عوامل و فاکتورهای متعددی باعث انتخاب رشته نادرست می شوند؛ که مهمترین آنها ناآگاهی داوطلب از رشته های مختلفی است که در دانشگاه های کشور وجود دارد. شاید بتوان گفت یکی از اجحاف های بزرگی که در حق دانش آموزان می شود، این است که آنها اطلاع چندانی نسبت به رشته های دانشگاهی کشور ندارند.
این ضعف از یک طرف متوجه دانشگاه های کشور است که اطلاع رسانی خوبی ندارند؛ و قبل از آن و در درجه مهمتر متوجه مدارس است که رشته های تحصیلی دانشگاه را به داوطلبان معرفی نمی کنند. اگرچه برای معرفی مشاغل و رشته های مختلف دانشگاهی مرتبط با آنها رسما هفته ای به نام هفته مشاغل در نظر گرفته شده است تا داوطلبان و دانش آموزان بتوانند این مشاغل را با توجه به علاقه مندیها و توانایی های خود شناسایی کنند، ولی این هفته معمولا_ در مدارس جدی گرفته نمی شود.
متاسفانه مدارس ما در حال حاضر بیشتر به کنکور و آموزش های مرتبط با آن توجه داشته و به عبارتی کنکور محور شده اند. آنها وقت کمتری را به آشنا کردن دانش آموزان با رشته های مختلف دانشگاهی اختصاص می دهند. این وضعیت بویژه در مورد شهرستان های کوچک و روستاها اسفبارتر است.
و دانش آموزان شهرستانی به دلیل کمبود امکانات با مشکلات بیشتری در این زمینه مواجه هستند. دانش آموزانی که در شهرهای بزرگ زندگی می کنند، به علت منابع اطلاعاتی متنوع از جمله مدرسه ، معلمان ، کلاسهای فوق العاده ، دسترسی به مطبوعات و شبکه های مختلف اطلاعاتی و حتی دانشگاه های مختلف می توانند نسبی نسبت به رشته ها آگاهی پیدا کنند؛ اما دانش آموزان شهرستانی این حداقل امکانات را هم ندارند.
این وضعیت برای دانش آموزانی که در خانواده هایی با تحصیلات و یا سطح اقتصادی و اجتماعی پایین زندگی می کنند، پیچیده تر می شود. یکی دیگر از علتهایی که باعث انتخاب نادرست داوطلبان می شود، وجود رشته های کلیشه ای است. متاسفانه در مدارس بیشتر به این قضیه دامن زده می شود. منظور از رشته های کلیشه ای این است که به عنوان مثال در زیرگروه ریاضی دانش آموزان در مدرسه از سوی معلمان و مربیان و جو حاکم بر مدرسه و در خانه تحت تاثیر پدر و مادر و اطرافیان به سمت رشته های بخصوصی که در جامعه مطرح است ، مانند مهندسی عمران ، مهندسی برق یک دانشگاه خاص سوق داده می شوند.
همین وضعیت در مورد سایر زیر گروهها نیز دیده می گیرند که رشته های خاصی بیشتر مطرح شده و مورد توجه دانش آموزان قرار می گیرند. این رشته های کلیشه ای اگر چه ممکن است بسیار مناسب و خوب باشند؛ اما این امکان نیز وجود دارد که با ویژگی ها و علایق و توانایی های آن ها تناسب نداشته باشد؛ ولی دانش آموز به صرف تاکیدی که در جامعه نسبت به این رشته ها وجود دارد به آنها تمایل بیشتری نشان می دهند.
یکی از دلایل پرداختن به رشته های کلیشه ای و علاقه مند شدن به آنها نبود اطلاعات کافی در مورد سایر رشته هاست. به این ترتیب تعدادی از رشته ها به صورت کلیشه ای در جامعه مطرح شده و رشته های دیگری که احتمالا تطابق بیشتری با توانایی ها و علایق دانش آموز دارند ناشناخته باقی می مانند. عامل دیگری که می تواند بر موضوع انتخاب رشته تاثیر گذار باشد ولازم است داوطلبان توجه بیشتری نسبت به آن داشته باشند، اجبار والدین و اطرافیان است.
به این معنی که گاه پدر، مادر، برادر، خواهر و اطرافیان ، داوطلب و دانش آموز را بالاجبار به رشته خاص و دانشگاه خاصی سوق می دهند؛ و این می تواند نتیجه بدی در پی داشته باشد. چرا که این داوطلب است که می خواهد چند سال با این رشته زندگی کند و این اشتباه است که ما فکر کنیم چیزی که دلخواه ماست ، لزوما_ باید دلخواه داوطلب هم باشد.
در این جهت متاسفانه بعضی والدین و اطرافیان رشته ها، نیازها و علاقه مندی های تحصیلی خود را که برآورده نشده اند، در دانش آموز خود جستجو می کنند. ما می توانیم به عنوان پدر، مادر و اطرافیان منابع اطلاعاتی لازم را در اختیار داوطلب قرار دهیم ؛ ولی نمی توانیم اجبار کنیم که به یک رشته خاص علاقه مند شود و همان را دنبال کند.
در غیر این صورت باید مسوولیت عواقب این کار راهم به گردن بگیریم. یکی از عوامل موثر در انتخاب نا مناسب ناآگاهی داوطلب از ویژگی های شخصیتی خود است. انتخاب رشته تحصیلی مناسب انتخابی است که در درجه اول مبتنی بر استعدادها و توانایی های فرد و در درجه دوم مبتنی بر رغبتها، علایق و ویژگی های شخصیتی او و در درجه سوم مبتنی بر شرایط و نیاز کشور ماست.
به کجا مراجعه کنیم؛
داوطلب باید دقت کند که اگر وارد رشته ای شد تغییر آن رشته چندان کار ساده ای نیست. دکتر زارع پیشنهاد می کند که برای انتخاب رشته به مراکز مشاوره و حمایت های روان شناختی و به مشاورانی مراجعه کنند که اختصاصا_ به مسائل تحصیلی می پردازند.
یعنی در امر مشاوره تحصیلی تخصص دارند. گاه مشاهده می شود برخی از مراکزی که هیچ گونه تخصصی در زمینه مشاوره تحصیلی ندارند، در این زمینه فعالیت می کنند.
و لذا بدون توجه به ویژگی های فردی و توانایی ها و علایق دانش آموز پیشنهادهایی ارائه می کنند. دانش آموزان در صورت دسترسی نداشتن به مراکز معتبر، خصوصا در شهرستان ها یا مناطق روستایی ، می توانند از راهنمایی های معلمان با تجربه ای که درباره رشته های مختلف و همچنین توانایی های دانش آموز آگاهی دارند استفاده کنند و اطلاعات لازم در مورد رشته های مختلف را از آنها بگیرند.
همچنین افرادی چون پزشکان ، دندانپزشکان ، اساتید و دانشجویان پایانی رشته های مورد نظر می توانند راهنمایی های خوبی در اختیار داوطلبان قرار دهند. سایتهای اینترنتی دانشگاه ها نیزبرای آن دسته از داوطلبانی که به اینترنت دسترسی دارند، منبع مناسبی برای کسب اطلاعات است.
اما نکته مهم این است که داوطلب بتواند رشته ای را انتخاب کند که کاملا با توجه به ویژگی های شخصی و علاقه مندی های خودش و با توجه به نیاز بازار و وضعیت سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی کشور ما منطبق بوده و بازار کار داشته باشد.
یک مشاور تحصیلی دلسوز و آگاه می تواند با تستهای شخصیتی و رغبت سنج هایی که وجود دارد،علایق و استعدادهای داوطلبان را درنظر بگیرد و آنها را راهنمایی کند.دانش آموزی هم که فقط بر انتخاب رشته کامپیوتری تاکید می کند، نمی تواند نتیجه مناسبی بگیرد و انتخاب رشته فرایندی است که نیاز به تخصص و دقت و مراقبت بیشتری دارد.
کامپیوتر نمی تواند این کار را انجام دهد.