این زن نیمهشب به طور ناگهانی با شرایطی روبهرو شد که هر کسی را به وحشت میاندازد. او غریبهای را دید که در خانهاش راه میرفت. زن جوان وقتی سارق را دید، اول سعی کرد آرامش خودش را حفظ کند. او سپس آهسته راه رفت و تمرکز کرد تا متوجه شود غیر از مردی که دیده است، شخص دیگری هم در خانه حضور دارد یا خیر. وی زمانی که مطمئن شد غیر از او و دزد، فرد دیگری در خانه نیست، جستی ناگهانی زد و سارق را با یک مشت غافلگیر کرد. او در این باره توضیح داده است: «ناگهان حسی خشن در من شکل گرفت. هر چیزی در اطراف من از بین رفت و فقط این مرد مانده بود که باید شکستش میدادم. جلو رفتم و یک مشت به صورتش زدم. احساس درد و رنجی نکردم. آدرنالینی که در خونم ترشح میشد، دیدم را قویتر کرد و حتی توانستم موهای خاکستری اطراف شقیقههای آن مرد را ببینم، اما یادم نمیآید فقط یک مشت به او زدم یا بیشتر. در واقع بعد از مشت اول آنقدر هیجانزده بودم و میزان آدرنالین خونم آنقدر بالا رفته بود که بقیه ماجرا را به یاد نمیآورم فقط به خاطر دارم او فرار میکرد و من دنبالش بودم.»
زن جوان سپس با پلیس تماس گرفت و ماجرا را اطلاع داد: «یادم میآید به پلیس گفتم کنار موهای او خاکستری است. یادم نمیآید حتی درخواست کمک کرده یا نشانیام را داده باشم. تنها چیزی که به یاد دارم، این است همانطور که پشت خط بودم، در خانه میدویدم و تکتک اتاقها را بازرسی میکردم تا مطمئن شوم دزد آنجا نباشد. مرتب پلهها را بالا و پایین میرفتم و آرام و قرار نداشتم، اما آنچه واضح است مشخصات دزد را خیلی خوب داده بودم، چون پلیس از دوربینهای مدار بسته رد او را گرفت و بالاخره سارق دستگیر شد. یک ساعتی طول کشید تا آثار آدرنالین از بدن من رفت.»
این زن تاکید میکند که از همان لحظه اول مواجهه با سارق، ترسیده بود: «آنچه میخواهم روشن کنم این است اینطور نبود که نترسیده باشم. حس میکردم تا به حال اینقدر به خطر نزدیک نشدهام، اما از آنجا که در هفته دو تا سه ساعت تمرین بوکس میکنم و سه سال است این کار را مدام انجام میدهم، خیلی طبیعی مشت زدم.
در واقع آن ضربه واکنشی ناخودآگاه بود.»
او ادامه میدهد: «نمیدانم دقیقا چه چیزی باعث شد آن مشت را بزنم، اما تصمیم گرفتم تجربهام را با زنان دیگر در میان بگذارم. قبل از اینکه تمرینهای بوکسم را شروع کنم، مثل خیلی از زنان فکر میکردم هدف از این تمرین، کمکردن وزن باشد. زنان درگیر این فکر هستند که باید لاغر باشند، اما تمرین بوکس باعث شده من عاشق قدرت باشم و دیگر به فکر لاغری نیستم.»
این زن میافزاید: «تمام عمرم از این میترسیدم که یک مرد به من حملهور شود. اما اکنون احساس آزادی میکنم. قوی بودن و یاد گرفتن مشتزنی به من حسی داده و چیزی را در من بیدار کرده که دلم میخواهد همه زنان آن را حس کنند. برای اولین بار در عمرم احساس میکنم یک انسان کامل هستم. من قربانی نیستم و نمیترسم. دلم نمیخواهد فضای کمی اشغال کنم. سرم را پایین نگه نمیدارم. نمیخواهم شانه خالی کنم. صدایی قوی دارم و بازوان قویتر.»
او به زنان دیگر توصیه میکند در کلاسهای دفاع شخصی شرکت کنند: «به نظر من هر زنی احتیاج دارد در کلاسهای دفاع شخصی شرکت کند. البته عالی میشد اگر ما در دنیایی بدون خشونت زندگی میکردیم و زنان مورد خشونت قرار نمیگرفتند و ساعت پنج صبح یک غریبه در خانه آدم راه نمیرفت، اما تا فرارسیدن آن روز منطقی است هر کسی یاد بگیرد چطور با شرایط خطر روبهرو شود. تمرینات دفاع شخصی، نه تنها قدرت فیزیکی به انسان میدهند، بلکه روشهای خاصی برای افزایش آگاهی و هوشمندی نیز میآموزند. مهمترین آموزه این کلاسها این است که میشود در دنیایی بدون ترس زندگی کرد.»
مترجم: سارا لقایی
منبع: گاردین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم