در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی بچه بودی چگونه به فوتبال نزدیک شدی؟
فوتبال در زندگی من همیشه مهمترین چیز بود. همیشه به آن فکر میکردم. حتی اگر در باشگاهم بازی نمیکردم در کوچه و خیابان با دوستانم به بازی مشغول میشدم. بارها اتفاق میافتاد که به کلاسم دیر میرسیدم به خاطر اینکه با دوستانم بازی میکردم. فوتبال در گذشته، جزئی از اولویتهای من در زندگی بوده. هفده سالگی اولین قرارداد حرفهایم را منعقد کردم و از همان موقع احتمال رسیدن به چنین موقعیتی را میدادم.
گویا اخیرا در همان منطقهای که بزرگ شدی یک زمین فوتبال ساختهای؟
در روزنگارد یک زمین فوتبال نقلی ساختهام که خوراک فوتبال پنج بهپنج است. البته میتوانید با تعداد بازیکنان بیشتر هم بازی کنید. از اینکه در این منطقه بزرگ و با فوتبال اخت شدهام افتخار میکنم. میخواهم دینم را به مردم این ناحیه ادا کرده باشم. بیش از آن که فکر کنید به آنها مدیونم. میخواستم با این کارم به آنها ثابت کنم همه چیزم از آن آنهاست. موقعیتی را فراهم کردهام که بچهها صبح تا شب بازی کنند. تماشای این موقعیت بسیار لذتبخش است.
در نوزده سالگی به آژاکس ملحق شدی. از اینکه در هفته اول لیگ قهرمانان اروپا به مصاف آنها رفتی چه حالی داشتی؟
بازگشت به آمستردام باور نکردنی بود. یک حس فوقالعاده. تاکنون با سه تیم مختلف به آنجا بازگشته و هر دفعه با استقبال گرم آنها مواجه شدهام. علاقه فراوانی به آنجا دارم. روزهایی که در لباس آژاکس بودم را هیچ وقت فراموش نمیکنم. عاشق جو هیجانانگیز ورزشگاه آمستردام بودم و آنجا آغاز زندگی ورزشی من رقم خورد.
جالب است! قرعههای لیگ قهرمانان اروپا جوری است که اکثرا در برابر تیمهای سابقت قرار میگیری؟
لیگ قهرمانان همین است. یک قانونی هم دارد که میگوید، هر سالی که تیمتان را عوض میکنید در همان سال با باشگاه قبلی روبهرو میشوید! تنها دلم برای مالمو تنگ میشود که نمیتوانم با تیمم به آنجا بازگردم. در باشگاههای زیادی بازی کردهام که همگی از بزرگترینها هستند. این چیزی است که به آن افتخار میکنم. زندگی فوتبالیام مسیری طولانی دارد و ماجراجویانه است.
سال ٢٠٠٢ با لباس آژاکس نخستین بازیات را در لیگ قهرمانان انجام دادی. حریفتان هم المپیک لیون بود. چه خاطرهای از آن شب داری؟
اولین بازی همیشه مهم است. آن بازی نخستین حضورم در لیگ قهرمانان بود و هر دو گل بازی را هم به ثمر رساندم. جو و فشار بازیهای لیگ قهرمانان بسیار سنگین است. رسانهها توجه فراوانی به این بازیها نشان میدهند و مردم هم دیوانه این رقابتها هستند.
سال ٢٠١٠ از اینترناسیوناله میلانو (اینتر) جدا شدی و به بارسلونا ملحق شدی. در همان سال هم با این تیم به نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا رسیدی.
ما بهترین تیم دنیا بودیم. هیچ شکی هم در این وجود ندارد. روزهای خاطرهانگیزی در نیوکمپ داشتم. هرگز بازی ما مقابل آرسنال را در یک چهارم نهایی این بازیها از یاد نمیبرم. بازی بسیار سنگینی بود. دو گل خوب هم زدم. یادم میآید ضرباهنگ بازی آنچنان بالا بود که بعد از ٢٠ تا ٢٥ دقیقه بسختی نفس میکشیدم. البته به نفع ما هم بود. چون همه کار کردیم. در آن بازی فکر میکنم مصدوم هم شدم. بعد از مصدومیتم همه چیز تغییر کرد و بازی ٢ـ٢ شد. واقعا نبرد بینظیری بود. اگر به عنوان یک هوادار فوتبال صحبت کنم باید بگویم دوست دارم آن مسابقه را بارها تماشا کنم.
میلان مقصد بعدی تو در ماجراجوییات بود. اولین گلت برای این تیم در لیگ قهرمانان اروپا مقابل اوسر بود.
یادم میآید در آن بازی پاسی از رونالدینیو دریافت کردم و به گوشه سمت چپ دروازهبان اوسر شلیک کردم. فوقالعاده بود. میلان تازه در فصل قبل دچار بحران شده بود و میخواستند با حضور من به اوضاعشان سر و سامانی بدهند.
میلان همیشه تیمی است که به قلهها تعلق دارد. همواره باید در اوج بماند. آنها بازیکنان و تیم کاملی داشتند که مدتها بود در اسکودتو به موفقیت نرسیده بودند. بعد از حضور در بارسا عطش زیادی برای موفقیت و انرژی زیادی برای بازی کردن داشتم. هیچ چیز بهتر از زدن دو گل در اولین بازیم نبود. تصورش را بکنید! سان سیرو لبالب از جمعیت بود. برای من سان سیرو بهترین ورزشگاه دنیاست. با تماشاگرانی بیهمتا. در آنجا بود که توانستم اوج توانایی و مهارتم را نمایش دهم.
سال قبل در خانه اندرلخت چهار گل به ثمر رساندی. درباره آن شب بگو.
شب ویژهای بود. گل اول را زدم. بعدا گل دوم. چند دقیقه بعد گل سوم را به ثمر رساندم. تا اینکه بعد از گل چهارم متوجه شدم هواداران بلژیکی ایستاده تشویقم میکنند. نمیدانستم چه واکنشی نشان دهم. چون عموما وقتی خارج از خانه بازی میکنید هواداران حریف با هر حرکتی شما را هو میکنند. خیلی هیجانزده شده بودم. در نتیجه من هم آنان را تشویق کردم.
وقتی گل میزنی چه احساسی داری؟
به نظر من بهترین راه کمک به تیمم ، زدن گل است، اما خواستههای من ورای گل زدن است. دوست دارم به همتیمیهایم برای گل زدن کمک کنم. خلق کردن موقعیت هم برایم اهمیت دارد، چرا که بازیهایی بوده که گل نزدهام، اما تیمم به پیروزی رسیده.
حضور در دو دوره اخیر لیگ قهرمانان اروپا به پاریس چه کمکی میکند؟
هر سال حضور در این بازیها تجربه ما را دوچندان میکند. ما در این رقابتها تازه وارد هستیم و به چنین تجاربی نیاز داریم. از این نظر ما دو دوره متوالی را با حضور در مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان به پایان رساندهایم و در تلاشیم در این دوره جلوتر پیش برویم. همیشه جزئیات کوچک تعیینکننده هستند و امیدوارم این جزئیات این بار به یاری ما بیایند.
در کشورهای مختلف جامهای گوناگونی بردهای جز لیگ قهرمانان. چه انگیزهای برای تصاحب این جام داری؟
بعد از پایان دوران حرفهای به تعداد جامهایی که بردهای مینگری. شاید بیش از ٢٠ جام بردهام. اگر لیگ قهرمانان را نیز تصاحب کنم معرکه خواهد بود اگر هم نه، چندان مهم نیست؛ چرا که تا همینجا هم بیشتر از 20 عنوان قهرمانی دارم که کمتر کسی در دنیای فوتبال پیدا میکنید که چنین رکوردی داشته باشد.
زلاتان از روی نیمکت
مربیانی که با زلاتان ابراهیموویچ کار کردهاند در موردش چه میگویند:
رونالد کومان (مربی او در آژاکس):
او مهاجمی است که به دیگر هم تیمیهایش در فاز تهاجمی این اجازه را نمیدهد که به او بگویند کجا نفوذ کند یا از کجا فرار کند. خود او تصمیم میگیرد که در فاز حمله چگونه به قلب حریف بزند.
فابیو کاپلو (مربی او در یوونتوس):
زلاتان از نظر قدرت، تکنیک و کیفیت یک پدیده بود. بازیکن دیگری نمیتوان یافت که با چنین قد بلندی اینقدر چابک باشد.
ژوزه مورینیو (مربی او در اینتر):
یکی از بهترین بازیکنانی که با او کار کردهام. بیتردید!
کارلو آنچلوتی (مربی سابق او در پاریس):
زلاتان همیشه آماده و متمرکز است.بدون رفتار حرفهای، استعداد کافی نیست.
لورن بلان (مربی فعلی او در پاریس):
ایبرا به خاطر داشتن شخصیت و کاراکتر خاص یک رهبر ذاتی است.
مجله چمپیون / مترجم: سهیل نوریپناه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: