همیشه وقتی رویدادهای بزرگی چون بازیهای آسیایی و المپیک به پایان میرسد چندروزی درباره لزوم تعالی بیش از پیش ورزش کشور و ظرفیتهای نهفته آن نوشته و گفته میشود به این امید که گوش شنوایی باشد و ظرفیتهای واقعی ورزش ایران را بارور سازد؛ ظرفیتهایی که در رشتههای مختلف مغفول مانده و سالها یا در آن ورزشها درجا زده میشود یا بدتر از آن شاهد عقبگرد معنادار در آن ورزشها هستیم.
شایسته است درسهای میدانهای بزرگ را که در اینجا به چند مورد آن اشاره میکنیم مرور شود. یکی از درسهایی که در اینچئون برای چندمین بار ورزش ایران گرفت مربوط به رشتههای پایه و پرمدالی چون شنا، ژیمناستیک و دوومیدانی بود که سالهاست ورزش ایران در میدانهای بزرگ فقط نظارهگر پریدن مدالهای متعدد این ورزشها بوده و با وجود حرکت کجدار و مریز سالهای اخیر در دوومیدانی، در شنا و ژیمناستیک ظاهرا فرسنگها با مدالآوری فاصله داریم، آن هم در شرایطی که گوشمان از وعده و وعیدهای کلیشهای برای توسعه این ورزشها پر شده است، چندبار باید مشق توجه به ورزشهای پایه و پرمدال را نوشت؟
درس مهم دیگر این رویداد ظرفیتهای ورزش بانوان برای مدال آوری بود، بانوان محجبهای که با کسب 16مدال در اینچئون نشان دادند که میتوان با سرمایهگذاری وسیع ظرفیتهای مدالآوری آنها را از قوه به فعل درآورد. امری که در ورزشهای رزمی و تیراندازی و دوومیدانی دور از دسترس نیست و میتوان با سرمایهگذاری لازم مدالهای متعددی را از این بخش صید کرد، از روی این درس هم که باید بارها نوشت تا ملکه ذهن مسئولان ورزش شود.
پرهیز از تزریق فضای هیجانی و احساسی به پیکر تیمهای ملی درس منحصر به فردی بود که ورزش کشور در اینچئون گرفت، متاسفانه در روز پایانی بازیها ملی پوش کاراته ما در شرایطی پس از شکست مقابل حریف با اعتراض ناشایست از بازیها اخراج شد که به نظر میرسد ریشه اعتراض او به قضاوت داوران خود ما بودیم که در روزهای گذشته بارها بر طبل ناداوری کوبیدیم، گویی عالم و آدم و داوران سراسر قاره منتظر هستند تا ورزشکار ما را زمین بزنند در حالی که در بدو شروع هر ورزشی مربی به شاگردش میآموزد یک سر ورزش برد و سر دیگر آن باخت است و نباید وقتی شکست میخوریم ـ بحق یا ناحق ـ داور را ناداور بنامیم. در اینچئون میتوانستیم به جای جارو جنجال رسانهای که صرفا جنبه داخلی داشت از مجاری قانونی پیگیر حق و حقوق کشتی گیرمان میشدیم و تا این حد فضا را ملتهب نمیکردیم.
برخلاف نظر برخی مسئولان ورزش که معتقدند مدال نمیتواند ملاک ارزیابی کارنامه فدراسیونهای ورزشی باشد، برعکس باید گفت از جمله محاسن ورزش این است که متر مشخصی برای ارزیابی آن وجود دارد و بهتر است مسئولان ورزش به جای پاک کردن صورت مساله، دست فدراسیونهای ناموفق را بگیرند و اجازه ندهند استعدادهای ورزش کشور به دلیل ضعف فدراسیونهای اینچنینی بسوزند، این دست گرفتن هم از راه هدایت و نظارت میتواند باشد و هم از راه تغییر مدیریت حساب شده. نباید به امید شعارهای کلان و دهان پر کن دست روی دست گذاشت.
امید توفیقی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم