بسیاری از افراد برای تحصیل به کشوری دیگر میروند که اگر اینطور باشد، به سمت مسائلی که جرمزا باشد، نخواهند رفت، مگر اینکه در شرایطی قرار بگیرند که از روی اجبار دست به ارتکاب جرم بزنند. تعدادی دیگر به امید داشتن زندگی بهتر، به خارج از کشور مهاجرت میکنند. این افراد ممکن است به جرمهایی مثل قاچاق مواد مخدر یا حتی قاچاق انسان رو بیاورند. چنین افرادی به لحاظ ذهنی، انجام رفتارهای قانونمند را در خود درونی نکردهاند و چون چارچوب فکری مشخصی ندارند، زمانی که وارد یک کشور دیگر میشوند و در شرایط متفاوتی قرار میگیرند، ممکن است بستری برای جرمزایی به وجود بیاورند.
موضوع دیگری که باعث میشود یک ایرانی در خارج از کشور مرتکب جرم شود، مساله فرهنگپذیری فرد است. وقتی فردی وارد کشور دیگری با فرهنگ متفاوت میشود، تا بخواهد خودش را با فرهنگ جدید وفق بدهد، طول میکشد و همین مساله در ارتکاب جرم تاثیرگذار است. تنها بودن در غربت را هم نباید از نظر دور داشت. در دیار غربت، فرد برای پر کردن تنهایی خود، ممکن است به گروههایی بپیوندد که در زمینه جرم فعالیت میکنند یا در دایره دوستی با افرادی قرار بگیرد که همنشینان خوبی نیستند و او را به سمت ارتکاب جرم هدایت کنند.
مساله دیگر، مذهب است که میتواند در ارتکاب یا عدم ارتکاب جرم از سوی شخص تاثیرگذار باشد. در کشورهای دیگر، مذهب به آن شکلی که در جامعه ما وجود دارد، نیست. حال آنکه در جامعه ما فشار افکار عمومی ناشی از تفکرات مذهبی میتواند از جرمزایی جلوگیری کند.
اقتصاد نیز عامل مهم دیگری است که در گرایش ایرانیان به ارتکاب جرم در خارج از کشور تاثیر بسزایی دارد. وقتی سرمایه فرهنگی مهمی همچون امکان اشتغال در خود کشور وجود ندارد و جوان بیکار است، مهاجرت میکند و در این شرایط ممکن است گرفتار جرم شود.
به طور کلی کسی که به ارتکاب جرم فکر میکند، نه تعادل درونی دارد و نه بیرونی؛ یعنی حقوق شهروندی را رعایت نمیکند، ضابطهمند نیست، تاثیراتی که از دیگران میپذیرد و نوع ارتباطی که با دیگران دارد، سالم نیست و همه اینها باعث میشود فرد از حالت تعادل خارج شود. چنین فردی باید از مهارتهای ارتباطی و روانی بهرهمند باشد تا به تعادل برسد. در یک نمونه، مدتی پیش دو دختر بیست و چهار و بیست و شش ساله که از ایران به مالزی رفته بودند، در فرودگاه به اتهام حمل مقداری مواد مخدر دستگیر شدند و اکنون در زندان هستند و برایشان حکم اعدام صادر شده است.
نکته جالب در مورد اینها این بود که وقتی از آنها پرسیدند چرا مواد مخدر قاچاق کردهاند، پاسخشان این بود که برای تفریح به این کشور آمدهاند و نمیدانستند در چمدانهایشان مواد مخدر وجود دارد و بازیچه افراد سودجو شدهاند. وقتی انسان تعادل لازم را در خودش ایجاد نکند، غریبهای طرح دوستی میریزد، به او میگوید تو تنوع و تفریح نداری و من حاضرم تو را برای گشت و گذار به خارج از کشور بفرستم و برای این کار باید بستهای را به کشوری ببری و به این ترتیب اتفاقی که برای این دو دختر رخ داد، تکرار میشود.
دکتر عالیه شکربیگی/ جامعهشناس و استاد دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم