در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دو برادر پس از آن با هم زندگی میکردند و یکی از دوستان مجید به نام ناصر که در زندان با هم آشنا شده بودند نیز مرتب برای مصرف مواد به منزل آنها میرفت تا اینکه در نهایت مجید و ناصر دست به جنایت زدند و بازداشت شدند. مجید در اعترافاتش به ماموران گفت: «چون ثروت زیادی به ما رسیده بود، معتادان و سابقهداران دورمان جمع شده بودند ناصر هم یکی از آن افراد بود که با ما زندگی میکرد. خانه در اصل مال برادرم بود و من هم همانجا میماندم، اما گاهی با هم بر سر مصرف ماده مخدر شیشه دعوا میکردیم. روز حادثه هم همین اتفاق افتاد و من و ناصر برادرم را کتک زدیم بعد او را در حالیکه زخمی شده بود، در یکی از اتاقها زندانی کردیم. برادرم از ما خیلی قویتر بود به همین دلیل میترسیدیم در را به رویش باز کنیم و در مدتی که آنجا زندانی بود، آب و غذا را از طریق پنجره به وی میرساندیم تا اینکه بعد از سه روز متوجه شدم برادرم از خواب بیدار نمیشود به همین دلیل با اورژانس تماس گرفتم.»
متهم به قتل ادامه داد: «وقتی امدادگران آمدند، گفتند برادرم فوت شده است برای اینکه مرگ او گردن ما نیفتد، به دروغ گفتیم ما قصد داشتیم او را ترک بدهیم و به همین دلیل در اتاق زندانی کرده بودیم که این اتفاق افتاد، اما در نهایت مشخص شد برادرم بر اثر ضرباتی که ما به او زده بودیم فوت شده است.»
ناصر نیز در بازجویی همین اظهارات را تکرار کرد و گفت به منظور مصرف مواد مخدر به خانه دو برادر رفت و آمد داشته.
تحقیقات در این باره ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: