت سرت خالی می‌شود. این زمانی است که مربی تیم دستوراتش را تکرار می‌کند: این کار را انجام بده، آن را انجام بده، این طوری حرکت کن.در پست خودت بمان، فقط موقعی که تیم حریف به سمت دروازه خودی بود پرس را شروع کن. اینها تنها بخشی از جزئیات ریزی هستند که باید به آنها توجه کرد. اکنون بار دیگر در پست هافبک میانی که قبلا درآن راحت بودم حضور دارم.جایی که بیشترین کارایی را دارم.

فتح لیگ قهرمانان اروپا برای تو چه معنایی دارد؟

برایم اهمیت بسیاری دارد. تنها جامی که تاکنون موفق به کسب آن نشدم. قهرمانی در این جام به من بیشترین حس رضایت را می‌بخشد. تیم خوبی داریم. نمی‌دانم چه زمانی به آن می‌رسم. امسال، سال دیگر یا پنج سال بعد. نمی‌دانم. فوتبال همین است. خاویر زانتی در سی‌و‌شش سالگی (با اینترناسیوناله میلانو ـ اینتر در سال ٢٠١٠) آن را فتح کرد. در سال ٢٠٠٦ به همراه آرسنال به فینال رسیدم. تا لحظات آخر جام در چنگمان بود. آن شکست مرا بشدت تکان داد. چهار دوره هم تا نیمه‌نهایی پیش رفتم. خیلی ناراحت‌کننده است. تا آستانه پیروزی می‌روی، تا نیمه‌نهایی به قهرمانی نزدیک می‌شوی ولی همه چیز از بین می‌رود.

وقتی لوئیس آراگونس که مربی‌ات بود جمله معروفی به تو می‌گفت: تو عاشق پاس دادن هستی ولی بیشتر باید گل بزنی. کدام برایت لذت‌بخش‌تر است؟

وقتی بازیکن آراگونس در تیم ملی اسپانیا بودم به عنوان یکی از دو هافبک دفاعی تیم بازی می‌کردم، در حالی که در آرسنال اجازه بیشتری برای حمله کردن داشتم. لوئیس همیشه به من این توصیه را می‌گفت. توصیه‌ای که در ساختار و شکل فوتبالم تاثیرگذار بود. سپس آرسن ونگر در سال ٢٠٠٩ مرا جلوتر برد و حرکات من تا خط تهاجمی تیم گسترش یافت. بعد از آن گلزنی‌هایم شروع شد. باید بگویم لذت‌بخش‌ترین بخش فوتبال گل زدن است. هیچ چیز مانند آن نیست. اما من خودم را به‌عنوان کسی که پاس آخر را می‌دهد در ذهن مردم جا انداختم. فقط آن عده که می‌دانند با چه تبحری باید پاس آخر (پاس گل) را داد حس مرا درک می‌کنند. تک به تک کردن مهاجم تیم با پاسی که از تو دریافت می‌کند هیجان‌انگیز است.

مجله چمپیون / مترجم: سهیل نوری‌پناه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها