حوادث در گذر زمان

قطع پا برای رفتن به عروسی

در این ستون به اخبار جالب 50 سال پیش پرداخته می شود اگر به نحوه نگارش، تیتر سه جمله ای و محتوای این خبر درج شده در صفحه حوادث روزنامه کیهان در تاریخ یکم آذر 1340 نگاهی داشته باشیم شاید به مقایسه جالبی از نوع و نحوه روزنامه نگاری در دیروز و امروز برسیم
کد خبر: ۷۳۷۶۷۳

کفش زن همسایه میخ داشت و پای مروارید را زخم کرد، ولی وی از شوق رفتن به عروسی، مدتی با همان کفش راه رفت.

مروارید در خانواده‌ای روستایی و بی‌بضاعت به دنیا آمده بود و با هزاران آرزو و امیدی که در دل داشت به علت فقر مالی پدرش و نداشتن قیافه زیبا تا سی سالگی کسی به خواستگاری او نیامد. وی مجبور بود در خانه پدر خود با همان زندگی یکنواخت روستایی بسازد. مروارید از تمام خوشی‌های دنیا محروم بود و وسیله تفریح نداشت.

همیشه از خدا می‌خواست که در خانه‌ای از فامیل و آشنایان او مجلس عروسی برپا شود و او با شرکت در جشن بتواند تفریحی بکند. بالاخره یک روز به وی خبر رسید، دخترخاله‌اش که در شهرکرد زندگی می‌کند قرار است ازدواج کند و از خانواده مروارید هم دعوت شد که به شهرکرد برود.

مروارید که خوشحال بود از مادرش خواهش کرد که او را هم با خود به عروسی ببرد. مادرش جواب داد: آخر دختر جوان تو که کفش نداری و من هم پول ندارم که برای تو کفش بخرم. مروارید گفت: مادرجان فکر آن را کرده‌ام و از دیشب که متوجه شدم می‌خواهم به عروسی برویم از خانه همسایه یک پیراهن و یک جفت کفش قرض کردم. خیال تو راحت باشد و مادر و دختر پس از این‌که کارهایشان تمام شد آماده حرکت شدند و چون ماشین نبود و فاصله قهفرخ تا شهرکرد شش کیلومتر بیشتر نبود آنها پیاده حرکت کردند. مروارید به سختی راه می‌رفت زیرا کفش‌های او میخ داشت و پای وی را زخم کرده بود؛ ولی او از شوق رفتن به عروسی از زخم پای خود ناراحت نشد و برای این‌که سرعت بیشتری داشته باشد، کفش‌های خود را از پا درآورد و با پای بدون کفش و مجروح راه می‌رفت.

وقتی به شهرکرد رسیدند محل زخم مروارید درد شدیدی گرفت، ناچار شدند شبانه به پزشک مراجعه کنند، ولی دیر شده بود، بیمار را به بیمارستان احمدیه اصفهان بردند و بلافاصله پای او را از ساق پا قطع کردند و پس از چند ماه که پدر او گوسفندان و خانه خود را فروخت و خرج معالجه دختر خود کرد، درد مروارید شدت یافت. بیمار را به بیمارستان ثریا بردند و پای او را از بالای ران دوباره قطع کردند و اکنون او در بیمارستان بستری است و برای همیشه فکر تفریح و رفتن به عروسی را از سر به در کرده است.

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها