jamejamonline
ایام ادوار تاریخی کد خبر: ۷۳۳۱۵۴   ۰۷ آبان ۱۳۹۳  |  ۱۸:۲۳

تعداد ایرانیان در دورة پس از جنگ جهانی اول در فلسطین به 30000 نفر می‌رسید که بیشتر آنان از یهودیانی بودند که جهت مهاجرت یا زیارت به شهرهای عکا و حیفا مسافرت کرده و اغلب در این نواحی اقامت می‌کردند.

نمایندگان دیپلماتیک حکومت پهلوی در فلسطین اشغالی

وجود این گروه اتباع ایرانی در فلسطین مشکلاتی از جهت امور کنسولی آنان پیش آورده بود و از طرف دیگر به علت اختلاف اعراب و یهودیان بر سر موضوع فلسطین و طرح آن در جامعه ملل لازم بود رویه ایران نیز توسط نمایندگان سیاسی کشور در بیت‌المقدس تعیین گردد.(1)
با توجه به مسائل و مشکلات فوق، در سپتامبر 1921 رسیدگی به امور اتباع ایران در فلسطین از طرف وزیر وقت امور خارجه، انتظام‌الملک، موقتاً به مشیر حضور، نماینده ایران در مصر واگذار گردید ولی چون سرزمین فلسطین در این زمان دارای اهمیت خاصی بوده و مرکز کلیه امور سیاسی و نظامی در منطقه به حساب می‌آمد و ارتش انگلستان نیز در آنجا مستقر شده بود و از طرف دیگر به علت مسدود بودن راه اروپا، عده‌ای از اتباع کشورها از جمله ایرانیان برای سیاحت و به خصوص معالجه به فلسطین، که در این دوران مرکز مهاجرت اطباء آلمانی یهودی بود، مسافرت می‌نمودند و به دلیل کثرت مشغله سرکنسولگری ایران در قاهره، امور مربوط به فلسطین در سال 1313ش/ 1934م به سرکنسولگری ایران در بیروت واگذار گردید و آقای اسداله بهنام، سرکنسول ایران در بیروت، عهده‌دار امور اتباع ایرانی در فلسطین نیز گردید.(2)
سرانجام پس از چند ماه مکاتبه با دولت انگلستان و ذکر مشکلات اتباع ایرانی در فلسطین، در تاریخ اول شهریورماه سال 1314ش سرکنسولگری ایران در فلسطین در شهر بیت‌المقدس تأسیس شد و آقای هاشم مکرم نورزاد، به سمت کنسول در فلسطین منصوب گردید.(3) در تاریخ 21/3/1318 آقای عبدالحسین صدیق اسفندیاری به جانشینی مکرم نورزاد منصوب شد و سرکنسول ایران در فلسطین گردید و تا تیرماه 1324ش در این سمت باقی بود. با پایان یافتن مأموریت آقای اسفندیاری، ابوالحسن بهنام به سمت کنسول ایران در فلسطین تعیین شد و این پست را تا سال 1327ش به عهده داشت که در این سال سرکنسولگری ایران به حال تعطیل درآمد و کارمندان آن سرکنسولگری به ایران فراخوانده شدند.(4)
پس از اعلام رسمیت اسرائیل از سوی سازمان ملل متحد و چند ماه قبل از شناسایی دوفاکتوی آن رژیم توسط ایران یعنی در اواخر سال 1328ش عباس صیقل به عنوان نماینده ویژه دولت ایران به اسرائیل رفت و تا تیرماه سال 1330 که نمایندگی ایران در اسرائیل برچیده شد، در آن سمت باقی بود. چنانچه قبلاً نیز ذکر آن رفت، دولت دکتر مصدق نمایندگی ایران در اسرائیل را تعطیل کرد ولی شناسایی دوفاکتو لغو نشد و دلیل تعطیلی نمایندگی نیز مشکلات مالی اعلام شد.(5)
ژنرال هرکابی، رئیس اطلاعات ارتش اسرائیل به دعوت سپهبد کیا در دسامبر 1958 به تهران آمد و با شاه و فرماندهان نظامی دیدن کرد. به دنبال این سفر شاه با افتتاح نمایندگی سیاسی ایران در تل‌آویو موافقت نمود اما به منظور پنهان نگاه داشتن آن قرار شد این نمایندگی به صورت دفتری در سفارت سوئیس باشد و در مکاتبات اداری «برن 2» نامیده شد.(6)
به دنبال این توافق دکتر ابراهیم تیموری در 23 آذرماه 1338 وارد اسرائیل شد و مأموریت خود را به عنوان نماینده ایران در اسرائیل آغاز کرد.(7) تیموری در گزارشی ضمن انعکاس ملاقات خود با «دیون» مدیرکل امور خاورمیانه وزارت خارجه اسرائیل و پیشنهاد وی مبنی بر اینکه به نمایندگان دو کشور عنوان رسمی مثلاً کنسول اعطا شود می‌نویسد: «به عقیده اینجانب در صورتی که اطراف و جوانب این پیشنهاد مورد توجه و مطالعه وزارت متبوع قرار بگیرد گمان نمی‌رود در انجام آن اشکالات چندانی وجود داشته باشد. زیرا همانطور که استحضار دارند وضع و کار اینجانب در اینجا و نماینده اینها در تهران کم و بیش علنی است و قطعاً نمایندگان کشورهای عرب نیز به خوبی از آن اطلاع دارند و فقط محرمانه عنوانی برای آن قائل شدن ممکن است موجب تسهیل کار و انجام تقاضای مورد علاقه اینها شود که مکرر خواهان آن هستند.»(8)
وقتی در سال 1341 منوچهر پیشوا عازم تل‌آویو بود تا با تیموری همکاری کند، اسرائیلها خواستار آن شدند که وی با نامه‌های سربرگ‌دار وزارت خارجه ایران رسماً به اداره تشریفات وزارت خارجه اسرائیل معرفی شود. آنها با اشاره به همکاریهای میان ارتش ایران و اسرائیل و سایر همکاریها گفتند: «با اینکه مکرراً به ما همه گونه وعده در روشن کردن وضع رابطه بین ایران و اسرائیل داده شده ولی هیچ اقدامی تاکنون به عمل نیامده و اکنون شما حتی از مکاتبه با ما امتناع دارید...»(9) چنانچه ذکر آن رفت نمایندگان ایران در تل‌آویو عضو سفارت ایران در برن و بخشی از سفارت سوئیس در تل‌آویو محسوب می‌شدند اما نامه‌های وزارت خارجه اسرائیل برای تیموری با عنوان(10) «نمایندگی دیپلماتیک ایران» ارسال می‌شد.(11)
ابراهیم تیموری تا آبان ماه سال 1342 در تل‌آویو بود و پس از وی دکتر صادق صدریه سمت وی را عهده‌دار شد. وی در ملاقات اباابان در پاسخ به سئوال وی درباره سمت خود اظهار داشت که وی و همکارانش کارمند سفارت ایران در برن می‌باشند و با توافق دولت سوئیس در تل‌آویو اقامت دارند. آقای گازیت مدیرکل وزارت خارجه اسرائیل در ادامه متذکر شد که وزارت خارجه اسرائیل تا به حال ایشان را رئیس نمایندگی ایران می‌دانسته و میسیون ایران را یک نمایندگی می‌داند و اباابان نیز بر این مسئله تأکید می‌کند که وی به عنوان رئیس نمایندگی ایران شناخته شود و خواهان آن می‌شود که توسعه تدریجی روابط که موردنظر ایران است شامل نمایندگی ایران هم بشود.(12) وی در اردیبهشت 1345 با رئیس‌جمهور اسرائیل ملاقات می‌کند. شازار در این دیدار ضمن تشکر از پذیرایی از وی در فرودگاه مهرآباد در سفرش به نپال، خواستار برقراری روابط سیاسی کامل بین دو کشور می‌شود(13)
صادق صدریه تا اسفند ماه 1346 مسئولیت نمایندگی «برن 2» را دارا بود و پس از وی فریدون فرخ به جانشینی وی انتخاب گردید و تا آذر 1349 در این پست مشغول به کار بود. در آذرماه 1349 دکتر ابراهیم تیموری مجدداً ریاست نمایندگی ایران در تل‌آویو را عهده‌دار گردید و تا فروردین 1354 در این پست باقی ماند و پس از وی مرتضی مرتضایی از فروردین 1354 تا آذرماه 1357 به این سمت منصوب شد.
برای اینکه تا حدودی حجم کار نمایندگی و سطح و تعداد ملاقاتها در این دوره مشخص شود، بخشی از گزارش سالانه مرتضایی به وزارت خارجه در سال 1356 را عیناً نقل می‌کنیم: «در اوایل دوره مورد بحث در معیت یک شخصیت عالی‌مقام ایرانی با پروفسور افرایم کاتزیر رئیس‌جمهور این کشور و یک بار دیگر در معیت همان مقام با اسحق رابین نخست‌وزیر و شیمون پرز وزیر دفاع و ایگال آلون وزیر امور خارجه ملاقات کردم. سایر ملاقاتهای این دوره با مقامات مهم دولتی محل به شرح زیر بوده است:
وزیر دفاع 2 بار، وزیر خارجه 1 بار، وزیر دفاع 3 بار، پروفسور آوی نری مدیرکل وقت وزارت خارجه چندین بار، افرایم اورون مدیرکل فعلی وزارت خارجه 2 بار، ژنرال امیت وزیر حمل و نقل 3 بار، ژنرال شارون وزیر کشاورزی 1 بار، ژنرال حوفی رئیس اطلاعات و امنیت محل 2 بار، ژنرال مردخای گور رئیس ستاد ارتش اسرائیل 3 بار، مدیران کل بخشهای مختلف وزارت خارجه چندین بار، هفته‌ای یک بار و گاهی بیشتر با رئیس اداره خاورمیانه وزارت امور خارجه...»(14)
دو نکته جالب در این گزارش و همچنین بعضی گزارشهای دیگر وجود دارد. یکی اینکه در این گزارش خیلی محرمانه نیز از ذکر نام مقام ایرانی که با مقامات اسرائیل ملاقات کرده است امتناع شده و دیگر اینکه در این گزارش با اشاره به تلاشهای انجام شده که برای کتمان و یا جنبه غیررسمی دادن به حضور و وجود نمایندگی ایران صورت می‌گیرد، آورده است: «معهذا ظرف سالهای اخیر وجود نمایندگی و کم و کیف فعالیت‌های آن، هم برای مردم و سازمانهای مختلف اسرائیلی و هم برای نمایندگان دیپلماتیک مقیم این کشور آشکار گردیده...»
از آذرماه 1357 تا بهمن 1357 ناصر رسولیان به عنوان کاردار موقت، مسئولیت نمایندگی را به عهده داشت.
با پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357، کارکنان نمایندگی ایران در تل‌آویو طی تلگرافی به وزارت امور خارجه، همبستگی خود را با انقلاب اسلامی و پاسداری دستاوردهای انقلاب با یاری مردم اعلام داشتند.

پی‌نویس‌ها:
1ـ نشریه وزارت امور خارجه، «روابط دولت شاهنشاهی با کشورهای منطقه آسیای باختری و مصر»، دی ماه سال 2535 شاهنشاهی، اداره هشتم سیاسی، صفحه 42.
2ـ همان منبع، صفحه 43.
3ـ بایگانی وزارت امور خارجه، اسناد ادارات مرکز، اداره هشتم سیاسی، سال 54 ـ 1353، کارتن 14، پرونده 4 ـ 41.
4ـ همان منبع.
5ـ جهت اطلاع بیشتر ر.ک. The Pragmatic Entente":"، صفحة 12.
6ـ سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی 1357 ـ 1300، پیشین، صفحه 287 ـ 286.
7ـ گزارش شماره 1 مورخ 30/9/1338، از تیموری به وزارت امور خارجه، نمایندگی تل‌آویو، سال 49 ـ 1338، کارتن 11، پرونده 92.
8ـ گزاش شماره 153/191 مورخ 3/4/1341، از ابراهیم تیموری به وزارت امور خارجه، سال 49ـ1338، کارتن 15، پرونده 200ـ206.
9ـ گزارش شماره 275 مورخ 23/5/41، از ابراهیم تیموری به وزیر خارجه، نمایندگی تل‌آویو، سال 49ـ1338، کارتن 11، پرونده 92.
10- The Diplomatic Representative Of Iran.
11ـ بایگانی وزارت امور خارجه، نمایندگی تل‌آویو، سال 43ـ1342، کارتن 4، پرونده 28.
12ـ گزارش شماره 1866 مورخ 3/11/1344 از صادق صدریه به وزارت امور خارجه، نمایندگی تل‌آویو، سال 49ـ1338، کارتن 11، پرونده 92.
13ـ گزارش 281 مورخ 11/2/1345 از صدریه به وزارت امور خارجه، نمایندگی تل‌آویو، سال 49ـ1338، کارتن 11، پرونده 92.
14ـ گزارش خیلی محرمانه شماره 2312/13ـ910 مورخ 25/11/2536 از مرتضایی به وزارت خارجه، اسناد ادارات مرکز، ‌سال 58ـ1356، کارتن 3، پرونده 5ـ210.

برگرفته از : مقاله دکتر علی اکبر ولایتی، نشریه ایران و تحولات فلسطین؛ مرکز اسناد و خدمات پژوهشی وزارت امور خارجه؛ بهار 1384

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل: