در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما آنچه شاید در سالهای اخیر کمتر مورد توجه قرار گرفته است، نگاه به شعر از زاویه تماشای رسانه است که به باور من یکی از مهمترین آسیبهایی که امروز شعر ما با آن روبهروست، توجه اندک رسانهای به این هنر و ثروت ملی است، از همین رو در فرصت و مجال اندک پیش رو نکاتی را در این رابطه یادآوری میکنم.
الف) جایگاه شعر در رسانه ملی نیازمند توجه جدی و بیشتر است، امروز شاهد قدمهای ارزشمند صدا و سیما در حوزه توجه به ادبیات، کتاب و صنعت نشر هستیم، در بسیاری از برنامههای رادیویی همواره کتاب یا اثری از شاعران پیشکسوت و جوان معرفی یا به نقد و بررسی گذاشته میشود و گپ و گفت با اهل قلم یکی از سرفصلهای پررنگ برنامههای رادیویی بوده است، اگرچه برخی این گلایه را دارند که سیما در این رابطه در مقایسه با صدا کمفروغتر بوده است، البته نمیتوان به برنامههای خوش ساخت و پرمخاطبی مانند «قندپهلو» اشاره نکرد که جای قدردانی دارد.
ب) جایگاه شعر در رسانههای مکتوب هم در مقایسه با چند دهه اخیر به نازلترین سطح خود رسیده است؛ چه از نظر کیفی و چه کمی. تعداد روزنامههایی که به طور جدی و مستمر صفحه اختصاصی شعر داشته باشند در روزگار ما حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد.
ج) مجلات تخصصی شعر و ادبیات هم روزگار شگفتی را پشتسر میگذارند و شاهد هستیم تمام مجلات این حوزه در خاموشی و تعطیلی به سر میبرند؛ چه در جریان روشنفکری ادبیات و چه در جبهه انقلاب امروز ما هیچ نشریه تخصصی که به طور منظم (روزنامه، هفتهنامه، دوهفتهنامه، ماهنامه، فصلنامه و حتی گاهنامه) منتشر شود برای شعر نداریم (اگر شما سراغ دارید بفرمایید ما هم تهیه کنیم!) حال آن که کم نبودند تریبونهایی مانند فصلنامه تخصصی شعر، کارنامه، بایا، شوکران و... که حالا حضورشان شبیه افسانه است.
د) زمانی در مدیریت رسانههای گروهی شاهد حضور چهرههای دلسوز و انقلابی ادبیات بودیم؛ چه در روزنامهها و چه در مدیریت شبکههای رادیویی و تلویزیونی، ولی اکنون رسانههای ما تقریبا خودشان را از تواناییهای شاعران محروم کردهاند؛ چهرههایی ازجمله میرشکاک، قزوه و... در دل روزنامههای دهه 60 و 70 به جریانسازی میپرداختند یا محمدرضا ترکی و هادی سعیدی کیاسری مدیریت یک شبکه رادیویی را به عهده داشتند، ولی امروز در شرایطی که بسیاری از شاعران جوان و میانسال و پیشکسوت انقلاب در خانههایشان نشستهاند و جویای فرصت شغلیاند، رسانهها توجهی به ادبیات و شعر و بهره بردن از تجربهها و توانمندیهایشان ندارند.
ه) در این بخش جا دارد پرسشهایی را طرح کرد:
1 ـ بارها شاهد بودهایم از صدا و سیما به عنوان یار دوازدهم تیم ملی فوتبال نام برده میشود، این رسانه برای همراهی و یاوری شعر امروز و ادبیات انقلاب یار چندم آن است؟
2 ـ چند روزنامه و خبرگزاری تیتر نخست، عکس جلد و خبر ویژه خود را به یک شاعر اختصاص داده یا میدهند؟
3 ـ چند رسانه در تحریریه خود از حضور یک شاعر جوان یا شناخته شده بهره میبرند؟
4 ـ معاونت امور مطبوعاتی وزارت ارشاد که این روزها مدعی عدالت و تدبیر در توزیع یارانه مطبوعاتی و حمایت از رسانههاست تا چه اندازه دغدغه احیای نشریات فرهنگی و ادبی و حمایت از پایگاهها و سایتهای تخصصی این حوزه را داشته و دارد؟ تجربه این یک سال نشان داده است نمیتوان چندان به تناسب آن شعارها و عملکردشان دلخوش بود!
اگر میخواهیم شعر امروز ایران به جایگاه واقعی خود بازگردد، در کنار حمایتها و برنامهریزیهایی که ضروری است انجام شود، بیتردید نباید از نقش رسانه و پیوندش با شعر و ادبیات بسادگی عبور کرد، پنجره میان رسانه و شعر بسته است و نیاز به باز شدن دارد، به قول فریدون مشیری:
باز کن پنجرهها را ای دوست!
هیچ یادت هست،
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگها پژمردند...
بیتردید آنچه از سوی رسانهها اعم از صدا و سیما، مطبوعات و خبرگزاریها مورد توجه و ترویج قرار گیرد ناگزیر در میان مردم نیز جای خود را باز میکند و مورد توجه مدیران فرهنگی هم قرار میگیرد و بودجه و... را هم در پی میآورد.
و پایان کلام آن که متاسفانه در فقدان توجه صحیح و کارآمد رسانهای به شعر، شاعران جوان و به قول فردوسی جویای نام، دلخوش به صفحات مجازی و اغلب فیلتر شدهاند و آثار خودشان را به صورت زیرزمینی در زمینی منتشر میکنند که ما هیچ نقشی در تدوین و تبیین اندازه و قوانین آن نداریم و آفتهای فراوانی را با خود در سالهای اخیر به همراه داشته است.
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: