در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بوسنی تیمی است که از میان آتش جنگهای داخلی سارایوو و صربنیتسا میآید. از درون آن نسلکشی غیرانسانی. این تیم به جام جهانی آمده است تا فریاد بزند: «هر چقدر هم که وحشی باشید؛ بازهم نسلها از راه میرسند و بر مزار کشتهشدگان گل میگذارند». این روزها دیگر کمتر کسی از قصابان یاد میکنند، اما نسل ادین ژکو آمدند و هر هفته با گلهای خود در لیگهای اروپایی مردمان مسلمان بوسنی را شاد میکنند. آنها نسل زیبایی هستند. اکثر آنها فرزندان مهاجران کوچ کرده از جنگ هستند. بازیکنانی که والدینشان مجبور به کوچ از سرزمین پدری شدند، اما آنها در اولین فرصت گذرنامه دوم خود را پاره کردند و به «اصل» خویش بازگشتند. فرقی نمیکند پیانیچ در تیم جوانان لوکزامبورگ بازی کرده یا آسمیر بگوویچ در تیمهای پایه کانادا... مهم این است که آنها اکنون برای مردم کشورشان بازی میکنند. مردمانی که فوتبال گاهی همه دلخوشی آنها محسوب میشود. بوسنی تیمی است که میتوان دوستش داشت به دلیل همین قصه جذاب، اما نه در 90 دقیقه بازی مقابل ایران.
2 ـ ایران یکباره به دوستداشتنیترین تیم جام تبدیل شد. تیمی که از ابتدای جام جهانی آن را آخرین شانس جام میدانستند. ارزانترین تیم جام و... حالا بیشتر از هر زمان دیگری در چشم است و همه لب به تعریف از آن گشودهاند. بویژه پس از بازی با آرژانتین، این احسنتها به بالاترین سطح خود رسید تا آنجا که گاهی فکر میکنیم برای تیم ملی ایران باید اسپند دود کرد تا چشم نخورد. تیم ایران به جایی رسیده که بسیاری از تیمهای بزرگتر و مدعیتر نظیر اسپانیا و انگلستان بسیار زودتر از ایران شانس صعود را از دست دادند، اما ایران مانده و هنوز شانس صعود دارد. این بار بیشتر از همیشه به محققشدن رویای صعود نزدیک هستیم. بیشتر از همیشه.
3 ـ برای صعود جان میدهیم. امروز میتواند تاریخیترین روز فوتبال ایران باشد. روزی برای جشن گرفتن، روزی برای در خاطرهها جا ماندن. ما در مقابل آرژانتین آنقدر خوب بودیم که حالا انتظار شکست دادن بوسنی انتظار چندان بزرگی نیست. اکنون زمان آن است که کار بزرگ خود را تکمیل و در یک روز رویایی ماموریت خود را تمام کنیم. این روزها روزهای خوبی است. کاش این روزهای خوب ادامه پیدا کند. برای صعود و پیروزی باز هم همه تلاش خود را به کار میگیریم. همه تلاشمان را. تا آنجا که میتوانیم میجنگیم ؛می دویم و برای گل زدن جلو میرویم. بوسنی را بردیم که خیلی خوب است. آنگاه منتظر خبر بازی نیجریه و آرژانتین میمانیم. بوسنی را هم نبردیم فدای سرتان تا همین جای کار را هم برای ما قهرمان هستید.
4 ـ اولین گل تیم ملی را در جام جهانی چه کسی به ثمر میرساند؟ تا اینجا همه کار کردهایم غیر از گلزدن... راستش را بخـواهید برای گلزدن خیلی هم بدشانس بودیم. اگر ضربه سر رضا قوچاننژاد در بازی با نیجریه و ضربه سر اشکان دژاگه در بازی با آرژانتین مهار نمیشد و دروازهبانهای حریف واکنشهای خود را انجام نمیدادند اکنون ما در جام جهانی گل هم زده بودیم، اما شاید این بازی روزگار باشد که ما گل را در روزی به ثمر برسانیم که میتواند حماسهای رخ دهد. کسی که در بازی امروز گل برتری را بزند، جایگاهی مثل خداداد عزیزی برای گل زدن به استرالیا یا حمید استیلی برای گلزدن به آمریکا پیدا میکند. امروز همه کار باید بکنیم که دروازه بوسنی را بازکنیم. ضربات را دقیقتر کنیم و فرصتها را مغتنمتر بشماریم. امروز آخرین فرصت ما برای جاودانگی است، آن را هدر ندهیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: