گرههایی که روی تار و پود فرش میخورد باید به طور ظریف انجام شود و به همین دلیل است که بیشتر بافندگان فرش، بانوان هستند؛ چراکه انگشتان آنها ظریف است و برای گره زدنهای ریز و متعدد مناسب.
معمولا دختر بچههایی که مادرشان به شغل قالیبافی مشغول اند، آنها هم به این کار روی میآورند. گرههای نازک و ظریفی که در فرش مشاهده میشود حاصل دسترنج این بانوان و دختربچههاست، اما سود فروش فرش به این افراد تعلق ندارد و آنها مجبور هستند برای امرار معاش خود هنرشان را با قیمت اندکی به فروش برسانند تا همان فرش میلیونها تومان قیمت بخورد و معامله شود.
دلال بیشتر، قیمت بالاتر
بافت یک فرش برای بافنده آن حداکثر سالانه یک تا دو میلیون تومان سود دارد یعنی ماهانه 80 تا 180 هزار تومان که این مقدار در مدت زمان بافت فرش رقم بالایی به نظر نمیرسد اما این سوال پیش میآید که چطور همان فرش چند میلیون تومان قیمت میخورد؟ در اینکه هنر قیمت ندارد هیچ شکی نیست، اما سود حاصل از این هنر به هنرمند اصلیاش نمیرسد. دلالان در همه بازارها وجود دارند، اما در این صنعت باعث شدهاند حق هنرمندان کشور تضییع شود و آنان به حقوق اندک رضایت بدهند .
استثمار بافندگان
هر کسی که یک روز کنار قالیبافان بنشیند و فعالیت آنها را برای بافتن فرش از نزدیک مشاهده کند، درمییابد که نمیتوان برای فرش قیمت گذاشت اما مساله اینجاست که سودی عاید قالیبافان نمیشود. متاسفانه برخی دلالان سفارش خود را به این افراد میدهند و مبلغی هم به عنوان بیعانه به آنها داده میشود تا کار را شروع کنند. علاوه بر آن لوازم مورد نیاز مانند نخ به آنها تحویل داده و در مدت معین فرش تحویل گرفتن میشود. به گفته فرشبافان، تولید فرش برای بافندگان آن سود ندارد، بلکه سود اصلی نصیب دلالان این بازار میشود. تنها به این دلیل که بافندگان فرش سرمایهای برای خرید اقلام فرش ندارند و لذا سودی که از فرش به آنها تعلق میگیرد، بسیار ناچیز است.
آسیبهای بدنی
قالیبافان اغلب با بیماریهایی چون چشمدرد، کمردرد و مچدرد مواجه میشوند. البته این بیماریها در بافتهای سنتی بیشتر مشاهده میشود و بافندگان کارگاهی به دلیل ساعت مشخص کار، کمتر و دیرتر به این آسیب میرسند. باید این طور بیان کرد که این بیماریها برای بافندگان فرش دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد، مگر اینکه از صندلیهای بسیار استاندارد و همچنین ابزارهای پیشگیری استفاده کنند.
استفاده از این ابزار باعث میشود قالیباف دیرتر به این بیماریها دچار شود. گلایه دیگر قالیبافان درباره بیمه است. متاسفانه برخی کارفرمایان این افراد را تحت پوشش بیمه قرار نمیدهند و فرشبافان مجبور هستند تا زمانی که توانایی دارند کار کنند و بعد هم به امان خدا سپرده میشوند؛ بیهیچ حمایتی. همچنین با این که قالیبافی یک کار ظریف محسوب میشود و به روشنایی زیادی نیاز دارد، بیشتر کارگاههای قالیبافی با مشکل کم نوری مواجهاند و ادامه کار در چنین شرایطی به مرور زمان باعث بروز سردرد، سرگیجه، خستگی زودرس و بویژه ضعف بینایی در قالیبافها میشود.