در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بگذریم، پرسش اول من این است: اگر ترس نبود شما چگونه میتوانستید از چنگ کامیونهایی که صبح تا شب از اتوبانها با سرعت 180 کیلومتر عبور می کنند، فرار کنید؟ سوال دوم من این است که: اگر ترس نبود شما چگونه از تراژدیهای قدیمی لذت میبردید؟ و سوال سوم این که: اگر ترس نبود شما چگونه میتوانستید کاری برای آلودگی هوا بکنید؟ البته حتما ترسی نیست که آلودگی هوا و کامیونهای سریعالسیر هست و البته فیلمهای ترسناک خندهدار شدهاند و دیگر کسی عرضه تراژدی نوشتن ندارد.
جایی شنیده بودم که آدمها نه با خواستهها و امیال، بلکه با ترسهایشان هدایت میشوند. من هم شاید با ترسهایم هدایت شدهام که کارم به اینجا کشیده. از راه غریب پولدار حقیقی شدن ترسیدم و به جایش گاهی شبیه پولدارها غذا خوردم.
از فقیر بودن ترسیدم و گاهی خود را به جای آنها گذاشتم تا برخی چیزهایی که خواستنش برایم زیاد است را نخواهم. از خون ترسیدم و قید پزشک شدن با کراوات و مطب و قدرتش را زدم و گذاشتم گاهی با خواندن چند خط از صفحه سلامت روزنامه رفقایم را به فیض کلیاتی از آموزههای پزشکی برسانم. از افسرده شدن ترسیدم و در حالی که دلایل برای افسردگی همیشه بیشتر از شادی بوده است، مدام خندیدم.
مخالف شجاعت نیستم، اما مرامنامه مکتب دیوانگی ترسو بودن را همیشه حقیقیتر از شجاعت میداند و شجاع بودن را نوعی باور و اعتراف به ترسها تعریف میکند، چون شجاعترین قهرمانها آن زمانی برایمان قابل باور میشوند که میترسند.
علیرضا نراقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: