در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رسانهها و در اینجا مشخصا رادیو و تلویزیون به عنوان رسانههای برتر که با بخش عظیمی از مردم ارتباط برقرار میکنند این ظرفیت را دارند که در مواردی اینچنینی تمام قد ظاهر شوند. درست است که بخش زیادی از رسانههای جهان اسلام به هر دلیلی همسو نیستند و هر کدام ساز خود را کوک میکنند اما در مواردی شبیه فاجعه غزه حداقل انتظار این است که طرف جهان استکبار را نگیرند و با انتشار متعهدانه وقایع، بخشی از رسالت پیامرسانی صادقانه را درجهانی که رسانههای غربی همه چیز را در اندازه یک شوی سطحی و بیخاصیت تنزل دادهاند، ایفا کنند.
مدتی پیش در همین ستون بر لزوم اتحاد رسانههای دیداری و شنیداری دنیای اسلام مطالبی نوشتیم و اینکه چقدر خوب است رسانههای جهان اسلام همت کنند و بر اشتراکات بیش از اینها متمرکز شوند. وقتی یک شبکه بینالمللی ایرانی مشخصا با هدف تقریب کودکان ایرانی با کودکان غزه مجموعه برنامههایی را تدارک میبیند و تلاش میکند از ظرفیتهای رسانهای برای رساندن پیام نوعدوستی به کودکان غزه بهره ببرد دیگر شبکههای بینالمللی جهان اسلام هم میتوانند همین گونه عمل کنند و بخشی از این پازل رسانهای باشند که قرار است صدای حقیقت را به گوش جهانیان برسانند.
دو: جنگ چیز خوبی نیست. این را همه میدانند. اما گاهی اوقات شرایط به گونهای پیش میرود که حتی اگر نخواهیم هم بخشی از آن اتفاق مهیب خواهیم بود. هرچند ممکن است به طور مستقیم زیر بمباران گلوله و توپ نباشیم اما حتما به طور غیرمستقیم در معرض تصاویر آن اتفاق مهیب خواهیم بود. با هجوم خیرهکننده وسایل ارتباطی بعید است اتفاقی در گوشهای از دنیا بیفتد و تاثیری مستقیم یا غیرمستقیم بر زندگی ما نگذارد. در رسانههای کنترل شده جهان غرب که در آن حساب سود ومنفعت به شدت لحاظ میشود «خبر و اطلاعات» اصلیترین منبع حیات آنها محسوب میشود وبه این دلیل اخباری که از سوی بنگاهها و رسانههای آنها منتشر میشود با این ویژگی اجازه انتشار مییابد. در این فرآیند طبیعی است که گاهی حقوق عادی یک ملت در تعارض با منافع ارباب رسانهها قرار گیرد و از همین جاست که «تحریف و وارونگی» خبر و گزارش خودش را نشان میدهد. این تعارض بیش از همه در رسانههای مخالف یکدیگر دیده میشود. مثلا در همین جنگ اخیر، در حالی که رژیم صهیونیستی از زمین و هوا و با پیشرفتهترین امکانات جنگی غزه را زیر آتش گرفته و به هیچکس رحم نمیکند و یک فاجعه واقعی انسانی پدید آورده اما میبینیم که این رویداد در بیشتر مواقع «خبر یک» بیشتر رسانههای غربی نیست و در عوض موضوعات بیاهمیتتری جای این خبر بزرگ را در این رسانهها گرفته است. در مقابل در رسانههای دیگر - که عموما مربوط به جهان اسلام هستند - غزه در سرتیتر اخبار و گزارشها جا دارد که نشان از اهمیت موضوع برای آن رسانه و مخاطبان آن دارد. به همین خاطر است که مدیران پخش با وجود همه دستورالعملهایی که برای عدم پخش تصاویر خشونتآمیز دارند، گاه مجبور میشوند (علیرغم میلشان) بخشی از فاجعه را برای درک بهتر مخاطب از آنچه در حال روی دادن است – باهمه ملاحظات ـ به آنتن پخش بسپارند. کاملا طبیعی است این تصاویر خوشایند نباشد و دل مخاطب را هم به راستی به درد آورد. اما گاهی اوقات دیدن بخش کوچکی از واقعیت میتواند مخاطب را با آنچه در ابعاد بسیار بزرگتری در حال روی دادن است آشنا کند. شاید این بخشی از رسالت رسانه امروز باشد...
مهدی غلامحیدری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: