در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی بازدیدکنندگان وارد حیاط خانه او میشوند با یک ساختمان دو طبقه قدیمی و یک حیاط باصفا روبهرو میشوند که ناخودآگاه خیلی از غزلیات شهریار را در ذهن زنده میکند و حالا این خانه که قدمت آن به دوره پهلوی دوم میرسد، به موزه ادبی استاد شهریار تبدیل شده است.
در حیاط خانه شهریار یک حوض کوچک آبیرنگ و دور تا دور آن شمعدانیهای قرمز خودنمایی میکند و سبزی و طراوت درختان ناخودآگاه این حس را در مخاطب به وجود میآورد که شهریار زنده است و خودش دقایقی پیش آبی به باغچه خانهاش داده تا آن را برای ورود مهمانهایش آماده کند. عکس شهریار هم روی دیواری که مشرف به بالکن است، نصب شده است. بازدیدکنندگان ابتدا از پلههای قدیمی پایین میروند که به زیرزمین منتهی میشود. زیرزمین به دو قسمت تقسیم شده است؛ سمت راست، اتاقی با آجرهای کرم رنگ به چشم میخورد که با عکس دوران مختلف زندگی شهریار و مجسمه او تزئین شده است. یک بخاری قدیمی هم در گوشهای از این اتاق دارد.
سمت چپ زیرزمین هم به اتاقی میرسد که بیشتر فضای سفرهخانههای سنتی را برای بازدیدکنندگان تداعی میکند. یک حوض کوچک آبیرنگ و به شکل ستارهای روی سنگفرش قرار دارد و دور تا دور هم تختههای چوبی است که روی آنها فرشی پهن شده است. بازدیدکنندگان با نشستن در این مکان میتوانند برای دقایقی با هم گپ بزنند و در کنار تابلوهای عکس شهریار خودشان هم عکس بگیرند.
ورود به طبقه دوم خانه شهریار حال و هوای دیگری دارد، چرا که با اتاق شهریار آشنا میشوند. فضای خانه شهریار مثل خانههای قدیم طاقچه دارد و روی طاقچه عکس بزرگی از شهریار قرار دارد. کنار طاقچه یک تلویزیون قدیمی سیاه و سفید گذاشته شده است. روبهروی مبل کهنه زرشکی رنگ هم چراغ علاءالدین همراه با کتری چای، چند کتاب، یک استکان، یک دست کت و شلوار و... قرار دارد. دیدن همه این وسایل برای هر بازدیدکنندهای نهتنها جالب است، بلکه علاقهمند میشود هرازگاهی که به شهر تبریز سفر میکند، سری هم به خانه باصفای شهریار بزند.
فاطمه عودباشی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: