نیم قرن انتظار برای جهانی شدن

با این گونه معرفی که بگویم محمود مشحون متولد 1320است و... زیاد موافق نیستم ، اما وقتی به سوابق 51سال حضور رئیس فعلی فدراسیون بسکتبال نگاه می کنم ، می بینم انصاف نیست از کنار فعالیت های گذشته چه ریز، چه درشت بی اعتنا بگذرم.
کد خبر: ۶۹۰۸۳

نیم قرن از عمر محمود مشحون در بسکتبال ایران گذشته اما وی هنوز به دنبال سقف آرزوهایش است: حضور در رقابت های جهانی ژاپن در سال 2006.رئیس فدراسیون همان گونه که در بخشهایی از این گفتگو می خوانید، با قهرمانی های جوانان و امیدها، بسکتبال ایران را در قواره های جهانی قرار داد.
اما راهیابی تیم ملی بزرگسالان طعم شیرین و لذت وصف ناشدنی برای او دارد که در چند ماه آینده به دنبالش است. مشحون در دوره جدید مدیریت بسکتبال خود که وارد چهارمین سال شده است احترام به گذشته ، توجه به امروز و رویکرد به فرداهای روشن را به عنوان 3اصل اساسی فدراسیون ترسیم کرده و دوست دارد همچنان در مسیر پیشرفت بسکتبال ایران گام بردارد.


بسکتبال را از چه سالی شناختید؛
سال 1333 بود.

چند ساله بودید؛
13ساله.

از کجای این 51سال شروع کنیم؛
مدرسه دارالفنون ، باشگاه تاج سابق و دارایی ، یا 17سالگی در تیم ملی...

به رسم قدرشناسی از اولین مربی؛
آقای مسعودنیا. مربی دبیرستان دارالفنون. ما درباب همایون زندگی می کردیم و منزل تا آنجا فاصله ای نداشت.

کلاس چندم بودید؛
سیکل اول.

و باشگاه؛
تاج و دارایی.

غیر از آنها؛
هیچ کجا.

قضیه 17سالگی در تیم ملی چیست؛
17ساله بودم که عضو تیم ملی شدم. در دوره من آنقدر بازیکن بزرگ وجود داشت که خجالت می کشیدم با سن و سال کم با آنها تمرین کنم.

تا چه سالی بازی کردید؛
سال 1348.آن وقت ها از تالارهای سرپوشیده خبری نبود و تا سالهای 36و 37در زمین های روباز بازی می کردیم.
اولین تالار سرپوشیده در دانشگاه تهران ساخته شد و در مراسم افتتاحیه ، تیم ملی ترکیه مهمان تیم دانشگاه تهران بود.

تا حالا 51سال نصف شد، اما نصف دیگر؛
پس از سال 48 به مربیگری روی آوردم. البته از سال 1341 همزمان با بازی ، قسمتی از زندگی ام به آموزش اختصاص یافت.

در کجاها؛
جنوب تهران ، شهر ری ، دبیرستان هدف. برای امرار معاش باید چند شغله می شدم. پس از طی دوران مربیگری اولین مسوولیتم را در فدراسیون هندبال گرفتم.

تا حالا هر چه گفتید از بسکتبال بود. چطور سر از هندبال درآوردید؛
آن زمان این دو ورزش با هم ادغام بود. مثل سالهای قبل تر که بسکتبال و والیبال یک فدراسیون داشتند.

پس با هندبال وارد کارهای اجرایی شدید؛
سالها دبیر فدراسیون هندبال بودم. پس از پیروزی انقلاب ، در سال 1358 اولین رئیس شورایی فدراسیون بسکتبال و در همان سال اولین رئیس انتخابی بسکتبال شدم.

طولانی ترین دوره مدیریت شما در بسکتبال به اواخر دهه 60و ابتدای دهه 70برمی گردد این طور نیست؛
از سال 67تا 73ریاست فدراسیون بسکتبال را در دوره مدیریت آقای غفوری فرد در سازمان تربیت بدنی به عهده داشتم.

به نظرم طولانی ترین دوره غیبت شما از بسکتبال از سال 73آغاز شد.
از دیماه سال 1373و در زمان ریاست هاشمی طبا در سازمان ورزش تا زمان بازگشتم 8سال گذشت...

این 8سال را هم جزو آن 51سال به حساب می آورید؛
بله ، بخشی از واقعیت های زندگی من است و نمی توانم فراموشش کنم. شاید نیاز بود کمی دور شوم و از دور به بسکتبال نگاه کنم.

وقتی در سال 81بازگشتید چه چیزهایی تغییر کرده بود؛
وارد جزییات نمی شوم. خیلی از افراد پیش از من به نیت خدمت به جوانان آمدند و کار کردند، اما مشکل بزرگ ما در سالهای گذشته پیشرفت کشورهای غرب آسیا بود.
آنها در بسکتبال پیشرفت خوبی داشتند و ما باید در وهله اول این باور را در اذهان بازیکنان ایجاد می کردیم که بهتر از آنان هستیم.

چه کارهایی انجام دادید؛
استخدام یک مربی خوب خارجی ، نظم بخشیدن به نظام رقابت های لیگ باشگاهی و ایجاد امنیت و شخصیت بازی برای ملی پوشان بسکتبال و مواردی دیگری که از مدیریت مشارکتی در فدراسیون بسکتبال با کمک رسانه ها صورت پذیرفت.

تا کجا ادامه خواهید داد؛
در کوتاه مدت تا صعود به رقابت های جهانی 2006 ژاپن.

صعود از مرحله غرب آسیا و سپس صعود از مرحله نهایی جام ملتها، پیش شرطهای بسکتبال برای راهیابی به رقابت های جهانی است. سخت نیست؛
خیلی. غرب آسیا بخش اعظمی از قدرت بسکتبال کل آسیاست. لبنان ، سوریه و اردن در زمینه باشگاهی به موازات آن در سطح تیم ملی پیشرفت کرده اند.

در زمان فدراسیون شما راهیابی به رقابت های جوانان و امیدهای جهان اتفاق افتاد؛
بله ، خوشحال شدم اما سیراب نه. مدیریت فعلی بسکتبال در آغاز 4سالگی است. در همین مدت کم اگر به جام جهانی بزرگسالان صعود کنیم ، افتخاراتمان در این مقطع کامل می شود.

الان بازیهای غرب آسیا مهمتر است؛
کارمان در لبنان آسان نیست ، اما احساس خوبی دارم چون بچه های تیم ملی اعتمادم را جلب کرده اند.

لبنانی ها بسکتبال را خوب می فهمند و طرفداران زیادی هم دارد. اردن ، سوریه و حتی عراق حریفان با انگیزه ای برای تیم ملی به شمار می روند. آیا تمامی جوانب را در نظر گرفته اید؛
خواست من و همکارانم استمرار موفقیت های بسکتبال است. ما پارسال میزبان بودیم و قهرمان شدیم و امسال بازیها در لبنان برگزار می شود. با آن حال و هوای متفاوت. بدون تردید حفظ قهرمانی دشوارتر است. ما برنامه های خاصی تدارک دیده ایم تا از بیروت سربلند بازگردیم.

این برنامه ها شامل ممانعت از تصمیمات سوئمدیریت در بسکتبال غرب آسیا هم می شود؛
بسکتبال ایران در غرب آسیا با 2جبهه می جنگد. اول حریفان ، دوم مسوولان کمیته اجرایی. 2بار تاکنون از تصمیمات مسوولان غرب بسکتبال منطقه لطمه خوردیم ، کاری هم از دستمان ساخته نیست ، جز ارائه اعتراض به مسوولان فیبا آسیا (ABC) یا فدراسیون جهانی بسکتبال (FIBA).

ولی ما دکتر نمازی زاده را در فدراسیون غرب آسیا داریم.
ایشان نایب رئیس غرب آسیا هستند و یک پست تشریفاتی داریم. با این حال مراتب اعتراض بسکتبال ایران بارها توسط آقای نمازی زاده به مسوولان فدراسیون غرب آسیا همچنین فیبا آسیا اعلام شد.

اگر اشتباه نکنم ، صحبتهایی راجع به انتقال سهمیه بسکتبال ایران از غرب آسیا به آسیای میانه شده بود. چقدر این صحبتها را تایید می کنید؛
عملی شدن این صحبتها مصداق از چاله درون چاه افتادن است. باز کشورهای عربی مسلمان هستند و نقاط مشترکی با آنها داریم ، اما در آسیای میانه از هر جهت تنها خواهیم ماند.

در چنین شرایطی نظر نهایی تان چیست؛
قوی شویم و قوی تر. این نگرانی ها نباید تعبیرش پا پس کشیدن و عقب نشینی باشد. باید بیشتر کار کنیم و قوی تر در مسابقات حضور یابیم. از طرفی ارتباط بین المللی مان را افزایش دهیم تا بسکتبال از سیطره و اختیار عربها خارج شود.

اقدامی هم کرده اید؛
زمینه برای برقراری ارتباط بیشتر با روسای فیبا آسیا مهیا شده است. با تنی چند از مسوولان فدراسیون جهانی ازجمله لوبومیرکوتلبا معاون فنی و رادوویچ مسوول توسعه فیبا در ارتباط هستیم.
منتهی کسب نتایج معتبر در عرصه های بین المللی و جهانی در کسب کرسی های بسکتبال آسیا حایزاهمیت است. تا قبل از رسیدن به این جایگاه ها باید تحمل داشته باشیم و دانش فکری و روحی ورزشکاران را در مقابل با ناحقی های احتمالی آینده مقاوم سازیم.
اینها یک سری عوامل بیرونی بودند. اما بحث دیگر ما برمی گردد به مسائل داخلی و جاری بسکتبال کشور. اول از تیم ملی شروع کنیم که به نظر می رسد با وضعیت آسیب دیده ها چهره ای متفاوت تر از بازیهای دوره گذشته دارد. تغییرات تیم ملی غیرمنتظره است.
بازیکنان بزرگ خودمان حامد حدادی ، کرم احمدیان و سامان ویسی را در اختیار نداریم ، اما متکی به فرد هم نخواهیم بود. غیبت 3بازیکن نباید مانعی در عزم و اراده کادر فنی یا سایر بازیکنان تیم ایجاد کند. ما مجموعه ای از بازیکنان صاحب هدف و انگیزه را در اختیار داریم با قابلیت های بسیار بالای فنی.

شما به تکرار قهرمانی در لبنان امیدوار هستید؛
بدون امید زندگی بی معناست. ما همه امیدواریم و تلاش می کنیم. در بازیهای کشورهای اسلامی با امید فراوان شرکت کردیم و در نهایت سوم شدیم در صورتی که انتظارم قهرمانی بود...

اشاره خوبی به گذشته نزدیک تیم ملی داشتید. شما اولین کسی بودید که از بوسنیاک در آن بازیها انتقاد کردید. آیا هنوز روی مواضع گذشته خودتان هستید؛
بله ، هنوز می گویم مدال طلا را خودمان دودستی تقدیم تیم ملی بسکتبال جمهوری آذربایجان کردیم.
اما از آن روز 3ماه گذشته است و در این مدت بوسنیاک سرمربی صرب تیم ملی بسکتبال به درک بهتری از موقعیت بسکتبال ایران رسیده است. ما شانس بسیار بزرگی داشتیم که با شرکت در بازیهای همبستگی در عربستان ، بسیاری از معایب تیم ملی را شناختیم.

سوالم را از یک زاویه دیگر مطرح می کنم. بوسنیاک با تیم ملی قهرمان غرب و سپس با تیم امید قهرمان آسیا شد. این بازیها در ایران با استفاده از شرایط میزبانی برگزار شده بود.
اما در عربستان که اولین آزمایش جدی بوسنیاک در بازیهای خارج از خانه بود، تیم ایران به قول خود شما طلا را با برنز عوض کرد. آیا می توان به کسب موفقیت این مربی در رویدادی دیگر آن هم خارج ازخانه امیدوار بود؛

قبول دارم بازی در خانه با بازیهای خارج از خانه تفاوت دارد. در بازیهای خارج از خانه ارائه توانایی تیم به خلاقیت ، ابتکار و هنر مربیان بستگی پیدا می کند.
یک مربی باید قادر باشد ظرفیت های روحی روانی و فنی بازیکنانش را در شرایط سخت و با حضور تماشاگران رقیب در اختیار و کنترل خود قرار دهد و از توانایی بازیکنان استفاده کند. مشکلات تیم ملی در عربستان تعبیرش این نبود که بوسنیاک کارش را بلد نیست ، بوسنیاک در عربستان ، بازیهای لبنان راتمرین کرد.

این تمرین به قیمت از دست دادن یک طلا تمام شد.
از دست دادن طلا هشداری بموقع و لازم و تلنگری بزرگ برای بسکتبال بود. ما را بر آن داشت تا به نارسایی ها و کمبودهای تیم ملی بیشتر از گذشته توجه کنیم.
این مشکلات تا قسمت زیادی برطرف شده اند و مهیای کنکور سخت لبنان شده ایم. اگرچه همان گونه که گفتم ، مشکلات غیرمنتظره به قوت خود باقی است.

حتی مخالفان فدراسیون بسکتبال به وجود تیم ملی جوان و در عین حال قدرتمند، اعتراف می کنند. یکی از اصلی ترین ابزار رسیدن به تیم ملی قدرتمند لیگ است. سال گذشته لیگ بسکتبال پویاتر شد، اما اشکالاتی هم داشت.
آیا به این نکته اندیشیده اید که توان اجرایی و امکانات لیگ فصل جاری را نسبت به پارسال افزایش دهید؛

سازمان لیگ بسکتبال باشگاه های ایران به همین منظور تشکیل شده است. به باشگاه ها اعلام کرده ایم تا روز20 تیر نمایندگان خود را معرفی کنند. اهداف سازمان لیگ از اسمش پیداست.
ما در فصل جدید بالغ بر 48تیم در گروههای مختلف داریم و سازماندهی تیمها کار آسانی نیست. کار یکی 2نفر هم نخواهد بود. تدوین برنامه اجرایی ، تبادل افکار و اطلاعات ، استفاده از نقطه نظرها و دیدگاه های سازنده مدیریت های باشگاه ها و ایجاد ارتباط بیشتر، از جمله اهداف سازمان لیگ به شمار می رود.
اگر بین باشگاه ها و سازمان لیگ تعامل و همبستگی ایجاد شود، فاصله ها برداشته خواهد شد. در واقع فدراسیون بسکتبال با کمک تیمهای باشگاهی که بازوان قدرتمند آن به حساب می آیند، خواهد توانست به راه اندازی لیگی پویاتر از پیش امیدوار باشد.

در مجمع سالانه فدراسیون بسکتبال صحبتهایی راجع به محدودیت استخدام بازیکنان خارجی به میان آمد. آیا این نظر مستقیم شماست؛
فدراسیون بسکتبال مشارکتی اداره می شود و همکارانم در بسیاری از پیشنهادها و تصمیمات سهیم هستند. هر طرحی از سوی فدراسیون با نظر جمع ارائه می شود. در این یک مورد خود من هم نظر مستقیم داشتم.

باشگاه های معترض عقیده دارند در حیطه اختیارات فدراسیون نیست که وارد تصمیم گیری های آنها شود و راجع به یارگیری محدودیت هایی ایجاد کند؛
ما روز 20تیر راجع به این موضوع تصمیم می گیریم. فعلا همه چیز در حد پیشنهاد مطرح شده است ، اما فدراسیون می تواند و باید در اموری که به کلیت بسکتبال ضربه می زند وارد شود و دخالت کند.
سال گذشته جمعی از بهترین های تیم ملی نیمکت نشین خارجی ها شده بودند که در پستهای یک و پنج بیشتر این نقیصه احساس شد.

فدراسیون علاوه بر طرح محدودیت استخدام خارجی ها، روی نحوه استفاده از آنها توسط تیمها نیز دست گذاشته است. آیا مقرراتی که به همین منظور وضع شده است سبب تقابل باشگاه ها با فدراسیون نمی شود؛
مگر سال گذشته به بازیکنان خارجی تیمها چقدر بازی می رسید؛ تیمها تمام مدت که این بازیکنان را در زمین دراختیار نداشتند.
پیشنهاد ما این است که یک بازیکن خارجی از اول تا آخر بنابر تشخیص مربی بازی کند و بازیکن دیگر فقط یک کوارتر به صورت همزمان به میدان آید. در واقع یک کوارتر، 2بازیکن خارجی با هم برای یک تیم بازی می کنند.

مسوولان تیمها انتظار دارند سختگیری فدراسیون در قبال بازیکنان خارجی در مورد تجمع بازیکنان ملی در تیمها نیز اعمال شود. به عقیده آنها فدراسیون باید طرحی ایجاد کند تا از تجمع و تمرکز چندین و چند ملی پوش در یک تیم باشگاهی ممانعت به عمل آید. در حقیقت قدرت بین یک یا 2تیم متمرکز نشود.
این طرح را در ابتدای برنامه ریزی لیگ داشتیم و همچنان روی آن پافشاری نشان می دهیم. منتهی تیمهای معترض ، برخی مسائل آیین نامه ای را که در اختیار فدراسیون هم نیست ، بلکه سازمان تربیت بدنی مسوول مستقیم آن است ، در نظر نمی گیرند.
سال قبل عمده اعتراض تیمها به وجود ملی پوشان صباباتری بود در حالی که صباباتری دو بازیکن سرباز داشت و سربازها مشمول قانون 3سهمیه در تیمها نمی شوند.
برای این مساله نیز برنامه هایی داریم که به موقع اعلام خواهیم کرد.

شاید امسال یکی از پرسروصداترین سالهای نقل و انتقال مربیان بسکتبال بود. تغییر، تعویض و جابه جایی مربیان حکایت از آن دارد که امنیت شغلی در کار مربیگری برقرار نیست. آیا فدراسیون در ایجاد این امنیت ، می تواند نقشی داشته باشد؛
با صراحت بگوییم مسوول تمامی ناامنی شغلی مربیان ، خود مربیان هستند. بسیاری از آنها راه را به بیراهه می روند.
آنها به جای آن که فدراسیون را محرم تمام مسائل حقوقی و فنی خود بدانند، مدام در حال دورزدن فدراسیون هستند و در جهت اهداف شخصی حرکت می کنند.
تعدادی از مربیان در این چند سال هر وقت بیکار شدند، راه فدراسیون بسکتبال را در پیش گرفتند و به دنبال احقاق حق خود بودند. در صورتی که فدراسیون حامی مربیان است و این باور باید بین همگان ایجاد شود. درخصوص امنیت شغلی مربیان با وجود همه نامرادی ها بیکار ننشستیم ، تصمیماتی گرفتیم و نتایج آن بزودی پس از بررسی نهایی در کمیته فنی فدراسیون اعلام می شود.

به عنوان آخرین سوال ، اگر رئیس آینده سازمان تربیت بدنی روی شما نظری نداشت و برکنارتان کرد، چه می کنید؛
همان کاری که قبلا در زمان برکناری مدیریت هاشمی طبا کردم. می روم ده کشاورزی! بعد هم دامداری! تا وقتی باشم کار می کنم ، برنامه می دهم تا اگر روزی کنار رفتم ، پیش جوانان مملکت شرمنده نشوم.
هدف من در طول سالهای مدیریتی ام ، درست کار کردن ، خدمت کردن و خوب نتیجه گرفتن است. حتما کسی که بعد از من می آید، این امانت را بخوبی تحویل می گیرد و خودم اولین کسی خواهم بود که به دفتر فدراسیون تازه اش دسته گل خواهم فرستاد.
مبارکش باشد. این هم بخشهای بعدی از کتاب 51 سال زندگی شاید هم بیشتر با بسکتبال است و گریزی از آن نیست.

محمد رضاپور
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها