در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر مدام این صدا را میشنوید شاید اندکی تسلی بخش باشد بگوییم شما تنها نیستید. البته منظور این نیست که این صدا همراه همیشگیتان است و شما را تنها نمیگذارد، بلکه منظور این است که همه انسانها هرازگاهی این صدای انتقادی و کلافهکننده را میشنوند. اما چه راه حلی برای آن وجود دارد و چگونه میتوان از شر مزاحمتهایش خلاص شد؟
خودانتقادی، پایان انگیزه
برخی مردم تصور میکنند باید به روشی برای خود ایجاد انگیزه کنند و بهترین کار را خودانتقادی میدانند. بعضی معتقدند وقتی از خودشان به دلیل انجام ندادن کاری انتقاد میکنند، انگیزه انجام دادن آن را پیدا کرده و دست به کار میشوند، اما این روش هرگز صحیح نیست و باید گفت خودانتقادی نمیتواند ایجاد انگیزه کند و برعکس موجب تضعیف روحیه و سلب انگیزه میشود. خودانتقادی زیاد یکی از نشانههای مهم نگرانی و اضطراب است و باعث میشود خلاقیت و انرژی لازم برای پیشبرد کارهایتان را از دست بدهید و چنان افسرده و دلسردتان کند که نتوانید کار یا رفتار جدیدی را امتحان کنید و در انتها شکستتان حتمی است.
نادیدهگرفتن خودانتقادی
گفتن این توصیه راحت، اما اجرای آن بسیار سخت است. ما دائم در افکارمان در حال تجزیه و تحلیل رخدادهای زندگیمان، از کوچکترین تا بزرگترین شان و نحوه عملکرد خودمان هستیم و نمیتوانیم در برابر خطاهایمان بیتفاوت بمانیم. اما میتوان به این افکار منفی صرفا به مثابه تبلیغ کالاهایی که هر روز به تلفن همراهتان پیامک میشود، رفتار کرد و از کنارشان بیتفاوت گذشت. یا یک پست الکترونیکی از شخصی که تمایلی به گفتوگو با او ندارید. اگر شما فقط و فقط روی اهداف زندگیتان متمرکز شوید و با تلاش پیگیر در مسیر رسیدن به آنها حرکت کنید، مطمئن باشید میتوانید به صدای خودانتقادی وجودتان اجازه دهید برای خودش روده درازی کند و در نهایت خسته شود و دست از سرتان بردارد.
تغییر خودانتقادی با خوداصلاحی
روش دیگر برای رهایی از آثار مخرب خودانتقادی، خوداصلاحی است. فرض کنید مشغول یادگیری تنیس روی میز هستید و شما هربار توپ را به تور میزنید. سپس مربیتان میآید و به شما با حالتی پر از انتقاد میگوید: «بهتر است ده بار توپ را به سر خودتان بکوبید!» اما مربی دیگر با خونسردی و ملایمت به شما نشان میدهد که توپ را چگونه از روی تور عبور دهید. به نظر شما کدامیک بهتر است؟ شما میتوانید بدون انتقاد از خود، اشتباههایتان را اصلاح کنید. مثلا بگویید: «بسیار خوب، این بار نتوانستم کارم را درست انجام دهم، پس باید روش دیگری به کار ببرم.» یا حتی اگر بر اثر تنبلی و بیتوجهی در کاری با شکست مواجه شدید و متوجه اشتباهتان شدید به جای خودانتقادی فرسودهکننده، تصمیم بگیرید به کارهایتان توجه بیشتری نشان دهید و خوداصلاحی را جایگزین خودانتقادی کنید. به این ترتیب میتوانید از خطاهایتان همچون فرصتهایی برای بهبود عملکرد و در نتیجه زندگیتان استفاده کنید.
صراحت
خودانتقادی معمولا بسیار مبهم و کلیگویی است. خیلی کم پیش میآید مثلا فردی به خود بگوید: « من باید توپ تنیس را درست و در این جهت به دست بگیرم و روش قبلیام غلط بوده است.» برعکس صدای خودانتقادی او میگوید: «چه بازیکن دست و پا چلفتی!» یا «چقدر خنگ هستی!» سعی کنید به جای گفتن این جملات، رفتارهای خاصی را که باید تغییر کند، مشخص کرده و در جهت حل مشکلاتتان بکوشید.
دوری از تبعیض
در پایان باید به این موضوع نیز اشاره کرد، همانطور که با یک دوست مهربان هستید با خود نیز مهربان باشید. بسیاری از افراد خوب و مهربان گاهی از خود بشدت انتقاد میکنند و حتی با خودشان ظالم هستند. این نوع برخورد، تبعیض آشکار علیه خودتان است و فقط حال و روزتان را بدتر میکند. بیایید این روش را امتحان کنید: «هر روز یکی از جملات خودانتقادیتان را در جایی یادداشت کنید و پس از یک هفته یادداشتها را جلوی خود گذاشته و تصور کنید این عبارتها را به بهترین دوستتان میگویید. چه احساسی دارید؟ لابد با خود فکر میکنید اصلا منصفانه نیست. با خود بیندیشید پس چگونه است که نسبت به خودتان تا این حد بیانصاف هستید؟»
اکنون سعی کنید این بار حرفهای پر از مهر و حمایتکنندهای را که بارها به دوستانتان گفتهاید، به خودتان بگویید. حتی میتوانید پا را فراتر گذاشته و با خودتان همانقدر که با یک غریبه رسمی و مودب رفتار میکنید، رفتار کنید. چه احساسی دارید؟ بله، این روش میتواند شما را از آزار آن صدای خودانتقادی برهاند. فراموش نکنید هرگز با خودانتقادی نمیتوانید زندگی موفقی داشته باشید.
منبع: Psychologytoday
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: