طیفهایی از شهروندان که حسب دلنگرانیهایی که نسبت به آینده کشور دارند، همواره پیشتاز جریانات عمومی هستند و برخی از این طیفها از این ظرفیت برخوردارند که دیگر گروههای اجتماعی را نیز با خود همراه کنند.
یکی از مهمترین این طیفها که چه پیش از انقلاب اسلامی و چه پس از آن پرچمدار دیپلماسی مردمی بوده، دانشگاهیان هستند. گروههای جوان، پرانرژی، مستقل، آگاه و دغدغهمندی که بسادگی در برابر استدلالهای دولتهای بیگانه درباره دلایل دخالتهایشان در کشورهای مختلف جهان قانع نشده و در هر کشوری، اصلیترین گروه برای بیان مطالبات عمومی بهشمار میروند.
در همین راستا در تاریخ ایران دانشگاهیان یکی از اصلیترین طیفهایی بودهاند که نقش خود را در دفاع از منافع ملی کشور در برابر کشورهای استعماری ایفا کرده و ماندگار شدهاند. هرچند به سبب عمر کوتاه نهاد دانشگاه در ایران، نمیتوان تحولات قرن گذشته تاریخ هجری شمسی را مستقیما به دانشجویان نسبت داد ـ هرچند روشن است در این دوره بویژه در عصر مشروطهخواهی، بخش مهمی از رخدادها در عرصه سیاست خارجی توسط نخبگان دانشگاهی از فرنگ برگشته رقم خورده است ـ اما در دهههای اخیر، تقریبا حادثهای نیست که مستقیما با حوزه دیپلماسی مردمی روبهرو بوده باشد، اما نشانی از دانشجویان در آن پدیدار نباشد.
گفته میشود اولین نشانههای حرکت سیاسی دانشجویان در ایران مربوط به اعتصاب دانشجویی دانشکده فنی در سال 1313 میشود، این همان سالی است که دانشگاه تهران تاسیس شد. اعتصاب دانشجویی در این سال، اعتراضی بود به وابستگی و استبداد رضاخانی. با این حال، اولین حرکت مهم دانشجویی که مستقیما به سیاست خارجی حکومت بازمیگشت، در آذر 1321 رقم خورد؛ همان روزی که دانشجویان با حرکت به سوی مجلس، علیه قحطی ناشی از حضور ارتش شوروی و انگلیس در کشورمان شعار دادند و محمدرضا پهلوی را چنان هراسان کردند تا آنجا که دستور داد روی معترضان آتش گشوده شود.
این حرکت دانشجویی علیه تبعات اشغال ایران همزمان با جنگ جهانی که باوجود اعلام بیطرفی کشورمان رخ داد بود، ده سال بعد شکل جدیتری به خود گرفت. در دهه 1330 آنگاه که دولت محمد مصدق تصمیم گرفت پروژه ملی شدن صنعت نفت را کلید بزند، این دانشجویان بودند که علیه استعمار انگلیس نقش مهمی ایفا کردند. هرچند رژیم پهلوی با کمک نیروهای خارجی کودتایی علیه دولت مصدق ترتیب داد تا بهزعم خود بر اوضاع مسلط شود، اما حتی پس از سقوط دولت مصدق نیز این دانشجویان بودند که پرچمدار مبارزه با استبداد و استعمار باقی ماندند. حدود چهار ماه پس از کودتای 28 مرداد دانشجویان به سفر رسمی ریچارد نیکسون، معاون رئیسجمهور وقت ایالات متحده آمریکا به تهران و همچنین از سرگیری روابط ایران با بریتانیا اعتراض کردند. این اعتراضات چند روزه در دانشگاه تهران چنان بالا گرفت که ارتش پهلوی با حضور در دانشگاه سه دانشجو را کشت و بسیاری را زخمی یا بازداشت کرد. هرچند این اعتراضات با سرکوب نظامیان وابسته به دربار مهار شد، اما واقعه 16 آذر که در حال حاضر روز دانشجو نامیده میشود، نماد حضور دانشجویان در عرصه دیپلماسی عمومی شد و نشان داد با وجود وابستگی شدید رژیم پهلوی به آمریکا، افکارعمومی کشورمان نگاهی بشدت منفی به این کشور داشتند.
طی سالهای بعد، دانشجویان نه فقط در داخل کشور، بلکه حتی در کشورهای غربی، صدای اعتراض مردم ایران به سیاستهای واشنگتن در خاورمیانه شدند. تجمعهای پیاپی دانشجویان ایرانی در کشورهای اروپایی و آمریکا باعث شد رسانههای غربی توجهشان به وضع حقوق بشر در ایران جلب شود. این حرکتهای افشاگرانه که عمدتا علیه حامیان خارجی محمدرضا پهلوی صورت میگرفت تا آنجا ادامه یافت که نهضت انقلابی امام خمینی(ره)، اتحادی را میان همه فعالان سیاسی مخالف رژیم پهلوی و معترضان به استعمار آمریکایی پدید آورد. در نتیجه این اتحاد، دانشجویان به اولین گروههای اجتماعی تبدیل شدند که در کنار روحانیت، انقلابی بزرگ را علیه رژیم وابسته پهلوی شکل داده و منافع غرب در ایران را بشدت تهدید کردند.
هرچند با پیروزی انقلاب، شعارهای دانشجویی تا حدی به سیاستهای دیپلماتیکی که رسما از سوی دولت وقت دنبال میشد نزدیک شد، اما پس از انقلاب اسلامی نیز دانشجویان همچنان نقش انتقادی خود را در قبال اعمال فشار کاخ سفید نسبت به دولت انقلابی حفظ کردند و در همین راستا دانشجویان پیرو خط امام با در دست گرفتن ابتکار عمل، سفارتخانه کشوری را تسخیر کردند که سالها از ایران بهعنوان یک پایگاه منطقهای برای بهرهبرداری سیاسی و نظامی استفاده کرده بود. هرچند ماجرای گروگانگیری در نهایت با آزادی دیپلماتهای آمریکایی تمام شد، اما حرکت دانشجویان در 13 آبان 58 فراتر از موضعگیری دولت وقت، نشان داد که دیپلماسی مردمی چگونه میتواند کارآمدتر از دیپلماسی رسمی، منافع ملی کشور را در قبال نفوذ دیگر کشورها تضمین کند. در سالهای بعد از آن واقعه تاریخی نیز همچنان دانشجویان نقش اصلی در دیپلماسی مردمی ایفا کردند و چه در دوره دفاع مقدس، چه در مقاطعی که افکارعمومی نسبت به مسائل روز حساسیت داشت، این دانشجویان بودند که در خط مقدم حفاظت از مصالح ملی، ایستاده و نگذاشتند دیپلماتهای ایرانی پشت میزهای مذاکره تنها بمانند.
تجمعهای دانشجویی در مقابل سفارت برخی کشورهای غربی در اعتراض به دخالت آنها در امور داخلی کشورمان از یک سو و دفاع موثر جنبش دانشجویی از برنامه هستهای ایران از سوی دیگر، نشان از آن داشت که در سالهای اخیر نهاد دانشگاه همچنان در صف اول دیپلماسی عمومی، مدافع منافع ملی کشور است.
روشن است حرکتهای دانشجویی به دلیل ماهیت مستقل و خودجوشی که دارد، ممکن است گاه با پیامدهایی ناخواسته روبهرو شود، با این حال نباید از این نکته مهم صرفنظر کرد که نفس حضور دانشجویان با گرایشهای مختلف در عرصه دیپلماسی مردمی میتواند پیشبرنده حرکتهای مردمی برای دفاع از منافع ملی کشورمان باشد. حرکتهایی که اگر همگرا با سیاستهای رسمی دیپلماتیک دنبال شود، میتواند مانعی جدی در برابر کشورهایی باشد که در طول تاریخ هیچگاه استقلال ایران را برنتابیدهاند.
محمود هرندی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم