در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر چهار سال یکبار این اتفاق تلخ رخ میدهد و نویسندگان و خبرنگاران قدیمی که خاطرات زیادی با چهرههای مسن تیمهای ملی دارند به این فکر میکنند که نسل فوتبالیستهای دوستداشتنی آنها رو به پایان است و البته در خلوت خود به یاد نسل خودشان هم میافتند. حقیقت است و باید قبولش کرد. چهرهها مهم نیستند و مهم نام تیم است، نام یک کشور، نام یک روزنامه و شاید تیتر یک مقاله که آنقدر خواندنی باشد تا در قلب مردم به یادگار بماند.
تا این مرحله از جامجهانی چندین و چند ابرستاره دوستداشتنی با جام خداحافظی کردهاند که دیگر در جامجهانی آنها را نخواهیم داد؛ کاسیاس، آلونسو، ژاوی، داوید ویا، بوفون، پیرلو، اتوئو، جرارد، لمپارد و دروگبا.
این اسامی فقط مخصوص کشور و ملیت خود نیستند. این بازیکنان بزرگ همگی بینالمللی بوده و به همه دنیای فوتبال تعلق دارند. بازیکنانی که یک نسل عاشق فوتبال را به دنبال خود کشانده و خاطرهها برایشان ساختهاند.
از استیون جرارد شروع کنم، کاپیتان بزرگی که در جامجهانی 2018 روسیه سی و هشت ساله خواهد بود. او هم اگر بخواهد بازی کند، من نویسنده در آن زمان باز نشسته خواهم بود.
از پیرلو بزرگ بنویسم که خستگی در سه بازی ایتالیا را به بهانه گرمای شدید هوا به روی کسی نیاورد، آنقدر بزرگ و قابل احترام بود که پراندلی در نشست خبری حرفش را قطع کرد و گفت: بله درست میگوید. هوا خیلی گرم بود. بازیکنان من قادر نبودند دستوراتم را بدرستی اجرا کنند. این هوا مناسب جامجهانی نیست. خبرنگاران هم به احترامش چیزی نپرسیدند.
از اشکهای داوید ویا، نگاه معنیدار دروگبا، وقتی اتوئو سرش را به شیشه اتوبوس تکیه داده بود و وقتی ژاوی ارناندس بدون هیچ مراسمی با فوتبال خداحافظی کرد.
در این میان دو دروازهبان بزرگ دنیا یعنی کاسیاس و بوفون بیش از دیگر اسمها به تیتر اول روزنامهها وارد شدند. دو نام بزرگ که حتی در سطح باشگاهی نیز امیدی به بقا و درخشش ندارند. این حقیقت فوتبال نیست، این حقیقت زندگی است و نسلها از پی هم میآیند و میروند و فقط این تیم است که میماند.
ژایمه رینکون / روزنامهنگار انگلیسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: