در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
لوازمش به نظر آرامبخش نیست: موتور و دود و صدا و... اما میتوان برای آرامش آن را مصرف کرد، مصرفی شاید متفاوت از آنچه برایش ساخته شده است. مصرفی بدون تعیین دقیق مقصد و تنها برای مسیر. کافی است وسیله نقلیه روان و سرپایی ـ حتی ساده و داخلی ـ زیر پایتان باشد و بزنید به جاده یا اتوبان. با سرعت خرابش نکنید حتی اگر مشکلتان عصبیت است و میخواهید این خشم را درمان کنید. بزنید به جاده و آرام رانندگی کنید، جوری که اطراف و خط ممتد پیش رویتان را واضح ببینید. این کار یک قطعه موسیقی درست و حسابی میخواهد که اگر دهها بار به آن گوش دهید، خسته نشوید. توصیه من قطعه «آخرین جرعه جام» از آلبوم «حریق خزان» علیرضا قربانی است. آرام، عمیق، نرم و اثرگذار، انگار عشقت در کنار توست، اما در حال و هوای هجری همچنان. بارها گوش بدهید. هرچند تمام قطعههای این آلبوم فوقالعاده است، اما صفای این قطعه برای حالی که شاد و خراب است یکسان پاسخگوست.
جاده چالوس در این میان پیشنهادی ویژه است. به آرامی با شیشههای پایین و استشمام بوی درختها و نمناکی آب بزنید به چالوس. این یک چاشنی ویژه است که تجربه رانندگی را به سطح یک شهود بینظیر ارتقا میدهد. فصل مهم نیست، هرچند بهار یا ابتدای پاییز بهترین است برای حال شما. موزیک و پنجره و حرکت را اضافه کنید به یک ایست کوتاه و نوشیدن یک چای و نگاه کردن به جایی که جایی نیست، به ناکجایی دور، در دل طبیعت و فراتر از طبیعت، جایی که نمیدانید کجاست و نامی برایش ندارید، تنها در سکوت میبینیدش. بله همه چیز گذراست و جادهها بیپایان.
از خانه بیرون بزنید، در دم سپیدهدم یا گرگ و میش غروب، در شب یا خنکی صبح، مهم اراده به رفتن است. دور شدن و محو شدن در جاده و آرامش ستودنی هوا و جنگل و جاده. من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است/ آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: