در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بعد از گردن زدن آلن هنینگ، بحثها حول و حوش موضوع داغتر شد، اما فاصله جغرافیایی بین خاورمیانه و واشنگتن و پاریس و لندن، گویی فاصلهای در نحوه انعکاس وقایع نیز میگذارد و باعث اعوجاج حقایق میشود. زمانی که در بیروت، تلویزیون و رسانههای محلی را دنبال میکردم متوجه شکافی شدم که بین دیدهها و شنیدههای اعراب و غربیان وجود دارد. اینکه چگونه اعراب به دیدن کلیپهایی از وحشیگری و کشتار توسط تروریستها عادت کردهاند. بنابراین قابل فهم است که چرا قتل هنینگ در خاورمیانه چندان مورد توجه قرار نگرفت، آن هم با وجود نمایش در تلویزیونهای منطقه که البته در تلویزیونهای غربی نمایش داده نشد. بیشتر، اخبار مربوط به جنگ در کوبانی و مراسم حج، در رسانههای خاورمیانه پررنگ است. در مجموع، همانگونه که غربیان خیلی علاقهمند نیستند خبرهایی چون کشته شدن 50 کودک سوری در حمص در هفته گذشته و در اثر بمبگذاری را دنبال کنند، جهان عرب نیز چندان علاقهمند پیگیری قتل هنینگ نیست.
این سوال بسیار از من پرسیده میشود که چرا در حالیکه ما نمیخواهیم سربازانمان را در منطقه پیاده کنیم، دست به عملیات هوایی میزنیم؟ در همین حال، خانوادههای گروگانهای آمریکایی که ملتمسانه و البته بیثمر خواستار آزادی عزیزانشان هستند، بارها تکرار کردهاند که نمیتوانند اوباما را مجبور به انجام خواستههایشان کنند. با این حال، مگر ادعای دولت دموکراتیک ما این نیست که متاثر از فرد فرد شهروندان است و خواستههای آنها را انجام میدهد؟
یا به عنوان مثالی دیگر، دیوید کامرون که به دلیل رفراندوم اسکاتلند، حملههای هوایی علیه داعش را به تاخیر انداخت، نمیتواند تا نجات گروگانها نیز این حملات را به عقب بیندازد؟ اینکه سربازان بریتانیایی به گروگان گرفته میشوند چندان مورد توجه او نیست بلکه صرفا میخواهد بمباران را در دستور کار خود قرار دهد.
البته نه تنها کامرون که همه رهبران غربی که اکنون با این بحران در خاورمیانه مواجه شدهاند، نمیخواهند چرایی رخداد آن را واکاوی کنند. فقط، پاسخی سیاسی یا نظامی را در آستین دارند. بر همین اساس است که میتوان امتناع حکومتهای غربی را از پخش نکردن جنایات داعش فهمید و آن عبارت است از طفره رفتن از پاسخگویی به افکار عمومی.
این پنهانکاری به این معناست که گروگانها برای ما چندان محل توجه نیستند. اما در خاورمیانه، گروگانگیری به مسالهای عمومی تبدیل میشود و خویشاوندان گروگانها با مصاحبههایی از دولتهایشان تقاضای واکنش جدی میکنند. همانگونه که خانوادههای 21 سرباز ربوده شده لبنانی بزرگراه بیروت ـ دمشق را بستهاند و نماینده قطر (احتمالا با مقادیر زیادی پول) برای کمک وارد ماجرا شده است.
شاید لازم باشد ما فهم خود را از داعش تغییر دهیم. رهبران مسلمانان بریتانیا گفتهاند که اسلام دین رحمانیت است و داعش یک انحراف در اسلام است. اما من در این گفته شک دارم، نه از این جهت که اسلام دین رحمانیای نیست بلکه از این جهت که داعش اساسا نسبتی با اسلام ندارد. این گروه بیشتر فرقهای نیهیلیستی و پوچگراست. مبارزان این گروه، خشونتورز شدهاند؛ البته به یاد داشته باشید که آنها تجربیات تلخی همچون ظلم و ستم صدام، تحریمهای غرب، تهاجم و اشغال توسط غرب و حملات هوایی در دوران صدام و اکنون را از سر گذراندهاند. این افراد اساسا به دنبال برقراری عدالت نیستند.
اگر ما از ظالمان در خاورمیانه حمایت نمیکردیم، آیا اکنون با اوضاع متفاوتی مواجه بودیم؟ احتمالا. اگر ما از عدالت حمایت میکردیم آیا با واکنشهای متفاوتی در خاورمیانه مواجه نمیشدیم؟ در جنگ سوریه گفته میشود که حدود 200 هزار نفر کشته شدهاند، اما در عراق حدود نیم میلیون کشته تخمین زده شده است. چه کسی در این میان مقصر است؟ داعش فرزند معنوی و واقعی این شرایط است و ما با شکل منحصربهفردی از نیهیلیسم و فرقهای خشن و مرگاندیش روبهرو هستیم. در مقابل این گروه چه میکنیم؟ صرفا بمباران، بمباران و بمباران و دیگر هیچ.
رابرت فیسک / مترجم: امین پاکزاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: