به گزارش پلیس آگاهی تهران بزرگ، صبح روز بیست و نهم شهریور امسال مرد کشاورز وقتی به زمین زراعی خود در منطقه قلعه گبری شهرری رفت، با خودروی سوختهای روبهرو شد.
با تماس او، تیمی از ماموران کلانتری 172 شهرری در محل حاضر و با جسد سوختهای در صندوق عقب خودرو روبهرو شدند. پس از تحقیقات مقدماتی جسد به پزشکی قانونی منتقل و تحقیقات کارآگاهان برای افشای راز این جنایت آغاز شد.
کارشناسان پزشکی قانونی هم پس از معاینه جسد اعلام کردند، با توجه به سوختگی شدید، شناسایی علت مرگ نیاز به زمان دارد. آتشنشانان نیز با بررسی محل آتشسوزی تاکید کردند خودرو به صورت عمد با بنزین به آتش کشیده شده است.
کارآگاهان با بررسی پلاک خودرو موفق به شناسایی مالک آن در منطقه شهرری شدند. در شرایطی که تصور میشد جــــــــسد کشف شده متعلق به مالک خودرو باشد، کارآگاهان در مراجعه به محل سکونتش متوجه شدند این شخــص زنده بوده و در زمان حادثه خودرو را به برادر سی و شش سالهاش به نام مجتبی داده است.
مالک خودرو پس از حضور در پزشکی قانونی و تائید هویت برادرش، در تحقیقات به کارآگاهان گفت: از برادرم خواسته بودم خودرو را برای سرویس فنی به تعمیرگاه یکی از دوستانش ببرد. او نیز ساعت 3 بعدازظهر بیست و هشتم شهریور خودرو را تحویل گرفت و از آن پس دیگر از او و خودرو هیچ خبری نداشتم.
فروش موادمخدر در کنار بادکنک
تیم جنایی در ادامه بررسیها متوجه شدند مقتول جوان بادکنکفروشی بود که در محدوده بازار شهرری فعالیت میکرد. کارآگـــاهان در مرحله دیگری از تحقیقات نیز دریافتند، مجتبی در پوشش فروش بادکنک موادمخدر میفروخته و خودش نیز به مصرف شیشه اعتیاد داشته است.
دستگیری قاتل
به دلیل اینکه روز حادثه قرار بود مجتبی خودروی برادرش را برای سرویس فنی به تعمیرگاه فردی به نام رضا در شهرری ببرد، کارآگاهان به این محل مراجعه کردند اما رضا مدعی شد مجتبی آن روز به مغازه او نیامده و اطلاعی هم از سرنوشت وی نداشته است. اظهارات و ادعای رضا مبنی بر بیاطلاعی از سرنوشت مجتبی در شرایطی مطرح شد که کارآگاهان در تحقیقات محلی پی بردند روز حادثه مجتبی با خودروی برادرش مقابل تعمیرگاه دیده شده است.
با توجه به دلایل و شواهد به دست آمده در خصوص ادعای کذب رضا، ماموران او را دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل کردند.
تشریح جزئیات جنایت
رضا ابتدا ادعاهای قبلی خود را تکرار اما پس از چند روز به قتل اعتراف کرد و گفت: بیست و هشتم شهریور مجتبی به بهانه سرویس خودروی برادرش به مغازه من آمد. پس از سرویس و برای اطمینان از سالم بودن خودرو، در حالی که مقتول در مغازه حضور داشت، با خودرو 405 در اطراف محل کار خود گشتی زده و دقایقی بعد دوباره به مغازه برگشتم.
مجتبی با سوءاستفاده از غیبت من، به اتاقک انتهای مغازه ـ که محل استراحت است ـ رفته و در حال مصرف شیشه بود. پیش از آن بارها به مجتبی تاکید کرده بودم حق ندارد در محل کسب و کار من، مواد مصرف کند. به همین علت با او درگیر شده و قصد داشتم او را از مغاره بیرون کنم اما مجتبی که به علت مصرف شیشه در شرایط عادی قرار نداشت، ناگهان با من درگیر شد و در حالی که با هم گلاویز شده بودیم، او را به سمت پلهها هل دادم که از پلهها پایین افتاد و از ناحیه سر دچار شکستگی و بیهوش شد. در حالی که بسیار ترسیده بودم، مغازه را تعطیل کردم تا کسی متوجه موضوع نشود. ساعت حدود 3 نیمه شب بود که به مغازه بازگشتم و جسد مجتبی را در صندوق عقب خودروی برادرش گذاشتم و به بیابانهای اطراف شهرری بردم و خودرو را با بنزین به آتش کشیدم.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجیزاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر گفت: با اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی مقام قضایی صادر و متهم برای ادامه تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم