در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرزباننامه یکی از کتبی است که اوایل دوره اسلامی یعنی دوره ساسانیان و به زبان طبری به رشته تحریر درآمده است. این کتاب منسوب به مرزبان پسر رستم و از پادشاهان ساسانی دربردارنده حکایات عامیانه ایران قبل از اسلام و دیگر همسایهها و عقاید رایج آن روزگار است. این کتاب به روش کتاب کلیله و دمنه تألیف شده است و محتوای آن ذکر قصص و امثال و حکم از زبان انسان، دیو، پری، حیوانات و پرندگان است. از این اثر دو ترجمه موجود است؛ یکی به قلم محمد بن غازی ملطیوی و دیگری به قلم سعدالدین وراوینی است که هر دو در قرن ششم ترجمه شدهاند. (صفا، 1373، 364 و 365)
در مرزباننامه داستانی ذکر شده که درباره مذمت این دنیا و مهیا کردن اسباب آخرت است. در این داستان آمده است بازرگانی غلامی دانا داشت. او به عادت اغلب بازرگانان غلام را به سفری تجاری فرستاد تا بعد از این سفر غلام را آزاد کند. غلام با کشتی سفر خود را آغاز کرد در حالی که بخت با او یار نبود و بر اثر وزیدن بادهای مخالف کشتی درهم شکست. او به وسیله لاکپشتی خود را به ساحل رساند که شهری خوش آب و هوا در پس آن قرار داشت. غلام پس از چند روز به شهر رسید و مردم را دید که به استقبال او آمدند و او را پادشاه خود خواندند و به قصر پادشاهی بردند.
غلام در حیرت فرو رفت، اما به این وضع عادت کرد و پس از چندی زمام امور را در دست گرفت و در این فکر بود که چگونه چنین چیزی میتواند برای او که غلامی بیش نبوده اتفاق بیفتد. او بدین منظور یکی از نزدیکان را به سوی خود فرا خواند و به او محبت کرد تا بلکه به این وسیله از حقیقت ماجرا آگاه شود. آن مرد راز پادشاه شدن غلام را چنین برایش آشکار کرد که هر سال مردم آن شهر هر کسی را که به این جزیره پا گذارد، به پادشاهی انتخاب میکنند و پس از یک سال او را به بیابانی میبرند و آنجا رها میکنند تا بمیرد. غلام با دانستن حقیقت در پی راه چاره بر آمد و به این نتیجه رسید که بهترین راه آن است که در آن بیابان شهر و مزارع و باغات و عمارتی بنا کند و عدهای را به کار در آنجا بگمارد تا بتواند در زمان مقرر از آنها سود برد. وقتی سال به پایان رسید، مردم غلام را سوار کشتی کردند و به آن بیابان بردند و رها کردند. غلام با قدم نهادن بدان جزیره با مردمانی مواجه شد که خود در آنجا سکنا داده بود. این مردم به استقبالش آمدند و بار دیگر او را بر سریر سلطنت نشاندند. (پور نامداریان، 1383، 152 و 153)
بنا بر اعتقاد سعدالدین وراوینی که خود اعتراف کرده در این متن دخل و تصرف کرده است، (صفا، 1373، 365) داستان معنایی رمزی دارد. سپس نویسنده خود به گشودن رمزها اقدام میکند. او آنچنان که در باورهای اسلامی آمده «الدنیا مزرعه الاخره» دنیا را فانی میداند و دار آخرت را جهانی باقی. پس نشستن غلام در کشتی را رمز به وجود آمدن جنین در رحم مادر، شکسته شدن کشتی را به دنیا آمدن کودک و به دنبال راه چاره بودن غلام را به معنی به فکر آخرت بودن وی میداند. از این رو او در تکمله بیان رمز خویش آدمی را از خوشیهای این دنیا بر حذر میدارد و اهمیت آخرت را به او گوشزد میکند: «دولت آن جهانی را اساس در این جهان نهید و کسب سعادت باقی هم در این سرای فانی کنید و کار فردا امروز سازید؛ چنانکه آن غلام بازرگان ساخت.» (پور نامداریان، 1383، 152)
چشم پوشی از این دنیا و به مهمات دنیای دیگر پرداختن امری است که در اسلام بسیار به آن سفارش شده است. زیرا این امر نهتنها شیوه زندگی پیامبر و ائمه بوده است که زاهدان و عارفان با این کار در برابر تجمل گرایی خلفای اموی و عباسی اعتراض میکردهاند؛ بنابراین شاهد هستیم که در دیگر کتب آن دوران نیز همانند تذکرهالاولیای عطار فراوان از این دست حکایات وجود دارد.
اما باید توجه داشت این داستان در دوران ساسانی و به وسیله یک شاهزاده ساسانی به رشته تحریر درآمده است. خاندان مرزبان از نژاد قباد پادشاه ساسانی بودهاند. از این رو این داستان باید معنایی غیر از آنچه مترجم ذکر کرده داشته باشد و آن را باید در ساختار داستان و زمان تحریر آن جستجو کرد. از آنجا که مرزبان بن رستم به کتابخانهای غنی دسترسی داشته است، (رضایی، 1389، 48 و 49) قادر بوده به کتبی دست یابد که متعلق به گذشتههای دور باشند. در این مقال در شرح داستانی که گفته شد، از کتاب مرزباننامه استفاده شده است. در این کتاب نام شهری که غلام به آنجا میرود، ذکر نشده است، اما در روضهالعقول ملیطی نام آن شهر بابل ذکر شده است. (رضایی، 1389، 58 و 59) پس این داستان با دوران شکوفایی بینالنهرین و شهر بابل مرتبط بوده است. ذکر نام بابل در این داستان بیانگر رسمی است که در بابل و بینالنهرین رواج داشته است. در بینالنهرین چنین رسم بوده است که پنج روز پیش از نوروز شخص محکوم به مرگ را به تخت پادشاهی مینشاندند و چندی بعد او را میکشتند. این مردم با این هدف این کار را انجام میدادند که شاه با از بین رفتن همه شومیهای سال گذشته بتواند در سال آینده به خوشی و سلامت فرمانروایی کند. (بهار، 1381، 186) چنین رسمی نهتنها در بین النهرین که در نقاط دیگری نیز برپا میشده است. حتی در تاریخ اقوام مختلف دیده شده است پادشاهان آنها مدت زمان مشخصی بر تخت سلطنت جلوس میکردند و با ظهور علائم ناتوانی و پیری بعد از این مدت کشته میشدند و پادشاهی به شخص دیگری افاضه میشد.
ظهور اسلام نهتنها به زندگی انسانها سمت و سو داد که باعث شد حکایات و داستانهایی که صرفا تکرار امری در طبیعت بودند، جهتمند شوند. داستان غلام مرد بازرگان واگویه رخدادی بود که هر ساله برای حفظ و بقای یک کشور تکرار میشد. بنمایههای اسلامی به این داستان معنایی عمیق بخشیدند تا نهتنها بار معنایی آن را والاتر کنند که هدف آن را از سوی طبیعتگرایی به سوی آخرت گرایی پیش ببرند.
منابع:
تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، جلد اول، چاپ دوازدهم، انتشارات ققنوس، 1373 / 2. از اسطوره تا تاریخ، مهرداد بهار، چاپ سیزدهم، انتشارات چشمه، 1381 / 3. رمز و داستانهای رمزی، تقیپورنامداریان، چاپ پنجم، انتشارات علمی و فرهنگی، 1383 / 4. مرزبان نامه یادگاری از ایران عهد ساسانی، مهدی رضایی، پژوهشنامه زبان و ادب فارسی گوهر گویا)، سال چهارم، شماره اول، پیاپی13، بهار 1389
هما شهرام بخت / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: