حاج عباس باقری، محبوبه معراجی‌پور و سردار علی ناظری از کتابی می‌گویند که تحسین رهبر انقلاب را در پی داشت

ناگفته‌های حاج عباس دست ‌طلا از دیروز و امروز

گرم کردن افطاری با پتو!

زندگی در اردوگاه به شکل شهر بود که شهردار و مسئول فرهنگی، ورزشی، نظافت،و ... داشت و هرکس مسئول کاری بود تا به نحو احسن انجام شود.
کد خبر: ۶۹۰۲۶۶
گرم کردن افطاری با پتو!

خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذاب‌هایش برای آزادگان ما شیرینی خودش را هم دارد. لحظاتی که دور از خانواده و در سرزمینی غریب سپری شد اما شاهنامه ای بود که آخرش خوش درآمد. آنچه می خوانید بخشی از خاطرات آزاده سیدحمزه اکوانی است:

نعمتی که در اسارت نصیب اسرا شد حاج آقا ابوترابی بود که باعث شد اعتقاد، وحدت، ایثار، گذشت، اخوت، مهربانی و ... در بین اسرا دو چندان شود و همچنین توصیه های ایشان در مورد ورزش که البته خودشان هم ورزشکار بودند و در یک ورزش باستانی یک نفس بیش از 150 شنا رفت همچنین در کشتی گرفتن مهارت خاصی داشت. بچه ها نگهبان مشخص می کردند و ساعتی را به ورزش اختصاص می دادند. در کل زندگی در اردوگاه به شکل شهر بود که شهردار و مسئول فرهنگی، ورزشی، نظافت،و ... داشت و هرکس مسئول کاری بود تا به نحو احسن انجام شود.

ماه مبارک رمضان که هوا خیلی سرد بود غذا را ساعت 4 می گرفتیم و دور سطل غذا پتو می پیچاندیم که تا افطار سرد نشود و برای سحر هم بایستی چندین پتو دور سطل می پیچاندیم که تا سحر مورد استفاده قرار بگیرد.

آب هم داخل حلب های روغنی بود و مقدار گونی دور آن می پیچاندیم و آن را خیس می کردیم تا کمی خنک شود و موقع افطار بتوانیم از آن استفاده کنیم. سال های اول بسیار سخت بود حتی آب به حدی نبود که هنگام افطاری سیر بخوریم.

در اردگاه موصل چند نفری از نگهبانان و افسران عراقی که بچه‌های نجف اشرف بودند و بعضی موقع می آمدند داخل آسایشگاه و صحبت می کردند و می گفتند: ما به مشهد به زیارت امام رضا(ع) و شیراز به زیارت شاه چراغ آمده‌ایم.(سایت جامع آزادگان»

{$convert_old_media}
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها