تحلیل

سیاست پاندولی افغانستان

هر چند که آمریکا بیشترین نقش را در تحولات افغانستان ایفا می‌کند اما احمدزی، رئیس‌جمهور جدید افغانستان، نخستین سفر رسمی خود را به عربستان و چین داشته است. سفر سه روزه رئیس‌جمهور افغانستان به چین در حالی صورت گرفت که منابع خبری از برگزاری کنفرانسی با محوریت کمک به امنیت و اقتصاد افغانستان در پکن خبر داده‌اند.
کد خبر: ۷۳۳۶۹۳

در باب این سفر و میزان روابط چین و افغانستان، نخستین مساله نوع نگاه افغانستان به چین است. هر چند که اشرف غنی اولین سفر غیررسمی خود را به عربستان انجام داد تا بیانگر نقش و جایگاه ریاض در مناسبات این کشور باشد اما اولین سفر رسمی غنی به پکن صورت می‌گیرد. وی به جای آن‌که محور سفرهای خارج خود را از آمریکا و اروپا آغاز کند به شرق‌ گرایش یافته است. این به آن معناست که غنی تلاش دارد تا با این رویکرد در حالی که از اقتصاد برتر پکن برای بازسازی کشور برخوردار می‌شود این پیام را به مردم افغانستان و حتی کشورهای غربی بدهد که امضای توافق‌نامه امنیتی کابل ـ واشنگتن به منزله واگذاری ساختار سیاسی کشور به آنان نیست و کابل سیاستی مستقل را اجرا می‌کند. جالب توجه آن‌که غنی رویکرد خود را در شرق‌گرایی به جای روسیه معطوف به چین ساخته است تا ضمن عدم برانگیخته شدن نگاه منفی غرب، نشان دهد که به‌دنبال منافع اقتصادی است تا رویکرد نظامی.

به عبارتی دیگر می‌توان گفت که این سفر بیانگر آن است که دولت جدید افغانستان بیشتر در چارچوب ساختارهای اقتصادی حرکت می‌کند و اولویت سیاست خارجی آن نیز بر آن اساس چینش شده است. غنی با این سفر این پیام را به غرب می‌دهد که صرف حضور نظامی در افغانستان نمی‌تواند سطح روابط طرفین را تعیین کند بلکه این اقتصاد است که جایگاه کشورها در سیاست خارجی افغانستان را تشکیل می‌دهد.

دومین نکته در سفر احمدزی، نوع نگاه پکن به افغانستان است. چین در سال‌های اخیر اقدامات گسترده‌ای در افغانستان داشته چنان‌که در حوزه نظامی و امنیتی توافقاتی میان طرفین صورت گرفته است. هرچند پکن خود را درگیر بحران‌های افغانستان نمی‌سازد اما برقراری ثبات در این کشور را مولفه‌ای مهم برای امنیت خود می‌داند، از این‌رو پکن حضور گروه‌هایی مانند طالبان و القاعده و نیز نیروهای خارجی را تهدیدی برای مرزهای خود می‌داند لذا با رویکرد تعاملی با کابل سعی در مقابله با هر دو تهدید دارد. پکن می‌داند که رویکرد خصمانه و تهدیدآمیز علیه افغانستان برابر با قوت گرفتن غرب و تروریست‌هاست،‌ بنابراین با رویکرد دوستانه ضمن بهره‌گیری از ظرفیت‌های اقتصادی این کشور به مقابله نرم با غرب و تروریسم می‌پردازد.

براین اساس است که پکن میزبان نشست جهانی حمایت از افغانستان می‌شود تا نشان دهد که نه فقط در حوزه روابط دوجانبه بلکه در قالب ایجاد منافع منطقه‌ای و جهانی برای افغانستان نیز حاضر به فعالیت است؛ مساله‌ای که ارتقای جایگاه چین میان مردم و دولت افغانستان را به‌همراه خواهد داشت.

نگاه امنیتی چین به افغانستان زمانی بیشتر آشکار می‌شود که پکن رویکرد اتحادی به پاکستان، دیگر همسایه خود نیز دارد. پکن در لایه‌های مختلف امنیتی که برای خود تعریف کرده همگرایی با کشورهایی مانند افغانستان و پاکستان را امری ضروری می‌داند، زیرا این همگرایی در چند جبهه برای چین کارکرد خواهد داشت. مقابله با پدیده تروریسم، ایجاد جبهه منطقه‌ای در برابر ژاپن و هند و درنهایت همگرایی با این کشورها در برابر تهدیدات ناتو و آمریکا. پکن می‌داند که هدف آمریکا از امضای توافق‌نامه امنیتی کابل ـ واشنگتن صرف حضور در افغانستان نیست بلکه برای پروژه سال 2025 شرق‌گرایی آمریکا و ناتو است، که هزینه‌های بسیاری برای پکن به همراه خواهد داشت. بر این اساس نیز چین با رویکرد تعاملی با این کشور سعی در خنثی‌سازی این طرح دارد. نکته قابل توجه در این همگرایی که با سفر احمدزی به پکن صورت می‌گیرد ورود پکن به عرصه معادلات جهانی و تصمیم‌گیری است.

نشست جهانی «فرآیند استانبول برای افغانستان» با حضور ده‌ها کشور گواه این مساله است که چین درحال عبور از بی‌تفاوتی در قبال معادلات جهانی است و به مرور سعی دارد تا نقشی جدید برای خود در صحنه بین‌الملل تعریف کند. اقدامی که رقیب منطقه‌ای آن یعنی ژاپن نیز از مدت‌ها پیش آغاز کرده که برگزاری نشست به اصطلاح دوستان سوریه در توکیو نمودی از آن بوده است.

نکته قابل توجه در رفتارهای اشرف غنی آن است که وی با زنجیره‌ای از رفتارها و بازی‌های سیاسی سعی دارد تا طیف وسیعی از کشورها را در کنار خود داشته باشد تا از حمایت تمام آنها برای رسیدن به اهداف خود بهره‌مند شود.

به‌عنوان نمونه، وی بر همگرایی با همسایگان خود یعنی پاکستان، هند و جمهوری اسلامی ایران تاکید دارد درحالی که در کنار آن روابط با روسیه و چین را نیز مهم ارزیابی می‌کند. سفر وی به عربستان نیز نشان می‌دهد که حفظ منافع و خواسته‌های کشورهای بزرگ عربی برای وی دارای اهمیت است در حالی که همزمان تلاش دارد تا رضایت کشورهای اروپایی و آمریکایی را نیز جلب کند که امضای توافق‌نامه امنیتی کابل ـ واشنگتن نمودی از آن است. غنی سعی دارد به جهانیان چنان نشان دهد که در معادلات قدرت طرفدار هیچ کشوری نبوده و صرفا در چارچوب منافع خود با همه دنیا در تعامل خواهد بود. وی برای هر کدام از تاثیرگذاران صحنه افغانستان امتیازاتی در نظر می‌گیرد تا رضایت همگانی را حفظ کند.

به عبارتی وی پیرو دیدگاه سیاست پاندولی حرکت در همه جهات (شرق و غرب) است و با این رویکرد به‌دنبال حفظ قدرت و تحقق اهداف افغانستان خواهد بود؛ رویکردی که زمینه‌ساز سفر وی به چین شده تا گامی مهم در چارچوب شرق‌گرایی برداشته باشد.

در مجموع می‌توان گفت که نگاه افغانستان و چین یک نگاه تعاملی براساس منافع مشترک است که بعدی از آن اقتصادی و بعدی نیز برگرفته از اهداف امنیتی و سیاسی طرفین است که می‌تواند بر آینده افغانستان و امنیت چین تاثیر بسیاری داشته باشد، معادله‌ای که چین سابقه اجرای آن را در آفریقا و آمریکای‌لاتین داشته و دستاوردهای بسیاری کسب کرده و برای تکرار آن وارد عرصه افغانستان شده است.

قاسم غفوری ‌‌‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها