اگر فحاشی و لشگر کشی در فضای مجازی آن قدر زشت و ناپسند است که پیرمرد هنرمندی مثل جمشید مشایخی را مجاب میکند که برود و شانههای مسی را ببوسد. حالا و در این شرایط چه باید کرد؟
در مسابقه نهایی جامی که به احترام مقام بزرگوارانی به نام جام شهدا برگزار شد و در دیدار دو تیمی که با شعارهای فرهنگی روی پیراهن به میدان رفتند؛ معضلی کهنه و به نظر لاینحل خود را به شکلی زشت و ناپسند خود را نشان داد. در لحظاتی از بازی آنچنان ادبیات سکوها زشت و سخیف شد که نمیتوان به هیچ وجه آن را توجیه کرد. اگر همانند گذشته با این معضل برخورد کنیم و آن را به تماشاگرنماها نسبت دهیم، آن وقت باید با ذرهبین دنبال تماشاگر واقعی بگردیم! واقعیت امر این است که باید یک اراده جمعی برای مقابله با این مساله در همه ارکان فوتبال و ورزش و حتی در سطوح بالاتر وجود داشته باشد.
روال ما برای مقابله با این پدیده که بلاشک در طول مسابقات لیگ برتر هم فوتبال ایران را آزار خواهد دارد،برخوردهای سلبی و قهری است. ما تنها راه را در استفاده از ابزارهایی نظیر محرومیت در نظر داریم. استفاده از این ابزارها لازم است اما به پیشگیری منجر نمیشود.
ما باید به مساله فحاشی به چشم یک بیماری در فوتبال نگاه کنیم و برای درمان آن ارادهای جدی داشته باشیم. رسیدن به ورزشگاههایی با ادبیات پاستوریزه یک کار فرهنگی مدون میخواهد؛ کاری که همه و همه باید دست به دست هم دهیم و در یک برنامه بلندمدت به آن برسیم. باید باور کنیم که یک بازیکن به جرم این که «حریف » است، حقش شنیدن ناسزاهای آبدار نیست.
افشین خماند / دبیر گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: