3 جنایت در پرونده قاچاقچی مواد مخدر

قاچاقچی مواد مخدر پس از آن که دوست خود و همسر جوانش را به طرز دلخراشی در میهمانی به قتل رساند ، برای آن که راز جنایتش پنهان بماند ، به همدست خود در خواب شلیک کرد.
کد خبر: ۷۲۱۸۶

ساعت 11:20 بیستم بهمن 82 زن جوانی به نام مهین - خ با آخرین رمقهایش از خانه اش در وحیدیه شهریار بیرون دوید، اما قبل از آن که کسی فریادهای کمک او را بشنود، جلوی در خانه زمین خورد و دیگر بلند نشد.لحظاتی بعد 2مرد لاغراندام که بارانی مشکی به تن داشتند، از خانه بیرون دویدند و زمانی که با جنازه غرق به خون او روبه رو شدند، در مقابل چشمهای هراسان همسایگان و رهگذران سوار بر موتور آبی رنگ فرار کردند. 2موتورسوار هنوز به ابتدای کوچه نرسیده بودند که بار دیگر بازگشتند و جنازه خونین زن جوان را بی توجه به مردمی که در آنجا جمع شده بودند کشان کشان به درون خانه کشیدند و پس از چند لحظه بار دیگر سوار بر موتور از محل دور شدند.

میهمانان جنایت خونین

با تماس ساکنان محل ، بازپرس دادسرای شهریار با حضور در محل ، تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کرد و در بازرسی از محل قتل زن جوان که با شلیک 5 گلوله کشته شده بود، با جسد خونین شوهر وی مواجه شد که بر اثر اصابت گلوله به سرش در اتاق پذیرایی به قتل رسیده بود. استکان های چای موجود در اتاق پذیرایی نشان می داد که لحظاتی قبل از جنایت ، مرد مقتول احتمالا 2 میهمان داشته که قتلها نیز به دست آنها صورت گرفته است . بازجویی از مادر مقتول که در را روی میهمانان شوم گشوده بود ، حدس بازپرس دادسرای شهریار را قوت بخشید. پیرزن به کارآگاهان گفت : لحظاتی قبل از جنایت ، دوست پسرم که خودش را غلامرضا معرفی می کرد همراه مرد جوانی به جلوی خانه مان آمد. من پس از آن که در را باز کردم برای خرید از خانه بیرون رفتم و فکر می کنم در همین فاصله پسر و عروسم را به قتل رسانده اند.با اطلاعات مادر مقتول و سایر شاهدان ، کارآگاهان توانستند مرد 36 ساله ای به نام غلامرضا را که لحظاتی قبل از قتل ، میهمان مقتولان بوده در تهران شناسایی کنند.در بازجویی از همسر غلامرضا وی به ماموران گفت : شوهرم حدود ساعت 13 همان روز سراسیمه به خانه آمد و بعد از آن که مقداری پول به من داد ، گفت قصد دارد همراه دوستش به نام صابر به مسافرت برود.به این ترتیب عملیات پلیسی برای دستگیری غلامرضا و همدستش آغاز شد. در نخستین مرحله یکی از اقوام نزدیک غلامرضا که ردگیری های پلیسی نشان می داد پس از فرار با وی در ارتباط بوده و به مخفیگاه آنها رفت و آمد داشته ، شناسایی و دستگیر شد. این فرد در اظهارات خود ، راز قتل دیگری را که غلامرضا مرتکب شده بود فاش کرد.این مرد به ماموران گفت : غلامرضا مدتی پس از فرار ، از ترس این که صابر او را به قتل برساند ، وی را در خواب با شلیک چند گلوله در مخفیگاهشان در حصارک کرج به قتل رسانده و جنازه اش را در آشپزخانه دفن کرده است . با کشف سومین جسد ، ماموران عملیات ویژه ، تعقیب و مراقبت گسترده ای را در تهران و شهرستان های اطراف آن آغاز کردند و سرانجام با شگردهای پلیسی ، زمانی که متهم برای خرید مواد مخدر از مخفیگاه خود خارج شده بود ، وی را در خیابان عباسی تهران شناسایی و محاصره کردند که پس از مقاومت وی و درگیری با ماموران ، مرد جنایتکار در حالی که بشدت زخمی شده بود، خود را تسلیم کرد.

3 قتل خیالی

با دستگیری غلامرضا ، وی در بازجویی ها به قتل زن جوان در وحیدیه شهریار و همدستش (صابر) در حصارک کرج اعتراف کرد ، اما مدعی شد که شوهر زن مقتول به نام علی را که از دوستان نزدیکش بوده به قتل نرسانده است .این مرد به ماموران گفت : صابر از طریق من با علی دوست شد و به خاطر آن که فکر می کرد مقدار زیادی تریاک در خانه اش دارد، هنگامی که برای تحویل گرفتن یک کیلو جنس به خانه اش رفته بودیم ، او را به قتل رساند و از من هم خواست برای آن که رازمان فاش نشود ، همسر علی را بکشم اما بعد از قتل ، فهمیدیم علی بجز همان یک کیلو مواد که قرار بود به ما تحویل دهد، تریاک دیگری در خانه اش نداشته است .با اعترافات متهم به قتل ، روز گذشته قضات شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برای رسیدگی به پرونده این جنایت تشکیل جلسه دادند. در این جلسه غلامرضا بار دیگر با تکرار ادعایش درخصوص این که او علی را به قتل نرسانده ، گفت : علی دوستم بود و من او را نکشتم اما همسرش را به خاطر آن که رازمان را فاش نکند و صابر را به خاطر آن که می ترسیدم مرا به قتل برساند ، با اسلحه لامایی که از عراق تهیه کرده بودم کشتم .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها