در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با گلی که اوزیل پایه گذار آن بود، آرسنالیها توانستند بار دیگر به چمپیونزلیگ راه پیدا کنند و به این ترتیب، درآمد 40 میلیون پوندی آنها از حضور در مرحله گروهی تضمین شد.
با وجود این، وقتی هواداران آرسنال از ورزشگاه خارج میشدند، یک موضوع رضایت آنها از پیروزی تیمشان را تحت تاثیر قرار میداد؛ آنها متفوقالقول اعتقاد داشتند اوزیل در این پیروزی هیچ نقشی نداشته است! نقش این ستاره آلمانی در چنین پیروزی مهمی در حالی نادیده گرفته میشد که در مجموع چنین عقیدهای در مورد کل دوران حضور او در لندن وجود دارد؛ خیلیها اعتقاد دارند او در فصل 2014 ـ 2013، فصلی فاجعه بار را پشت سر گذاشته است.
این در حالی است که فصل فاجعهبار اوزیل برای خیلی از بازیکنان میتواند فصلی رویایی محسوب شود. او تاثیر قابل توجهی در آرسنال داشت و کمک کرد تا تیمی سردرگم و نهچندان درخشان برای چهار ماه در صدر جدول لیگ برتر جای داشته باشد. او در همین فصل قهرمان FACup و جام جهانی شد و از نظر آماری، یکی از کلیدیترین بازیکنان آلمان در برزیل بود. ضمن اینکه در فهرست دو نفر از بهترین مربیان جهان، آرسن ونگر و یواخیم لو، جایگاه ثابتی در اختیار داشت.
اوزیل که در پنج فصل گذشته، بیشترین پاس گلها را در فوتبال اروپا داده، از زمان پیوستن به آرسنال، در آمار پاس سالم، رکورد تازهایبه جا گذاشته است؛ موضوعی که شاید منتقدان اوزیل، آن را هم یک فاجعه بدانند! بین تاثیری که او در بازیهای تیم هایش ایفا کرده و توجهی که دریافت میکند، فاصله زیادی وجود دارد و این تناقض را شاید تنها در شخصیت خود اوزیل بتوان جستجو کرد.
فوتبال و درونگرایی
اما چرا نمایشهای این ستاره آلمانی کمتر به چشم میآید؟ شاید دلیل این سوال را بتوان در پاسخ اولین مربی اوزیل، رالف مارون درباره اولین برخوردش با او در نوجوانی، پیدا کرد: «او بسیار کوچک، ساکت و درونگرا بود». سوزان کین، در کتاب پرفروشش، «سکوت: قدرت درونگراها در دنیایی که نمیتواند دست از صحبت کردن بردارد» نوشته که در قرن 21، جوامع افراد درونگرا را نادیده میگیرد و این ویژگی آنها را مضر میداند.
تردیدی نیست که فوتبال جزئی از صنعت سرگرمی است، اما همیشه ستارههای درونگرایی هم در آن حضور داشتهاند؛ بازیکنانی مانند پت نوین، دارن اندرتون یا پل اسکولز که در اوج دوران حرفهایشان هم بسیار خجالتی بودند. گرت بیل هم وقتی جوانتر بود، به عنوان بازیکنی بسیار خستهکننده، توصیف شده بود. لیتونبینز، مدافع چپ درخشان اورتون، تنها به دلیل خجالتی و درونگرا بودنش نتوانست جایی برای خود در فهرست فابیو کاپلو در جامجهانی 2010 آفریقای جنوبی پیدا کند. در صورتی که او انتخاب میشد، میتوانست برای اولین بار در بلوم فونتین مقابل اوزیل قرار بگیرد.
در فوتبال، ورزشی که در آن مهاجمان پر سر و صدا، هافبکهای طناز و مدافعان تنومند توجهات را جلب میکنند، بازیکنان درونگرا براحتی نادیده گرفته میشوند. شیوه رفتاری الکسیس سانچس، خرید این فصل آرسنالمیتواند یک الگو برای همتیمیاش، اوزیلباشد. او با ضرباهنگ بالایی بازی میکند و ژستهای جالبی در زمین میگیرد؛ هنگام زدن ضربات ایستگاهی، لنگه شورت ورزشیاش را کمی بالا میزند و بعد از گلزنی هم، بدون نگرانی از اخطار داور، پیراهنش را از تن خارج میکند. ستاره شیلیایی برای سکوها بازی میکند و سکوها هم او را دوست دارند.
از منظر تاریخی هم بازیکنانی مانند پل گاسکوین، یان رایت و رنه هیگوئیتا بودند که بیش از مربی برای تماشاگران بازی میکردند و نیاز آنها به دیدهشدن، همزیستی جالبی بین آنها و هوادارانشان ایجاد کرده بود. گازا و بقیه نیاز داشتند که هواداران بیوقفه آنها را تشویق کنند و هواداران هم با رضایت خاطر کامل، در همه بازیها این ستارههای کاریزماتیک را تشویق میکردند. کریس رونالدو را هم میتوان جزو این دسته قرار داد؛ بازیکنی که به دنبال ارائه تصویری بیعیب و نقص از یک ورزشکار است.
در حالی که بازیکنانی مانند اوزیل ترجیح میدهند در سکوت کارشان را انجام بدهند. این چندان اتفاقی نیست که فلورنتینو پرز، رئیس باشگاه رئال مادرید، خیلی راحت اجازه داد تا اوزیل راهی لندن شود و تنها دیداری که این فصل اوزیل توانست توجهات را جلب کند، پیروزی 3 بر صفر آرسنال مقابل استون ویلا بود؛ دیداری که الکسیس سانچس در آن غیبت داشت.
بعضی مربیان، بازیکنان آرامتر را بهتر از بقیه اداره میکنند. ونگر که خود شخصیتی نسبتا آرام دارد، بارها از اوزیل در یک سال گذشته دفاع کرد. ژوزه مورینیو هم که شخصیتی پرهیاهو و جنجالی دارد، نیز یکی از طرفداران اوزیل است و در مورد او گفته «هر بار که مسوت صاحب توپ میشود، توپ لبخند میزند!»
جادوگر ساکت
ونگر اخیرا در مورد اوزیل گفته بود: «همیشه وقتی بازیها را دوباره تماشا میکنید، یک نمایش خوب از مسوت میبینید.» تردیدی نیست که این ستاره آلمانی هم از زمان حضور در لیگ برتر، نمایشهای ناامیدکنندهای داشته، اما اگر بازیهای او را بدقت بیشتری تماشا کنید، متوجه میشوید چرا او در بین تعدادی از بهترین مربیان دنیا تا این اندازه مورد توجه است.
اینکه او پایه گذار بیشتر گلهای تیمش است، مانند دیدار مقابل بشیکتاش، کمتر مورد توجه قرار میگیرد. نحوه ضربهزنی او هم بسیار جالب است؛ او بیش از اینکه توپ را شوت کند، با ضربهای که بیشتر به یک نوازش شبیه است، آن را به همتیمیاش میرساند. او کمتر به بازیکنی که قرار است توپ را دریافت کند، نگاه میکند و بندرت میتوان فهمید قصد دارد چه برنامهای برای حمله طرحریزی کند.
در خارج از زمین هم شرایط مشابه است. احتمالا در جشن آرسنالیها بعد از قهرمانی در FA Cup بود که بسیاری از هواداران این تیم برای اولین بار صدای ستاره تیمشان را شنیدند. بعد از قهرمانی در جامجهانی هم با اینکه رسانهها دوست داشتند صحبتها و تصاویر او را بویژه پخش کنند، او ترجیح میداد خود را میان همتیمیهایش گم کند.
شاید اینکه ستارههای درونگرا، در فوتبال به حقشان نمیرسند، کمی هم تقصیر ما باشد. آنها کاری را که باید انجام بدهند، میکنند و اما ما هستیم که میخواهیم آنها را با جزئیاتی که شاید اهمیت چندانی نداشته باشد، ارزیابی کنیم. کریس رونالدو زمانی در مورد کم حرف بودن اوزیل گفته بود: «او اجازه میدهد بازیاش حرف بزند.» شاید بهتر باشد ما هم به همین راضی باشیم؛ فوتبال ستارههای پرسر وصدا زیاد دارد.
Fourfour two / مترجم: بهنام جعفرزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: