یعنی دولت همزمان هم به تولید کمک کند و هم تورم را دامن نزند. این مهمترین اقدامی است که دولت باید انجام دهد. با این حال روشن است که منابع مالی در اختیار دولت اندک است و دولت با تنگناهای مالی روبهروست. لذا به عقیده من دولت باید با منابعی که در اختیار دارد، بهترین کار را انجام دهد و از آن در بخشهای مختلف به عنوان محرک و مشوق و جهت دادن به سرمایههای سرگردان استفاده کند و خود از سرمایهگذاری در بخشها به عنوان کسب سود خودداری کند.
یکی از مهمترین منابع در اختیار دولت که باید از آن برای رونقدهی به تولید استفاده کرد، منابع یارانهای است. اکنون هر سال 40 هزار میلیارد تومان برای پرداخت یارانه نقدی هزینه میشود و حذف افراد پردرآمد و اختصاص آن به بخشهای مولد و اشتغال اولین گام و نخستین عملکرد مثبت میتواند در زمینه مقابله با رکود تورمی باشد. البته شکی نیست که این یارانه باید به افرادی که استحقاق آن را دارند نیز پرداخت شود، اما حرف این است که دولت باید نگاهش را درخصوص یارانهها تغییر دهد و با این اقدام میتواند صرفهجویی زیادی انجام داده و منابع جدید را در بخشهای تولیدی هزینه کند. گام بعدی که دولت باید انجام دهد حضور بخش خصوصی در اقتصاد است که باید شرایط ورود آنها فراهم و فضای کسب و کار کشور رقابتی شود. متاسفانه این فضا در حال حاضر در کشور مشاهده نمیشود و نهادهای شبهدولتی در اقتصاد کشور و بنگاههای دولتی امکان رقابتی شدن اقتصاد را بشدت تقلیل میدهد و در چنین فضایی روشن است که بنگاههای بخش خصوصی رغبتی برای حضور ندارند.
در هشت سال گذشته شاهد تاسیس بنگاههای دولتی و شبهدولتی بودیم که به عنوان بنگاههای درون قدرت یاد میشوند و شرکتهای زیرمجموعهای و هرمی را هم تشکیل دادهاند و به طور مستقیم یا غیرمستقیم از منابع عمومی بهره میبرند. از سوی دیگر با نفوذی که در اختیار دارند از اعتبارات نظام بانکی استفاده میکنند و ظرفیتهای کسب درآمد و فعالیتهای نهادهای عمومی غیردولتی مانند شهرداریها را انجام میدهند. با وجود چنین شرایطی بخش خصوصی انگیزهای برای ورود به فعالیتهای تولیدی ندارد.
اگر هم فعالیت تولیدی رشد نکند امکان خلق شغل پایین میآید و طرف عرضه تحریک نمیشود و نمیتواند رشد کند و واقعیت تلخ این که اکنون فعالیتهای بسیاری که در کشور صورت میگیرد عملا فقط باعث رشد واردات میشوند. یعنی به اسم کالای ایرانی، کالا در چین تولید و به نام کالای ایرانی وارد کشور میشود. در ضمن کیفیت این محصولات هم بسیار نازل است.
البته در کشور ما ضعف بزرگی به نام ضعف نظارتی وجود دارد که دولت به آن بیتوجه است. اکنون منابعی که از سوی سیستم بانکی به تولید پرداخت میشود در جایی که باید هزینه شود، نمیشود و دولت را با مشکل فراوان روبهرو میکند یا مثلا اکنون دولت مبلغ زیادی را به بخشهای مختلف یارانه اختصاص میدهد که این پرداخت ناشی از روابط، شکل گرفته است. به عنوان مثال چند سال است که انرژی یارانهای به پتروشیمیها اختصاص یافته است. علت این موضوع چه چیزی میتواند باشد؟ چرا کمک مشابهی به سایر تولیدکنندگان انجام نشده است؟ این چنین است که دولت برای درمان رکود تورمی باید دست به اصلاح ساختار گستردهای زده و در اولین قدم از خودش شروع کند؛ چراکه کارفرما و آقابالاسر بزرگ اقتصاد خود اوست.
دکتر حسین راغفر / استاد دانشگاه الزهرا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: