در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش باشگاه خبرنگاران، بیست و یکم خرداد امسال یکی از مــــسئولان بیمارستانی در شهر اصفهان با مرکز فوریتهای پلیسی 110 تماس گرفت و از مرگ مشکوک مرد بیست و نه سالهای در بیمارستان خبرداد.
ماموران انتظامی با اعزام به بیمارستان و تحقیقات از مسئولان آنجا متوجه شدند او در حالی که بدحال بوده همراه زن جوانی به بیمارستان منتقل شده اما ساعتی بعد تلاش پزشکان برای نجات وی بینتیجه مانده و مرد جوان فوت کرده است و وقتی قصد داشتند موضوع مرگ این مرد را به زنی که همراهش بوده خبردهند، متوجه شدند او بیمارستان را ترک کرده است.
با تشکیل پرونده و به دستور قضایی، جسد به پزشکی قانونی منتقل و جستجوی پلیس برای دستگیری زن فراری آغاز شد.
در مرحـــله بعدی تحقیقات ماموران متوجه شدند، مرگ این مرد براثر بیماری نبوده بلکه بر اثر مسمومیت با سیانور بوده و احتمال این که مرگ او یک جنایت باشد، وجود دارد.
جستجوها برای برملا شدن هویت مقتول ادامه داشت تا این که خانوادهای با حضور در پلیس آگاهی اعلام کردند، مرد فوت شده پسرشان است و از طریق عروس خانواده مطلع شدهاند او در بیمارستان فوت کرده است.
ماموران با تحقیق از آنها متوجه شدند پسرشان با کسی دشمنی نداشته و نمیدانند به چه علت کشته شده است. ماموران احتمال دادند یکی از آشنایان مقتول باید مرتکب این جنایت شده باشد، بنابراین رفت و آمد اعضای خانواده و همسر مقتول را زیر نظر گرفتند که مشخص شد همسر وی بدون این که کسی از او خبری داشته باشد، از خــانهاش فرار کرده است.
با فرار مرموز این زن، او بهعنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت تا این که چند روز پیش ردی از او در خانه یکی از آشنایش در یکی از شهرهای مجاور اصفهان پیدا شد. بنابراین با اعزام ماموران به خانه مورد نظر زن متهم دستگیر شد و با انتقال به پلیس آگاهی و در بازجویی به جرمش اعتراف کرد.
متهم به قتل درباره نحوه جنایتش گفت: از شش سال پیش با شوهرم آشنا شده و ازدواج کردم. اختلاف و درگیریمان چند ماه پس از زندگی مشترکمان شروع شد. متوجه تغییر رفتارهای شوهرم شده بودم. هر بار که علت آن را از وی میپرسیدم پاسخ مناسبی نمیداد تا این که متوجه شدم ارتباط دوستی با چند دختر جوان دارد. با پی بردن به این ماجرا ازاو خواستم رفتارش را عوض کند و دست از این کارها بردارد که توجهی نکرد.
وی اضافه کرد: از آن موقع کتکم میزد و آرامش را از من گرفته بود. همین موضوع باعث شد از شوهرم کینه به دل بگیرم.
یک روز به یک عطاری رفتم و خواستم سیانور بخرم که ابتدا مرد فروشنده حاضر به این کار نشد اما در ادامه شرط عجیبی برایم گذاشت. او از من خواست اگر با او ازدواج کنم حاضر است سیانور را در اختیارم قراردهد که به او قول دادم و با دریافت سیانور از وی به خانهام بازگشتم.
متهم یادآور شد: سیانور را درون کپسول دارو ریختم و شب آن را به همسرم خوراندم. حالش بد شد و او را به بیمارستان منتقل کردم که فوت کرد. از ترس این که ماجرا لو نرود و دستگیر نشوم، پس از مراسم ختم شوهرم فرار کردم.
با صدور قرار قانونی برای زن متهم به قتل، او روانه زندان شد. تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: