آفریقا به دنبال عدالت اقتصادی

اشتباه است اگر تصور کنیم غرب از حس نوع دوستی نسبت به دیگران تهی شده و درصدد است تا با تغییر و دگرگونی در سیستم تجاری ، آفریقا و کشورهای این منطقه را از آنچه هستند، فقیرتر کند
کد خبر: ۷۰۷۷۲
؛ بلکه این آفریقاست که باید با راه اندازی یک جنگ سیاسی ، نظام تجاری جهان را به سمت و سویی که خود می خواهد، تغییر دهد.
آفریقایی هایی که علل واقعی فقر قاره خود را می دانند، به غرب به عنوان عامل بخش عمده ای از مشکلات اساسی خود می نگرند.
آنها از داروهای مسکن موقتی مانند کمکهای بلاعوض و نیز کمکهای بشردوستانه کشورهای غربی بیزارند. آری ، آنها به دنبال عدالت اقتصادی هستند.
کشورهای آفریقایی باید با همکاری یکدیگر، کارتل بزرگی تشکیل دهند تا بتوانند پیش از آن که بزرگان قوم و یا دیگر کشورها به فکر صادرات ثروت آنها باشند، ارزش مواد خام خود را برای "خود" تعبیر و تفسیر کنند.
به عنوان مثال ، مواد خامی که نیاز به فرآوری و پردازش دارد، بهتر است با یک محاسبه ساده ابتدا در کشور آماده فروش شود تا این که به قیمتی ارزان به دست غربی ها بیفتد.
سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) - و پیش از اوپک ، شرکتهای غول پیکر نفتی - ثابت کردند که قدرتهای برتر اقتصادی با وجود "کارتل ها" (اتحادیه کمپانی های تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازار کشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود و جلوگیری از رقابت) رنگ و بوی دیگری به خود می گیرند.... اما برعکس نفت ، شما نمی توانید کارتل هایی برای مواد خامی چون کاکائو، دانه های قهوه و یا برگهای چای تشکیل دهید.
در واقع ، این مواد خوراکی همانند نفت نیستند که بتوان آنها را تا مدتها در دل زمین نگاه داشت ، بدون آن که رنگ و بو و خاصیت آنها تغییر نکند.هرچند قهوه دومین کالای مهم تجاری در دنیاست که بناچار جایگاه نخست خود را در رقابت های تجاری به نفت اختصاص داده است.
بنابراین اگر آفریقا بتواند با این کالا خود را در بازارهای جهانی مطرح سازد، مطمئنا می تواند از این طریق پول خوبی برای خود و مردمش به ارمغان بیاورد. حتی اگر آفریقا می توانست به جای کنترل قیمت کالاهای صادراتی خود، بر آنها تاثیر اندکی هم داشته باشد، به هیچ کس دیگری برای پایان دادن به فقر خویش نیازی نداشت....
اما در حال حاضر، آفریقا یک فروشنده جزئ است و ارزش صادرات این کشور نه تنها در حراجهای فروشگاه های زنجیره ای امریکا تعیین می شود، بلکه بر اساس قیمت اولیه ای است که در مزرعه ، زمان برداشت محصول به آنها پیشنهاد می شود.
بنابراین ، بیانیه توهین آمیزی که غالبا خطاب به آفریقا صادر می شود و می گوید: "آفریقا تنها کمتر از 3درصد از تجارت جهانی را بر عهده دارد"، بدان مفهوم است که این حجم عظیم از مواد خام توسط آفریقا به امریکا صادر می شود و می توان در نهایت ، بسیاری از شرکتهای بزرگ حمل ونقل و یا فروشگاه های زنجیره ای امریکا را با محصولات و کالاهای آفریقایی تغذیه کرد!...
بدین ترتیب می توان دریافت که غرب به میزان بسیار زیادی به آفریقا بدهکار است.
اما دولتهای آفریقایی قادر نیستند برای گرفتن حق خود بجنگند. در واقع آفریقا هنوز موفق به برداشتن گام بعدی نشده است ؛ یعنی تشکیل یک کارتل آفریقایی برای کنترل صادرات کالا و به دست گرفتن نبض بازار.به عنوان مثال ، چنانچه غنا و همسایه اش - ساحل عاج - بر این باور باشند که می توانند برای تولید شکلات به جای فروش دانه های کاکائو به دیگران ، برای کشت این دانه ها، با دیگر کشورها مانند نیجریه ، گینه استوایی و کامرون سرمایه گذاری مشترک تشکیل داده و خود شکلات ها را ساخته و به فروش برسانند؛ در این صورت همه این کشورها از دستمزد بیشتری برخوردار خواهند شد.
کنیا، تانزانیا، اتیوپی و اوگاندا نیز می توانند به طریقی مشابه با همکاری یکدیگر، قهوه را در داخل کشور فرآوری کرده و محصول نهایی را خود به سوپرمارکت های امریکا بفروشند.
غنا و آفریقای جنوبی نیز می توانند به جای آن که بولتن های طلا را منتشر می کنند، در زمینه صادرات طلا حرف اول را بزنند.
به همین ترتیب ، سیرالئون ، غنا، بوتسوانا و آفریقای جنوبی می توانند با خرید فناوری روز در خصوص چگونگی پرداخت الماس ها، در این خصوص با پاریس ، نیویورک و تل آویو رقابت کنند و بازار را در انحصار خود بگیرند.
پیش از آن که اوپک در دهه 70از تاثیر شوکهای نفتی به یک جمع بندی واحد برسد، بهای نفت در بازارهای جهانی کمتر از 3دلار هر بشکه بود. امروزه قیمتهای نفت در بازارهای جهانی تا مرز 60دلار در هر بشکه نیز پیش رفته است.
در واقع دولتهای آفریقایی باید برگی از کتاب زرین اوپک را سرمشق خود قرار دهند. آنها پیش از این ، برنامه ای اقتصادی موسوم به "همکاری اقتصادی جدید برای توسعه آفریقا" (ان.ئی.پی.ای.دی) را از سوی سازمان ملل داشته اند.
اما این برنامه بشدت به سرمایه گذاری خارجی وابسته است و از آنجایی که شرکتهای خارجی نمی توانند به نیازهای واقعی مردم آفریقا آگاه باشند، بنابراین این برنامه و اعمال آن نمی تواند چندان سودمند باشد.
به هر حال دولتمردان آفریقایی باید بدانند که عزم راسخ امریکا در یافتن یک منبع جدید انرژی که جایگزین منبع انرژی خاورمیانه شود، در نهایت این کشور را به فکر دستیابی به منابع جدید نفتی در صحرای آفریقا انداخته است ؛ تفکری که احتمالا دور جدیدی از درگیری ها، فساد و مسائل زیست محیطی را در منطقه موجب خواهد شد... و این همان نکته قابل توجهی است که می تواند دولتهای آفریقایی را به همبستگی بیشتر با یکدیگر فراخواند.
آفریقایی ها باید بدانند که تلاشهای جدید امریکا برای دستیابی به منابع نفتی این قاره ، این خطر را دارد که با سرازیر شدن میلیاردها دلار سرمایه شرکتهای نفتی غربی به این کشورها - که بیشتر آنها از راههای محرمانه به دولت پرداخت خواهد شد - بدبختی بیشتری را برای مردم محروم این قاره به وجود آورد.
تونی بلر، نخست وزیر انگلیس ، پس از آغاز جنگ عراق ، شرکتهای نفتی و صنایع نفت کشورش را وادار کرد تا بیش از گذشته با کشورهای آفریقایی روابط اقتصادی برقرار کنند.
بر اساس آمار موجود، 8درصد ذخایر نفت دنیا به کشورهای آفریقایی تعلق دارد. چنانچه میدان های جدید نفتی واقع در خلیج گینه توسعه یابد و به بهره برداری برسد، در 10سال آینده ، بیش از 200میلیارد دلار درآمد نفتی به جیب دولتهای آفریقایی سرازیر خواهد شد.
در واقع نفت بالاترین میزان درآمد را در تاریخ این قاره نصیب این کشورها می کند و این میزان درآمد بیش از 10برابر کمکهای کشورهای غربی است که هر سال به کشورهای آفریقایی پرداخت می شود.
با این حال ، بسیاری از کارشناسان هشدار داده اند که دلارهای نفتی هنوز هم نتوانسته آن چنان کمک موثری برای کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه باشد. در بسیاری از موارد، این کمکها حتی وضع را وخیم تر می کند.
بسیاری از تحلیلگران بر این اعتقادند که نگاه امریکا از منظر راهبرد جغرافیایی آن است که نفت در هر منطقه که باشد، خوب است ؛ بویژه اگر این نفت مربوط به کشورهای غیر عضو اوپک باشد.
هدف از این اقدام ، خارج کردن کنترل بازار نفت از دست اوپک و بویژه عربستان سعودی است .بسیاری از تحلیلگران بر این عقیده اند که مسافرت جرج بوش در یکی دو سال گذشته به کشورهای آفریقایی - مثل سنگال ، نیجریه و آفریقای جنوبی - از همین نکته نشات می گیرد و این در حالی است که وزارت دفاع امریکا سعی دارد به منظور محافظت از ذخایر اصلی نفت در آفریقا، بویژه نیجریه ، بار دیگر نیروهای خود را در آنجا مستقر کند.
در ادامه این اقدام ها، واشنگتن درصدد است تا در گینه استوایی - جایی که در 2سال گذشته ، درآمدهای نفتی آن ، تولید ناخالص داخلی را با وجود رکورد بسیار بد در زمینه نقض حقوق بشر، تا 60درصد افزایش داده است - سفارت خود را بازگشایی کند.این در حالی است که امریکا برای راضی کردن تولیدکنندگان آفریقایی ، بدون توجه به سابقه این کشورها در زمینه مردم سالاری یا موارد نقض حقوق بشر، به طور مشخص واردات نفت از این کشورها را با عنوان "امنیت ملی " افزایش داده است.
در نیجریه ، ارزش بیش از اندازه نرخ ارز در صنعت نفت ، بخشهای غیرنفتی اقتصاد کشور را از بین برده است ؛ در حالی که شورشهای محلی برای به دست گرفتن کنترل درآمدهای نفتی در نهایت به سرکوب نظامی شدیدی در دلتای نیجر منجر شد. در گابن نفت دقیقا در مرکز یک سلسله رسوایی های مالی دولت فرانسوا میتران ، رئیس جمهور پیشین فرانسه ، قرار گرفته بود که از سوی شرکت فرانسوی "الف آکیتن " هدایت و رهبری می شد.
این شرکت با پشتوانه دولتمردان فرانسوی و با دادن رشوه موفق شده بود قراردادهای نفتی را در این کشور از آن خود کند.به هر حال این واقعیت را نمی توان کتمان کرد که در کشورهایی که وابستگی آنها به نفت زیاد است ، روند پیاده کردن اصول مردم سالاری به کندی صورت می گیرد و در نهایت حکومت استبدادی در این کشورها حاکم خواهد شد؛ مثل حکومت شاه در ایران ، سانی آباچا در نیجریه ، و صدام حسین در عراق که همگی به علت وابستگی اقتصاد کشور به نفت ، خواستار برقراری حکومتی یکجانبه در این کشورها بودند....
اگر آفریقا می توانست برای تغییر میراث فرهنگ تولیدی خود سرمایه کافی بر روی هم انباشته کند و از محصولات خود بیش از آنچه اکنون به دست می آورد، کسب کند، باز هم این محصولات با دیوار بلند تعرفه های گمرکی نمی توانست سود زیادی را نصیب صاحبان خود کند....
اما اکنون غرب در این زمینه تغییر عقیده داده است و به همین دلیل بر دولتمردان آفریقایی است که با جلب حمایت مردم خود و مردم امریکا، دولتهای غربی را واداراند تا این تعرفه ها را حذف کنند.
به هر حال بسیار غیرواقعی است که انتظار داشته باشیم اجلاس گروههایی نظیر «گروه8» که اجلاس سران 8کشور بزرگ صنعتی جهان است ، بتواند نیازهای واقعی مردم آفریقا را برطرف کند.
تنها یک پیغام مردمی - یعنی پیام مردم به مردم - می تواند با این چالش روبه رو شود و از آن بسلامت بیرون آید.

منبع: فایننشال تایمز
تاریخ: 14 ژوئیه 2005
امیرهادی تاجبخش
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها