در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این شعار دیدگاهی بود که به اشکال و بیانهای مختلف و متفاوت بر زبان تکثرگرایان فرهنگی، تحلیلگران سیاسی، ابداعکنندگان مطالعات فرهنگی و البته منتقدان تمامیتخواهی، چپگرایی و حتی سرمایهداری جاری شد. اینان در پی تشریح این بودند که تصمیمات و رویکردهای کلان سیاستمداران و اقتصاددانان، پارادایمهای مختلف و ایدئولوژیهای متفاوت در باب اداره عالم در زندگی روزمره تاثیری مستقیم دارد. مردم در خصوصیترین مسائل زندگی خود نتایج سیاستهای کلان و ایدئولوژی حاکم را تجربه میکنند و چنین چیزی در حکومتهای تمامیتخواه چندین برابر است.
اما نمود بارز این تجربه، یعنی زندگی خصوصی به مثابه یک گروگان سیاسی در زندگی زنان تبلور مییابد. زنان معمولا در همه جوامعی که تمامیتخواهی امکان ظهور و بروز دارد با درصدی زیاد و کم، در درونیترین و پایینترین بخش و لایه جامعه زندگی میکنند و علاوه بر اینکه خود مشغولیات شخصی و خصوصی دارند، اغلب عرصه یا مأمن زندگی خصوصی مردان هم محسوب میشوند. با این توضیح بیراه نیست که زنان را عینیت و تمامیت زندگی خصوصی بدانیم. برای همین مهمترین جایگاه برای درک دقیق و تشریح حقیقی معنای «خصوصی سیاسی است» زندگی هر روزه زنان است که گاه پیش پاافتادهترین کارها را انجام میدهند و هیچکس از لایه سیاسی این اعمال پیش پاافتاده خبر ندارد. اسلاونکا دراکولیچ در کتاب «کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم» مینویسد: اگر در اروپای شرقی بزرگ شده باشید در همان اوایل جوانی یاد میگیرید سیاست مفهومی انتزاعی نیست، بلکه نیرویی است عظیم که بر زندگی روزمره مردم تأثیری تعیینکننده میگذارد. این تأثیر قدرت سیاسی بر مسائل پیش پاافتاده زندگی روزمره، این زاویه دید، این نگاه از پایین بود که بیش از هر چیز برایم جالب بود و جز زنان که دستشان از قدرت سیاسی از همه کوتاهتر بود، چه کسانی را میتوانستم در آن پایین پیدا کنم؟
دراکولیچ در مجموعه مقالات این کتاب، جزئیات زندگی زنان کشورهایی چون رومانی، بلغارستان، چکسلواکی، مجارستان، لهستان، آلمان شرقی و... را جستجو میکند تا عمق حضور سیاست در خانه شهروندان کشورهای تمامیتخواه و آرمانطلب کمونیستی بلوک شرق را پیش از انقلابهای مخملی افشا کند. کشورهایی که در آنها کمونیسم به قصد زایش آرمانشهر، چیزی جز فقر و فاجعه عادت به آن(فقر) را بهوجود نیاورد. شهروندان این کشورها در فرآیند خزنده و فراگیر یاد گرفتند به زندگی بدون کیفیت خود عادت کنند و تحقیر نادیده گرفتن نیازهای اولیه و درونی خود را بی شکایت بپذیرند.
دراکولیچ بسادگی و با نثری گزارش گونه به ما نشان میدهد، رخت شستن، آرایش کردن، دوستی کردن، سفر، پیری، لباس پوشیدن، خرید کردن، ارتباط با همسر، فرزند و نسل گذشته و... همه تحت استیلا و حضور سیاست هستند. در کشورهایی که بیشترین تلاش بهوسیله قدرت سیاسی برای تربیت مردم در امور شخصی و رفتاری صورت میگیرد، حضور ویرانگر سیاست در حوزه خصوصی ملموستر است.
نویسنده با جستجو در لایههای درونی سرکوب، خودسرکوبگری مردم تحت حکومت کمونیستی را افشا کرده است. نظام سیاسی ناکارآمد و در عین حال تمامیتخواه، موفق به ایجاد فراموشی در مردم نسبت به حق داشتن زندگی خوب و مرفه شده بود، به شکلی که مطالبه این حقوق طبیعی، به نوعی گناه و خیانت نسبت به آرمان محسوب میشد. نظام بسته کمونیستی، اخلاقی تقلبی ایجاد کرد که نخواستن و نداشتن همچون نوعی فضیلت و در یک فرآیند فرهنگی، حالت طبیعی شهروندان در نظر گرفته شود و سرکوب امیال و نیازها روندی تحقیرآمیز برای رسیدن به آرمانشهر. دراکولیچ در سطر سطر کلمات و جملههایش در پی براندازی این نگاه است. نگاهی که حتی پس از انقلابهای سراسری در کشورهای بلوک شرق، فروریختن دیوار برلین و به تاریخ پیوستن کمونیسم، همچنان در ذهن و روح سیاستمداران و شهروندان آن کشورها باقیمانده است.
باورهایی مغلوط و سرکوبگر که مانع توسعه بوده و هست. خود دراکولیچ با کنایه به عنوان کتابش مینویسد: ما کمونیسم را از سر نگذراندهایم و بهانهای هم برای خندیدن در کار نیست.
این حضور اساسی و ضربه جبرانناپذیر تمامیتخواهی ـ دستکم برای چند نسل ـ بر ذهن و زندگی روزمره شهروندان سایه گستر خواهد بود. اینگونه است که خصوصی سیاسی میشود و سیاست اساسا از اموری خصوصی ساخته میشود.
کتاب کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم با ترجمه روان و دقیق رویا رضوانی در مجموعه تجربه و هنر زندگی نشر گمان به چاپ رسیده است. این کتاب نمونهای از رویارویی واقعی و غیرانتزاعی با سیاست است؛ لمس و درک ایدههای بلندپروازانه در بستر حقیقی نیازها.
علیرضا نراقی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: