در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همه اینها برای آن است که عمق فاجعه بحران آب برای مردم ملموستر شود تا شاید تغییری در رفتار مصرفی آنها بهوجود آید. اما ظاهرا هنوز خطر را جدی نگرفتهایم و نمیدانیم که با بیاعتنایی به بحران آب چه بلایی بر سر خودمان و فرزندانمان میآوریم. خالی شدن سفرههای زیرزمینی به عنوان ذخایر استراتژیک، میرود تا کشور با یک بحران تمام عیار مواجه کند. پایین آمدن آب سدها آن قدر ملموس شده که فقط اگر از کنار دریاچه پشت سدهای بزرگ عبور کنید به وضوح این تغییر را مشاهده خواهید کرد.
چرا با وجود مشاهده این همه نشانه و هشدار هنوز به خودمان نیامدهایم؟ اگر در بسیاری از موضوعات اقتصادی دولت را مبسوط الید بدانیم و البته مسئول و پاسخگو، باید اعتراف کرد که در مقابله با بحران کمآبی دست دولت خالی است. نمیتوانیم برای جبران کمآبی از دولت بخواهیم آب وارد کند(!) نمیشود از دولت درخواست کرد که کارخانه تولید انبوه منابع آبی راهاندازی کند. بخواهیم یا نخواهیم در جبر آب و هوایی و اقلیمی کمآبی قرار گرفتهایم. البته دولت هنوز ابزارهایی مانند قیمت را در اختیار دارد، اما برای جلوگیری از فشار به مردم ظاهرا نمیخواهد از این ابزار استفاده کند. فقط یک راه باقی میماند و آن این که خودمان را به گونهای با این شرایط تطبیق دهیم که علاوه بر تامین نیاز امروزمان به آب، در سالهای آینده ایران به کشوری خشک و بیآب و علف تبدیل نشود.
اینجا دیگر ماییم که باید به فکر آینده کشور باشیم. اگر فردا به خاطر بحران آب با مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی مواجه شویم نمیتوانیم دولت یا هر عامل دیگری را سرزنش کنیم. فقط باید سرانگشت حسرت بگزیم که چرا در روزگاری که میتوانستیم با رفتار مصرفی خودمان مانع بروز یک فاجعه تمام عیار آبی شویم، به خاطر راحتی زودگذر این کار را نکردیم.
حمید اسدی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: