عاملان جنایت به هم دروغ گفته بودند

زنی که با همدستی مرد جوانی ، شوهر 70 ساله اش را به قتل رسانده و پس از سرقت جسدش را به آتش کشیده بودند در جلسه دادگاه هر کدام دیگری را عامل جنایت قلمداد کردند.
کد خبر: ۶۹۱۲۹

نیمه شب 26 مرداد سال گذشته ماموران انتظامی کلانتری افسریه از آتش سوزی مهیبی در طبقه سوم یک مجتمع مسکونی در افسریه تهران اطلاع یافتند و با حضوردر محل و در لابه لای خاکسترها متوجه جسدی شدند که روی زمین افتاده بود و به نظر می رسید قبل از آتش سوزی به قتل رسیده باشد. با گزارش موضوع به بازپرس اصغرزاده ، وی تحقیقات خود را درباره هویت جسد و دلایل مرگ او آغاز کرد.

قتل زیر خاکستر

در نخستین بررسی های صورت گرفته در پزشکی قانونی ، مشخص شد جسد متعلق به صاحبخانه 70 ساله به نام حسن - ی است که از مدتی قبل پس از مرگ همسرش با زن جوانی به نام اکرم ازدواج کرده و با وی در این خانه زندگی می کرده است . بررسی ها همچنین بیانگر آن بود که مقتول قبل از آتش سوزی با ضربات چاقو به قتل رسیده است و قاتل یا قاتلان برای رد گم کردن خانه را به آتش کشیده اند. از آنجا که هم زمان با وقوع قتل ، همسر جوان صاحبخانه نیز ناپدید شده بود ، این احتمال مطرح شد که وی از ماجرای جنایت اطلاع داشته باشد و به این دلیل تحقیقات گسترده ای برای یافتن وی آغاز شد.

دزدی از شاه دزد

درحالی که تحقیقات برای دستگیری اکرم ادامه داشت ، به بازپرس ویژه قتل دادسرای جنایی اطلاع داده شد زنی به نام اکرم با مراجعه به دادگستری شهرستان ازنا ادعا می کند شوهر خود را با کمک مرد جوانی در افسریه تهران به قتل رسانده است .به این ترتیب ماموران وی را به تهران منتقل کردند و بازجویی از این زن آغاز شد. او با اعتراف به قتل شوهرش گفت : از مدتی قبل با پسر جوانی به نام شهرام آشنا شدم و با وسوسه های او تصمیم گرفتم شوهرم را که تفاوت سنی زیادی با او داشتم به قتل برسانم و اموالش را به سرقت ببرم .روز جنایت پس از خوراندن داروی خواب آور به همسرم ، شهرام به خانه مان آمد و با کمک هم شوهرم را به قتل رساندیم و سپس خودروی او را همراه دفترچه های حساب بانکی او برداشتیم و به شمال کشور فرار کردیم . اما در شمال ، شهرام سر من را کلاه گذاشت و با دزدیدن خودرو و پولها من را در شمال رها کرد و ناپدید شد.با اطلاعاتی که این زن درباره جوان فراری در اختیار ماموران گذاشت ، وی در مدت کوتاهی دستگیر شد و در بازجویی ها به ارتکاب قتل با همدستی زن سنگدل اعتراف کرد.با اعتراف این زن جوان و همدستش به قتل مرد صاحبخانه ، پرونده برای صدور رای نهایی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.

انگشت اتهام به سوی دیگری

در جلسه روز گذشته بررسی این جنایت که در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، ابتدا صفر خاکی به عنوان نماینده دادستان به توضیح کیفرخواست پرداخت و اتهام هر 2 متهم را مشارکت در قتل عمدی حسن یوسفی 70 ساله ، مشارکت در ایجاد حریق و به آتش کشیدن جنازه و سرقت اموال مقتول عنوان کرد.پس از تقاضای قصاص از سوی اولیای دم ، دادگاه از متهم ردیف اول به نام شهرام - ر خواست از خود دفاع کند.جوان متهم با انکار مشارکت در قتل گفت : این زن با دروغ ها و وسوسه هایش باعث شد تا من مرتکب قتل شوم . متهم در توضیح جنایت گفت : چند روز قبل از جنایت با این زن آشنا شدم . او به من می گفت که با پدر پیرش زندگی می کند. بعد از آشنایی مان او دایم از پدرش بد می گفت و از من می خواست برای آن که از شر او راحت شویم ، به او کمک کنم تا پدرش را به قتل برساند و من هم پذیرفتم اما شب قبل از جنایت او به من گفت کسی را که به عنوان پدرش معرفی کرده شوهر اوست و به خاطر آن که از دست وی خسته شده است ، قصد دارد او را به قتل برساند .من هم پذیرفتم تا به او کمک کنم و به همین دلیل تعدادی قرص بیهوش کننده تهیه کردم که او آنها را در غذای شوهرش ریخت و روز بعد من به خانه شان رفتم ، اما من در قتل نقشی نداشتم و تنها یک ضربه چاقو به بالای گونه مقتول زدم که او به من حمله ور شد و در این هنگام اکرم با چاقو ضربات مرگبار را به بدن او زد و او را کشت . پس از قتل شوهرش ، از من خواست با برداشتن پولهای نقد ، خودروی پراید و دفترچه های بانکی مقتول فرار کنیم و من هم با او فرار کردم ، اما در تمام مدت از او هراس داشتم و می ترسیدم وقتی که درخواب هستم به همان شیوه من را هم به قتل برساند و برای همین هم در شمال به بهانه خرید خارج شدم و فرار کردم .پس از اظهارات شهرام ، دادگاه از اکرم خواست از خود دفاع کند که وی گفت : ازدواج با پیرمرد ، سومین ازدواج من بود. او مرد خوبی بود و من اصلا قصد قتل او را نداشتم .او برای رسیدن به خواسته هایش با مزاحمت های تلفنی مرا تهدید می کرد و سرانجام من قبول کردم به او کمک کنم ولی همسرم را نکشتم وتنها یک ضربه به گلوی او زدم اما شهرام او را به قتل رساند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها