عطار نیشابوری در آثار خود همواره بر آزادگی و مدح اولیاءالله تاکید کرده است

شمس‌الشموس عرفای نامی ایران

فریدالدین، ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهیم عطار نیشابوری، یکی از شعرا و عارفان نام‌آور و صاحب‌نام ایران در قرن ششم و آغاز قرن هفتم هـ .ق است. تولد این شاعر عارف به سال 513 هـ .ق و بنا به تحقیق و نظر استاد سعید نفیسی در کتاب شرح و احوال عطار 530 ذکر شده و مولد او را در نزدیکی نیشابور ذکر کرده است.
کد خبر: ۷۳۶۸۸۰

درباره زندگینامه عطار، طی هفت قرن، بیش از 60 تذکره و اثر به نگارش درآمده و سدید‌الدین محمد عوفی که خود از محققان بزرگ و از پژوهشگران و شرح احوال‌نویسان شاعران فارسی‌گوی و عرفای نامدار ایران در قرن هفتم هـ .ق است، در کتاب لباب‌الالباب خود که همواره مورد استفاده و بهره‌گیری اهل تحقیق قرار گرفته، درباره این عارف بلندمقام گفتاری آورده که البته سخنان او هم چندان قابل استناد و پذیرش نیست.

تنها اثری که در سده نهم تالیف گردیده و دقیق‌تر و کامل‌تر به شرح حال عطار پرداخته، دولتشاه سمرقندی است که در تذکره معروف خود به نام تذکره‌الشعرا سخن گفته و هیچ سخنی از عرفان و عارف بودن عطار به میان نیاورده است و فقط عبدالرحمن جامی، عارف بنام قرن نهم هجری است که در نفحات‌الانس خود که در شرح احوال بیش از 600 شاعر و عارف است، ذکر کامل‌تری از عطار آورده و او را یکی از عرفای نامدار و پیشکسوت عارفان بزرگ ایران‌زمین ذکر کرده است و تاریخ تولد او را بعد از تذکره‌الشعرای دولتشاه سمرقندی 513 ذکر نموده است.

با توجه به آثار مختلف و موجود نظیر تاریخ گزیده حمدالله مستوفی و لباب‌الالباب محمد عوفی و مجمع‌الآداب فی معجم‌الالقاب ابن‌الفوطی و...، می‌توان حدس زد که عطار حدود سال 540 متولد گردیده و در حمله مغول و قتل عام مردم بی‌گناه نیشابور به وسیله این قوم ایلغارگر در سال 618 هـ .ق کشته شده است.

وی قریب 80 سال عمر کرده و در بعضی از اشعار دیوانش به سنین سی سالگی تا هفتاد سالگی خود اشاره دارد:

تو غافلی و به هفتاد پشت چو کمان ‌/‌ تو خوش نخفته‌ای و تیر عمر رفت از شست

عطار مردی متمول و صاحب مال و ثروت بوده و همیشه به بی‌نیازی مالی خود به دیگران اشاره دارد . عطار در طول عمر و زندگی خویش، مناعت طبع و بی‌نیازی خود را همراه با حفظ اصالت و شخصیت ذاتی و فطری خویش حفظ کرده است و همیشه آزاده و آزادمنش بوده و سعی کرده هرگز به مدح و ستایش کسی نپردازد و برای سخنان خود ارزش و بهای فراوان قائل بوده است.

عطار مانند پدرش ابراهیم بن اسحاق پیشه عطاری داشته و در طبابت وی را شاگرد مجد‌الدین بغدادی، حکیم‌باشی سلطان محمد خوارزمشاه دانسته‌اند، هرچند مجدالدین بغدادی در تصوف از بزرگان مشایخ صوفیه بوده و عطار در عرفان خود را پیرو مکتب وی می‌داند. از این‌که گروهی مجدالدین بغدادی را صرفا حکیم دانسته‌اند سخنی قابل پذیرش نیست، زیرا مجدالدین بغدادی در عرفان و معرفت، مردی وارسته و عارفی برجسته و در این مکتب از بزرگان و شاخص‌های عصر خویش بوده است و شاید به همین دلیل باشد که عبدالرحمن جامی در نفحات‌الانس خویش از دگرگونی و تغییر حال ناگهانی عطار و گرایش وی به تصوف سخن رانده است و عطار مثنوی معروف خود را به نام‌های الهی‌نامه و مصیبت‌نامه را که در زمان اشتغالش به طبابت و دارو‌فروشی و معالجه بیماران خود سروده جای هرگونه شک و تردید را که عطار صرفا طبابت می‌کرده رد و نفی می‌کند و مسلما عطار در معرفت عرفانی خود همان‌طور که جامی بارها یاد کرده، مرید مجد‌الدین بغدادی بوده و از این‌که شیخ خود را همواره ملاقات می‌کرده در آغاز کتاب تذکره.. ‌الاولیا سخن رانده است.

عطار در ایام کودکی و سنین جوانی خویش به شیخ قطب‌الدین حیدر زاهد و عارف آن عصر نظر داشته و مثنوی حیدری‌نامه را به نام شیخ خود به نظم درآورده است.

پروفسور ادوارد براون که تاریخ ادبیات ایران را تالیف کرده است، در کتاب خود عطار را اهل سفر دانسته و مسافرت‌های او را به بعضی از کشورها از جمله مصر، هندوستان، ترکستان و به شهرهای ری، کوفه، دمشق و مکه یاد نموده است. هرچند بعضی‌ها عطار را سنی مذهب دانسته‌اند، لیکن علاقه مفرط و زائدالوصف وی به علی‌ابن‌ ابیطالب(ع)‌ و اخلاص و ارادت قلبی وی به حد کمال با این امام همام سبب شده که بسیاری از پژوهشگران و محققان ازجمله قاضی نورالله شوشتری در کتاب مجالس‌المومنین خود، او را شیعه‌مذهب دانسته است. از جمله اتفاقات زمان عطار، ملاقات ناگهانی مولانا به همراه پدرش بهاء ولد ضمن گذشتن از بلخ در ناحیه نیشابور با شیخ عطار بوده و عطار کتاب اسرارنامه خود را در همین مکان به مولوی جوان اهدا نموده است و به همین مناسبت است که مولوی در اشعار خود عطار را ستوده و وی را به منزله روح و سنایی را همچون چشم او معرفی کرده است.

عطار روح بود و سنایی دو چشم او ‌/‌ ما از پی سنایی و عطار آمدیم

با توجه به محتویات بیت بالا، کاملا پیداست که مولانا، خود را پیرو عطار و سنایی دانسته و با مطالعه اشعار و آثار عطار بالاخص مثنوی ارزشمند منطق‌الطیر مولانا خود را پیرو بی‌چون و چرای عطار عارف معرفی می‌کند و می‌فرماید:

من آن مولای رومیم که از نطقم شکر ریزد ‌/‌ ولیکن در سخن گفتن غلام شیخ عطارم

در میان آثار عطار، کتاب منثور تذکره‌الاولیای عطار جایگاه ویژه‌ای دارد. وی این اثر را در شرح احوال 72 تن از مشایخ صوفیه نوشته است.

همان‌طور که گفتیم در میان کل آثار منظوم وی از همه زیباتر و جذاب‌تر و دل‌انگیزتر که مراتب عرفانی را در درجه اعلای خود نمایان ساخته منطق‌الطیر است که منظومه‌ای است کاملا رمزی بالغ بر 4600 تا 4800 بیت. این کتاب ارزشمند در غرب هم مورد استقبال ویژه قرار گرفته است.

نیکولسن انگلیسی، کتاب تذکره.. ‌الاولیای عطار را به سال 1905 میلادی چاپ و منتشر ساخته است. کتاب الهی‌نامه به وسیله هلموت ریتر آلمانی چاپ و منتشر شده است و همین اثر به وسیله فواد روحانی و با وساطت و تشویق پروفسور هانری کربن فرانسوی، رئیس مرکز مطالعات اسلامی دانشگاه سوربن پاریس به زبان فرانسه ترجمه گردیده و در اختیار علاقه‌مندان فرانسوی زبان قرار گرفته است.

فواد روحانی، مترجم مثنوی الهی‌نامه معتقد است تمام آثار عطار کلا بر سه رکن زیبایی، عشق و درد تکیه دارد و از این سه رکن درد را رکن عمده و مایه ابتکار عطار در آثارش می‌داند.

سه راه دارد جهان عشق اکنون: یکی آتش، یکی اشک و یکی خون

دکتر بدیع‌الله دبیری‌نژاد / استاد زبان و ادبیات فارسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها