طی سالهای اخیر در دسترس بودن سلاح در برخی ایالتهای این کشور باعث شده، خشونتهای مسلحانه در این کشور به میانگین سنی 14 سال برسد و آمارها حکایت از افزایش خشونت طی سالهای اخیر دارد. کانون خانواده در این کشور از هم پاشیده است و والدین نظارت کافی بر فرزندان خود ندارند. از سوی دیگر درگیریهای مسلحانه و نبود برخورد سریع از سوی پلیس در این کشور باعث شده دانشآموزان برای دفاع، خود دست به کار شوند و اقدام به حمل سلاح کنند.
آنچه اغلب کارشناسان بر آن تاکید دارند، تاثیر عوامل محیطی بر وقوع جرایم است. در جامعهای که خشونت در آن به صورت علنی و حتی در فیلمها و بازیها دیده میشوند، نباید انتظار داشت نوجوانان و جوانان آن رفتاری عادی از خود در برابر مشکلات بروز دهند. جوانان و نوجوانان در سنی هستند که کنترل هیجانات برای آنان سخت است. حال این قشر جامعه تحت تاثیر جو خشونت بار خود را در جایگاه قهرمانان بازیهای یارانهای یا بازیگران هالیوودی قرار میدهد و برای تخلیه هیجانات خود و انتقام از ناملایمات زندگی دست به رفتارهای خشن میزند. ریشه این خشونتطلبی دانشآموزان را باید در خانواده و محیط فرهنگی و اجتماعی آنها یافت. خشونت خانوادگی در آمریکا در شکلهای مختلفی خود را نشان میدهد. حبس کودکان و زنان و ضرب و شتم آنها، گرسنگی اجباری، درگیریهای والدین در مقابل کودکان و حمل سلاح از سوی پدر از مهمترین شکلهای خشونت خانوادگی در آمریکاست. این نوع خشونتها ریشههای فرهنگی و تربیتی دارند و در حال حاضر منجر به بیثباتی مهمترین نهاد اجتماعی در آمریکا شده است.
دانشآموزان قاتل قبل از ارتکاب جرم سعی میکنند به نوعی در شبکههای اجتماعی نسبت به اقدام خود خبررسانی کنند که این تاکیدی بر رفتار هیجانی آنهاست. قاتلانی که عاقبت کار برای آنها مهم نیست و بیشتر به دنبال خبرساز شدن خود هستند.
این روند و احساس ناامنی در فضای مدارس باعث شده آمار خشونت روندی افزایشی پیدا کند و در آینده با حوادثی تلختر از این روبهرو شویم.
دکتر مجید ابهری/ رفتارشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم